پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۱۲۷۸۳
۰۰:۰۰
۱۳۸۴/۰۶/۲۱

نظام بين المللى پس از۱۱ سپتامبر

۰۰:۰۰
۱۳۸۴/۰۶/۲۱
به گزارش آفتاب نیوز،
رويداد يازدهم سپتامبر براى ايالات متحده آمريكا به منزله خروج از بحران معنا بود. (بحران بى معنا شدن بسيارى از مفاهيم، ترتيبات و سلاحها در عصر جهانى شدن).
پس ازيازدهم سپتامبر، آمريكا توانست برمبناى دوگانه جديد امنيت - تروريسم، جايگاه كشورها در جهان و مناطق گوناگون و همچنين نحوه شكل گيرى دوستان و دشمنان، ائتلافها و ضدائتلافها و اتحادها و ضداتحادها را مشخص كند. بر مبناى دوگانه مذكور، ايالات متحده در صدد ايجاد يك نظام دو قطبى جديدى برآمد كه در آن خود نقش قطب برتر را ايفا كند و در عين حال قطب هاى ديگر مانند اروپا، روسيه، چين و ... نيرومند نباشند.
در اين چارچوب آمريكا اعلام كرد كه «كشورها يا با ما هستند و يا با تروريسم و در اين ميان بى طرفى بى معناست.» اين بدان معناست كه سياست بيش از هر زمان ديگرى در محيط بين الملل ساده شده و از آن ابهام زدايى شده است.
سياست هاى آمريكا در برخورد با افغانستان و عراق بعد از ۱۱ سپتامبر، بخوبى بيانگر اين واقعيت است كه «سياست هاى مبتنى بر قدرت» و يا به عبارت ديگر «قوانين عينى» كه ريشه در توانايى هاى سخت افزارى (توان نظامى) و نرم افزارى (توان اقتصادى و فرهنگى) دارند،در شكل دادن به رفتار تصميم گيرندگان آمريكايى همچنان از اولويت برخوردارند. عملكرد رهبران آمريكا در حيطه سياست خارجى بازتاب اين پيش فرض تعيين كننده است كه عملكرد كشورها برخاسته از موقعيت آنها در نظام بين الملل است و به همين دليل عليرغم تغييرات و دگرگونى در ساختار رهبرى، شاهد تداوم سياست ها و خط مشى هاى كلى در اين كشور هستيم.
به دنبال عمليات انتحارى در تاريخ ۱۱ سپتامبر، ساختارى كه پس از فروپاشى اتحاد شوروى در نظام بين الملل شكل گرفته بود تثبيت شد و ماهيت و شرايط ساختار محيط بين الملل كه تأثير تعيين كننده در شكل دادن به سياست هاى آمريكا دارند استحكام تئوريك يافت. تخريب ديوار برلين و نشانه نمادين سقوط كمونيسم در ۱۹۸۹ و به دنبال آن فروپاشى غيرقابل اجتناب زادگاه اولين نظام سوسياليستى، ساختار حاكم بر محيط بين الملل را به گونه اى انقلابى متحول كرد و زمينه را براى شكل گيرى نظامى كه ماهيت ارزشى و ساختارى آن به وضوح آمريكايى است، فراهم آورد.
دولت ها و گروه هايى كه گسترش اين نظم و ارزش ها را در تعارض با تداوم قدرت خود مى ديدند،اقدام عليه آمريكا و منافع اين كشور را در دستور كار خود قرار دادند، چرا كه «ساختار واقعيات اجتماعى»، نيروى مورد نياز براى اين اقدام را فراهم مى كند. 

