در مورد خبر حادثه در شهربازی متاسفانه شخص حادثه دیده یک مادر 25 ساله بود نه یک دختر نوجوان که مقابل چشمان شوهر و دختر سه ساله اش جان داد آن هم به حدود نیم ساعت تقلا با مرگ که آمبولانس سر برسد که نرسید.
برای خواننده های این خبر شاید فقط یک خبر تاسف برانگیز باشد اما اگر هنگام خاکسپاری این مادر صدای ضجه شوهر و دختر خردسالش را می شنیدند می فهمیدند عمق دردناکی این خبر تا کجاست.
اما کجاست گوش شنوا و باز قصه تکراری نوشدارو ...تا حادثه ای دیگر.
خدا به دادمان برسد که حتی در یک شهر بازی امنیت جانی وجود ندارد چه برسد به بقیه جاها...