چرا هاشمي از خود دفاع نميكند؟
به گزارش آفتاب نیوز، 
دوست عزيز اصلاحطلب جناب آقاي ابطحي با سلام و آرزوي كمي انصاف و واقعبيني سياسي مصاحبه شما را خواندم و از نوع كلامتان دچار حيرت شدم.
همانطور كه ميدانيد، نگاه ايدئاليستي و تلاش براي خراب كردن ديگران از ويژگيهاي بسياري از ما ايرانيان است كه نه تنها در سطوح اجتماعي، بلكه حتي در ميان نخبگان جامعه ما نيز وجود دارد. در واقع نميتوانيم بدون اينكه از يكي بد بگوييم از ديگري تعريف كنيم. در واقع نگاه حذفي و نخبهكشي، شيوه رايج و تاريخي جامعه ما بوده است.
امروز در شرايطي كه 26 سال از انقلاب ميگذرد و جامعه ايران 8 سال را با شعار اصلاحات و اصلاحطلبي پشتسر گذارده است كم نيستند كه هنوز هم با نگاهي يكسويه به جامعه رفرمخواه ايران نگاه ميكنند.
آقاي ابطحي! شما از جمله شخصيتهاي دوست داشتني جريان اصلاحطلب و از جمله نخبگان نوانديش محسوب ميشويد لذا براي من بسيار عجيب بود كه با چنين كلام غيردوستانه و حتي غيررقابتانهاي وارد عرصه تبليغات رياست جمهوري شديد. نوع مواجهه و ادبيات شما در اين مصاحبه درخور شخصيتي چون شما نبود. چرا كه خود شما بيش از ديگران به آقاي هاشمي مديونيد و به خوبي ميدانيد كه اگر ضمانتنامه هاشمي به ملت ايران صادر نميشد، هيچ معلوم نبود گستره حضور مردم در انتخابات دوم خرداد چگونه ميشد و چه كسي از صندوق بيرون ميآمد!
آقاي ابطحي! متأسفانه مسائل را كاملاً يكطرفه، كينه توزانه و براي خوراك رسانهها تحليل كرده و فراموش كردهايد كه ايران امروز در چه شرايطي قرار دارد و اگر قرار است رقيبي را خراب كرد، بايد به چه قيمتي باشد. من شخصاً با هر قيمتي موافقم الا به قيمت از دست رفتن منافع ملي، آزادي و فضايي كه آقاي خاتمي ايجاد كرده است.
آقاي ابطحي! همانطور كه ميدانيد، جريان محافظهكار از آمدن بسياري از نامزدها براي ايجاد تكثر آراء در انتخابات رياست جمهوري اظهار رضايت و خوشحالي كرده است اما چرا همين جريان از آمدن هاشمي وحشت دارد و اين پرسش نيز از حضرتعالي وجود دارد كه چرا آمدن هاشمي شما را نگران كرده است، آيا نميدانيد از سخنان شما بيش از همه كساني لذت بردند كه مخالفان جوهري ما و شما (به عنوان جريان اصلاحطلب) بوده و هستند؟ شما با اين سخنان، خودزني كردهايد.
اگر تاكنون خاتمي بهعنوان نماد اصلاحطلبي و نگرش نوگرايانه حوزه به سياست و ... قلمداد ميشد و كسي بود كه اجازه نداد ساختار قدرت يكدست شود و همواره از منافع مردم دفاع كرد امروز با پايان دوران خاتمي، اين نماد در هاشمي تبلور يافته است شايد بپرسيد چرا؟ پاسخ را از خود شما ميپرسم. قطعاً نظرسنجيها را ديدهايد و جواب ذهني هم نميخواهيد بدهيد، به اعتقاد شما كدام يك از نامزدهاي موجود در جريان اصلاحطلب، اولاً پتانسيل جذب آراء مردم را دارند و ثانياً اين قدرت را دارند كه اجازه ندهند دستاوردهاي دوران خاتمي به فراموشي سپرده شود. شما فكر ميكنيد ميخواهيد در فرانسه انتخابات برگزار كنيد و يا اينكه جامعه ايران ميخواهد از ميان مصدق و هاشمي يكي را برگزيند كه كه اينگونه سخن ميگوييد، ظاهراً فراموش كردهايد كه چه كساني ميتوانند از فيلتر چند لايهاي شوراي نگهبان عبور كنند.