الف. ماهيت ساختار نظام بين الملل و ۱۱ سپتامبر 

بمب گذارى در مركز تجارت جهانى در ،۱۹۹۳ انفجار سفارتخانه هاى آمريكا در تانزانيا و كنيا در سال ،۱۹۹۸ حمله به برج «الخبر» در عربستان در سال ۱۹۹۶ و حمله به ناو نظامى آمريكا در سواحل يمن و حوادث ۱۱ سپتامبر اقداماتى بودند كه در راستاى مقابله با نظم حاكم آمريكايى انجام گرفتند.
۱۱ سپتامبر، در واقع، فريادى خصمانه عليه واقعيت «لحظه امپراتورى» آمريكا بود كه جهان امروز شاهد آن است. تجارب تاريخى بيانگر اين است كه هژمونى، مخالفت كشورها و گروه هاى ناخشنود را از نحوه توزيع قدرت بر مى انگيزد. هژمونى فرانسه در سال ۱۸۱۵ در «واترلو» به وسيله ائتلافى به رهبرى انگلستان مورد چالش قرار گرفت و هژمونى انگلستان هم در ۱۹۱۴ به وسيله «ويلهلم دوم» قيصر آلمان زير سؤال رفت،اينها نشانگر اين اصل بديهى است كه «قدرت هژمون، مقابله رابرمى انگيزد. البته بايد در نظر داشت كه هژمونى به يكباره به دنبال پايان تعارض ايدئولوژيكى دوران جنگ سرد پديد نيامد.
اگرچه در دوران جنگ سرد برترى آمريكا درحيطه هاى مختلف كمتر ملموس بود، اما واقعيت اين بود كه تنها چيزى كه اروپا را از يك حمله نظامى كوبنده محفوظ نگاه مى داشت، توان آمريكا در زمينه سلاح هاى اتمى بود. حوادث ۱۱ سپتامبر نهادينه شدن شكل گيرى هژمونى آمريكا را نهايى كرد. بررسى ادوارى اين تاريخ بيانگر آن است كه رشد امپراتورى آمريكا بيش از آنكه برپايه تلاش براى دستيابى به رفاه اقتصادى بوده باشد، بر بستر كاوش براى امنيت مطلق با به عبارتى ديگر آسيب ناپذيرى بوده است. حوادث ۱۱ سپتامبر به آمريكاييان اثبات كرد كه امنيت مطلق تحت هيچ شرايطى امكان پذير نيست، با اين حال،افزايش قدرت مى تواند ميزان هزينه هاى ناشى از آسيب پذيرى را در حد قابل قبول نگه دارد و در بطن آن، دگرگونى و يا تثبيت خط مشى هاى سلطه گرايانه و تغيير روش ها را در راستاى تأمين بيشتر منافع توجيه كند.
اين دقيقاً همان چيزى است كه به دنبال حوادث ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد و براى تصميم گيرندگان آمريكايى اين فرصت را فراهم كرد تا حضور خود را در افغانستان كه در طول ۲۰۰ سال گذشته منطقه نفوذ سنتى كشورهاى انگلستان و روسيه محسوب مى شد توجيه نظامى و سياسى كنند، آنچنان كه «دونالد رامسفلد»، وزير دفاع آمريكا آن را «ائتلاف چرخان» ناميد. در واقع وقايع ۱۱ سپتامبر اين موقعيت تاريخى را نصيب آمريكا كرد كه الگوهاى اقتدار خود بعد از سقوط كمونيسم را توجيه كند و در پناه آن اهداف سياست خارجى را عملياتى كند.
توسعه طلبى هاى آمريكا در خارج از قاره آمريكا كه از سال ۱۸۹۸ آغاز شد، امروز در پرتو حوادث ۱۱ سپتامبر، با توجه به ماهيت متمايز ساختار نظام بين الملل در قالبى متفاوت دنبال مى شود. حوادث ۱۱ سپتامبر كه برخى آن را واكنش نسبت به ماهيت تك قطبى ساختار نظام بين المللى مى دانند،اين فرصت را براى آمريكا فراهم كرد تا آنچه را كه «هنرى كيسينجر»، «اصل مشروع كننده نظم حاكم» مى نامد، در چارچوب مبارزه با تروريسم تحقق دهد و آن را جايگزين سياست مبارزه با كمونيسم كند، تا نظم را اعاده بخشد.
برخى معتقدند حوادث ۱۱ سپتامبر حركتى عليه توانايى فزاينده آمريكا در شكل دادن به روند حوادث و رفتار بازيگران بين المللى و كنترل منابع بود. حادثه ۱۱ سپتامبر نشان داد كه قدرت آمريكا در عين آسيب پذيرى از اين توانمندى برخوردار است كه پيامدهاى آسيب پذيرى را كنترل و آن را به چارچوبى براى توجيه سياست هاى سلطه گرايانه خود تبديل كند. 