آقاي ابطحي! خود شما بهتر از همه ميدانيد كه اگر هاشمي نيايد، هيچ يك از نامزدهاي اصلاحطلب نخواهند توانست آراء لازم كسب كنند و جريان قدرت به سمتي خواهد رفت كه نه ما و شما خواهان آن هستيم و نه هاشمي. اگر چنين اتفاقي بيفتد چه پاسخي براي درج در تاريخ خواهيد داشت؟ البته اين كاملاً پذيرفتني است كه مطالبات من و شما و افكارعمومي به عنوان مانيفست ابدي ملت ايران كه از سوي آقاي خاتمي پيگيري شد، پايدار بماند و آقاي هاشمي اين اهداف ملي را مانيفست خود بداند و آگاه باشد كه اگر ميخواهد رأي مردم تحولخواه ايران را داشته باشد بايد به اين مطالبات وفادار بماند، اما اگر اقدامات اين چنيني موجب حذف هاشمي شده، اصلاحطلبان هم نتوانند رأي بياورند و جريان يكدست محافظهكار، هر آنچه خواهد با ايران و ايرانيان بكند، افكارعمومي هيچگاه شما را نخواهند بخشيد.
آقاي ابطحي! چرا به كساني كه قصد يكپارچه كردن قدرت را دارند حمله نميكنيد و نامزدهاي جرياني را كه آمران و مجريان واقعي آن حوادث تلخ بودند، مورد اشاره قرار نميدهيد. هرچند تاكنون بسيار گفتهايد، اما چرا امروز نميگوييد، اگر نامزدهاي اصلاحطلب رأي نياورند و هاشمي هم نيايد، چه كساني خواهند آمد و چهها خواهند كرد.
آقاي ابطحي! به ياد داشته باشيد كه بسياري از اهدافي را كه ما و شما در اين 8 سال تصوير كرديم. هنوز اجرايي نشده است. اينگونه سخن گفتن بدين معناست كه نميخواهيم اشتباهات كوچك و بزرگ خود در اين سالها را بپذيريم. اين اشتباه ادامه همان فرآيندي است كه نتوانست از قدرت هاشمي در جهت اصلاحات استفاده كند و او را به اردوگاه رقيب فرستاد و خود شما بهتر ميدانيد كه اين برخورد خلاف مانيفست خاتمي نيز بود. زيرا نه تنها دوستان را حفظ نكرديم بلكه در بسياري از موارد، آنها را به رقيب و دشمن بدل كرديم. البته من با شما كاملاً موافقم كه ابهامات زيادي درباره اواخر دوران آقاي هاشمي در ذهن جامعه وجود دارد.
بزرگترين اشتباه هاشمي اين بود كه در زمان تقسيم وزارتخانهها در دوران رياست جمهوري خود، به جريان رقيب خود در آن دوران كاملاً اعتماد كرد و آنها در فرآيند اين واگذاري، ناجوانمردانه به اقداماتي دست زدند كه بهعنوان نقطهاي تاريك ماندگار شد. گناه هاشمي، طراحي قتلهاي زنجيرهاي، برخورد با نويسندگان و ... نيست و گناه او بيخبري از فرآيندي است كه در حوزه دولت او اتفاق افتاده است. كاري كه هاشمي بايد بكند و پاسخي كه او امروز بايد به افكارعمومي بدهد، اين است كه تفسير خود را از اين بيخبري بپذيرد و از سوي ديگر واكنش اعتراضآميز خود را كه در آن زمان ابراز شد اما افكارعمومي از آن اطلاعي ندارد، به زبان آورد.
در پايان به عنوان آخرين نكته، يك سؤال بسيار مهم براي من و افكارعمومي در اين فرآيند وجود دارد و آن اين كه «چرا هاشمي از خود دفاع نميكند» و چرا هزينه اقداماتي كه هيچ نقش آمرانه و طراحانهاي در آن نداشته است را ميپذيرد و همانطور كه شما اشاره كرديد چرا به ابهاماتي كه در ذهن جامعه وجود دارد پاسخ نميدهد. اين در حالي است كه بسياري ميدانند زماني كه هاشمي از اقدامات سعيد امامي اطلاع پيدا كرد، علاوه بر بركناري او، نامه شماتتآميزي به وزير اطلاعات وقت نوشت. واقعاً چرا هاشمي اين نامه را منتشر نميكند تا بسياري از اين ابهامات برطرف شود.
به هرحال توجه به واقعيتهاي جامعه امروز ايران در ابعاد داخلي و خارجي و توجه به تلاش جرياني كه ميكوشد دستاوردهاي دولت خاتمي را به صفر تبديل كند، حداقل انتظاري است كه از شخصيتهاي محبوبي چون شما ميتوان داشت.