ب.تغيير و تداوم هژمونى 

حوادث ۱۱ سپتامبر نه تنها به هژمونى آمريكا صدمه نزد، بلكه تداوم و گسترش آن را نيز تسهيل كرد. بعد از ۱۱ سپتامبر تأمين منافع آمريكا در چارچوب مبارزه با تروريسم، توجيه شد. اين وقايع به مانند حادثه پرل هاربر و سقوط و اضمحلال اتحاد شوروى جهان را تحت تأثير قرار داده است، اما نبايد گفت كه شاهد آغازى جديد هستيم.
از ديدگاه واشنگتن، سقوط كمونيسم اين خلأ را به وجود آورد كه چگونه بايد شرايط جهانى را به نفع آمريكا جهت داد و سياست هاى اين كشور را در نقاط مختلف جهان توجيه كرد، چگونه مى توان بودجه نظامى فزاينده و گسترش ناتو به آسياى مركزى را با توجه به افزايش همكارى هاى بين المللى و از بين رفتن تضادهاى ايدئولوژيك دوران جنگ سرد ماهيت عقلايى داد.
۱۱ سپتامبر اين فرصت را به وجود آورد كه آمريكا بتواند برترى خود در حيطه هاى مختلف را با نفوذ بيشتر در شكل دادن به رفتارهاى بازيگران عمده و حاشيه اى ترجمه كند. پايان جنگ جهانى دوم منجر به شكل گيرى دوران جنگ سرد شد،سقوط ديوار برلين شكل گيرى دوران بعد از جنگ سرد را رقم زد، و وقايع ۱۱ سپتامبر به شكل گيرى دوران پس از جنگ سرد منجر شد.
تمامى اين وقايع در بستر خون و آهن انجام گرفتند و بستر لازم را در جهت اشاعه قدرت آمريكا به وجود آوردند. ابهام درباره نقش آمريكا به دنبال وقوع اين وقايع كمتر و كمتر شد و سلطه گرى آمريكا به وضوح كامل ترى پياده شد. 

> نتيجه گيرى: 

كارشناسان معتقدند براى كنترل قدرت آمريكا و تأمين منافع كشورهاى متعارض و كشورهايى كه ارزش هاى متمايز با اين كشور دارند،عمليات تروريستى جوابگو نخواهد بود و حتى به تقويت توجيهات ارزشى اين كشور منجر خواهد شد. در نتيجه تنها راهى كه در برابر گروه هاى ناهمگون با آمريكا قرار دارد تغيير موقعيت خود در نظام بين الملل از طريق دگرگون ساختن نحوه توزيع قدرت در سطح سيستم بين المللى است.
حوادث ۱۱ سپتامبر بيانگر اين واقعيت بود كه شرايط جهانى به گونه اى تغيير يافته كه موقعيت بسيارى از بازيگران به جهت ميزان قدرت آنها در صحنه نظام بين الملل تضعيف شده و در نتيجه بعضى از بازيگران دست يازى به عمليات تروريستى را تنها راه ممكن براى مقابله با گسترش نفوذ و قدرت آمريكا در صحنه جهانى يافته اند. روشن است كه اين اقدامات منجر به تغيير معادلات قدرت نخواهد شد، اما باعث مى شود تا زمينه هاى لازم براى توجيه ارزشى و سياسى رفتار آمريكا و ديگر كشورهاى برتر نظام بين الملل فراهم شود.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha