پایگاه خبری آفتاب
۲۹ /خرداد /۱۴۰۵
Friday 19 June 2026
کد خبر:۱۶۹۲۵۱
۰۰:۱۷
۱۳۹۱/۰۶/۰۸

خداحافظی بازیگر سینما به خاطر یادداشت «شبکه ایران»!+عکس

۰۰:۱۷
۱۳۹۱/۰۶/۰۸
به گزارش آفتاب نیوز، آفتاب: دوشنبه هفته گذشته (۳۰ مردادماه) شبکه ایران با نگاهی به قسمت هفتم از مجموعه «شام ایرانی» یادداشتی با عنوان «رونمایی از کلفت لادن طباطبایی» یا «بفرمایید مهدکودک»! منتشر کرد که گویا طرح برخی موضوعات در این نقد و بازتاب آن در دیگر سایت ها و رسانه های خبری چندان به مذاق لادن طباطبایی بازیگر سینما و تلویزیون خوش نیامده و دقیقا به همین دلیل با ارسال یادداشتی به تنها روزنامه سینمایی کشور که این روزنامه هم همان نقد را به نقل از شبکه ایران منتشر کرده بود، اظهار نارضایتی کرده است و عجیب اینکه گویا یادداشت رسانه ما باعث شده خانم طباطبایی از بازیگری هم خداحافظی کند. متن یادداشت طباطبایی را به نقل از «بانی فیلم» می خوانید:

اجازه می خواهم که برای اولین و آخرین بار در طی دوران حرفه ای ام به مطلبی که بخشی از آن در مورد شخص من نوشته و چاپ شده است اعتراض کنم و در مورد این قضاوت نادرست و مغرضانه درددل کنم.

دفاع و یا توضیح در باب ساختار برنامه، وظیفه من نیست. کارگردان و تهیه کننده باید پاسخگو باشند. ولی چیزی که می دانم این است که اگر این شخص منتقد فقط کمی تحقیق می کرد، متوجه می شد که این برنامه در انحصار هیچ شخص و شبکه و گروهی نیست و اولین بار در دهه ۱۹۷۰ در اروپا تولید و پخش آن شروع شد و پس از آن تا به امروز اکثر کشورها به سبک و سیاق خود آن را ساخته اند و در اغلب آنها هم یک نفر روی تصویر حرف می زند. اسم این برنامه هم معمولاً ترجمه همین جمله استCome and dine with me و در آخر این جمله اسم کشور می آید. این است که حرص و جوش و جوسازی در مورد تقلید از چه و چه، به نظر بی مورد می رسد.

در عین حال عاملی که باعث شد من در منزلم را برای اولین بار روی دیگران باز کنم، همین بود. این فکر را که ما هم «بفرمایید شام» خودمان را داشته باشیم پسندیدم. سال های دراز فکر جدا کردن زندگی خصوصی ام از حرفه را کنار گذاشتم و دل به دریا زدم. فکر کردم چه اشکالی دارد؟ بهتر است که بینندگان ببینند که ما هم زندگی عادی خودمان را داریم. خانواده، بچه، دغدغه والدین و.... ببینند که ما هم با هم شوخی می کنیم و برخلاف توقع منتقد سختگیر کذایی (که انتظار بحث های وزین و سنگین را داشت) نه فیلسوف هستیم و نه ادیب و نه سخنران.... می خواستم جوابی باشد برای خیلی از عزیزان که در صف نانوایی می پرسند: ا، شما هم تو صف نونوایی وامیستین؟

و با لبخند جواب می دهی: بله، آخه بچه ها سنگک دوست دارن!!

بله، ما هم گاهی خاله زنک می شویم... بله، غمگین می شویم، شاد می شویم، گریه می کنیم، زار می زنیم، قهقهه می زنیم. بله ما هم برای همسران و فرزندانمان آشپزی می کنیم، لباس می شوریم، مریض می شویم، بیمارستان می رویم و... یادم هست یکبار زمانی که دخترم را باردار بودم، خانمی باتعجب از من پرسید: ا... شما باردارید؟ حمید فرخ نژاد وقتی شنید با طنز خاص خودش گفت: آخه بعضی ها فکر می کنن بازیگرها مثل آمیب از وسط نصف می شن!!!!

یک چیز دیگر که همه این سال ها برای من آزاردهنده بود، این است که: حتی اطرافیان ما اغلب بروز احساساتمان را نوعی نقش بازی کردن می دانند!! با دیالوگ: بازیگره دیگه، داره بازی می کنه... و این جمله بشدت گروتسک است، متناقض است، ایهام دارد، طنزیست تلخ، من را یاد کافکا می اندازد. هیچوقت نفهمیدم تعریف است یا توهین (البته فقط همین یک مورد را. درمورد حرف های منتقد کذایی مطمئنم توهین است!)... بله، خلاصه، ما ۴ زن بازیگر، با جسارت تمام پیشقدم شدیم. هر چهار نفر فکر کردیم که چیزی برای پنهان کردن نداریم... صاف و صادق و شاد جلوی دوربین رفتیم. چه می دانستیم صداقتمان دروغ، صافی مان، ادا و شادیمان، کودکانه تعبیر می شود!!

بسیار جالب بود که این شخص، منزل مرا مجلل و مرا ثروتمند معرفی کرده است. دوستانی که مرا می شناسند، می دانند که من بعد از سال ها دوندگی آپارتمانی ۸۰ متری را با مصالح پیش ساخته، بر بام منزل پدری ام ساخته ام و تراسی که آنقدر چشم ایشان را گرفته است، در واقع پشت بام منزل پدرم است!!

این که پشت بام تبدیل به تراس شده است، فکر اینجانب بود، چرا که می خواستم دخترم به راحتی در آن بازی کند. گلدان های بزرگ پلاستیکی را لب دیوار چیدم که بچه از لبه آن پایین نیفتد. شمشادها را با عرض معذرت خریدم، باقی گل ها را یا از حیاط دوستان قلمه زدم یا کادو گرفتم و بعد از یکسال حاصل آن شد چیزی که این دوست محترم ما را عصبی کرده است!! تازه، یکی از گلدان ها را هم سبزی خوردن می کارم. ندیدند که حرص بخورند!

کلیه اثاثی که در منزل دیده می شود، همگی دست دوم هستند و تنها بازسازی و مرمت شده اند، باعث افتخار است که هنر و سلیقه اینجانب و توانایی ام در استفاده مناسب از وسایلی که با صرف ساعت ها وقت از سمساری های مناطق جنوب تهران خریده ام و بازسازی کرده ام و کنار هم قرار داده ام به نظر ایشان نشانه ثروت و تجمل می آید. یک باربیکیو ساده به چشمشان آمده و آنقدر بی ادب هستند که به خانم همراه من توهین می کنند و او را کلفت خطاب می کنند. خانمی که زمان هایی که من سر کار هستم، برای خانواده ام غذا می پزند. منتقد کذایی نگران نباشند، چون بندرت سر کار می روم، شاید در سال جمعاً ایشان ۶۰ روز برایمان غذا بپزند!! باقی وقت ها خودم غذا می پزم و آشپز خوبی هم هستم. ایشان تا اندازه ای مشکل دارند که تلفظ باربیکیوی مرا مسخره می کنند و لابد سکته می کنند اگر بفهمند من چهار زبان دیگر غیر از فارسی بلدم!! خب چاره چیست؟ همیشه به یاد گرفتن زبان علاقه داشتم و وقتم را با غیبت کردن از دیگران و تهمت زدن تلف نمی کردم!!! بابت استعدادم در آموختن زبان و لهجه های مختلف، این منتقد بسیار باسواد و مؤدب، باید مرا ببخشند. این شخص که این مطالب را به عنوان نقد نوشته است چه چیزی از زندگی من می داند که با لحنی توهین آمیز مرا متهم می کند؟ چطور می فرماید که ما چهار نفر نه آشپزی بلدیم نه خانه داری می دانیم؟ مگر خانه مان آمده؟ یا دستپخت ما را خورده؟ به نظر می آید که ایشان فقط فیلم های هیچکاک و برگمان و... می بینند که در یک برنامه مفرح مسابقه ای دنبال تعلیق می گردند. البته که باز هم دست مسئول این صفحه در بانی فیلم درد نکند که حداقل فحاشی های این شخص را حذف کرده اند. درعین حال تعجب می کنم از مسئول این صفحه... آیا اصولاً هر چیزی را چاپ می کند و با تیتر نگاه دیگران، مسئولیت را از سر خود باز می کند؟

ابراز ناراحتی من برای خودم نیست. دختر ۱۸ ساله نیستم که منتظر تعریف و تمجید دیگران باشم، همه می دانند که ۲۰ سال است کار حرفه ای می کنم. هرگز نه شکایت کردم، نه وارد حاشیه ها شدم و نه رنجیدم. برای من در زندگی از هر چیزی مهم تر احترام و اعتماد است. دارم می بینم که لحن نقد سینمای ما روز به روز مبتذل تر می شود. هر مطلب خاله زنکی و توهین آمیزی چاپ می شود چرا که به نظر جسورانه می آید. دوستان: بین جسارت و بی ادبی، تنها یک خط باریک است. و هر انسان بی ادبی، جسور محسوب نمی شود.

تا آنجایی که شنیده ایم و دیده ایم و خوانده ایم، خبرنگار، یعنی کسی که خبرها را گردآوری می کند و به همراه ملزومات آن (عکس، فیلم و...) تحویل می دهد تا چاپ شود. روزنامه نگار: عقاید شخصی و تحلیل خود را برپایه دانشی که باید بسیار عمیق تر از موضوع مورد بحث باشد، می نگارد. آن هم چاپ می شود. و اما منتقد، آن هم از نوع سینمایی اش.... چه عرض کنم؟... مختصر اینکه شلوغ کردن و توهین کردن را به عنوان نقد به رسانه ها خوراندن هم، خودش هنر می خواهد!

قبل از بازی در سریال «راز پنهان» تصمیم خودم را جهت خداحافظی با دنیای بازیگری گرفته بودم و «راز پنهان» آخرین بازیگری من در مقابل دوربین بود. بازیگری همیشه عشق من بوده و هست... کنکاشی بود برای به تعالی رسیدن...

سعی بر انسان بهتری بودن. از اساتیدم، از کارگردان ها و بازیگران همکارم و از تک به تک عوامل هر صحنه ای، بسیار آموختم. امیدوارم که بتوانم آموخته هایم را در جهتی دیگر، به سود دیگران به کار ببندم.

در این مدت طولانی، دلخوشی من، توجه و حمایت هموطنانم بود و تمام سعی ام را کردم که در لحظات حضور بر پرده سینما یا صفحه تلویزیون، وقت گرانقدرشان را ارج بنهم.

زمانی که بازیگری را شروع کردم، تصمیم داشتم مثل نازنینم، خانم جمیله شیخی باشم. زمانی که ایشان فوت کردند، روحشان شاد، گفتم من هم مثل او تا آخرین روزهای زندگی بر صحنه می مانم. اما، زمان انسانی دایره وار نمی گذرد. وقتی حرفی برای گفتن نداری، باید بروی ... شاد و پیروز باشید.

پی نوشت: اگرچه در این یادداشت رویکرد غیرمحترمانه نقد «رونمایی از کلفت لادن طباطبایی» بهانه دلخوری این بازیگر عنوان شده و لادن طباطبایی، نویسنده را به توهین علیه وی متهم کرده است اما بدون هیچ اشاره ای، قضاوت در مورد لحن و ادبیات به کار رفته در متن نقد شبکه ایران و یادداشت بازیگر یاد شده را به مخاطبان محترم می سپاریم. {$old_album_169251}
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیام های شما
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۸
خانم طباطبایی همه جای دنیا در مورد هنر پیشه ها این حرف ها را می زنند وای شما چقدر دلتان پر بوده چقدر سنگین عکس العمل نشان دادید ارام باشید اگر می خواهید در مورد تان هیچ حرفی نباشه بیاین بشین یکی مثل من هیچکس تو صف نانوایی از من هیچی نمی پرسه
ناقلا همین گیر دادن ها را هم دوست داری ای کلک نه ؟!
پاسخ
ناشناس
United States of America
۰۴:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۶
با سلام ،
واقعا متاسفم که می بینم آدم های سرزمین من هنوز نمی توانند بی عبور از خطوط قرمز دیگران را نقد کنند .
خانم طباطبایی عزیز ، به عنوان یک ایرانی تاسف مرا به خاطر نقدهای ناعادلانه بپذیرید .
به دور از اظهار نظر در مورد کیفیت برنامه شام ایرانی باید بگویم با دیدن این برنامه صفا و سادگی شقایق دهقان و همسرش ، شیطنت و مهربانی قلب بهاره رهنما و صمیمیت شما به دلم نشست .
برایتان بهترین ها را ارزومندم
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۴
خانم طبا طبایی عزیز شما زن قوی هستید و خواهید بود اینها که باد هم نیستند فوتند خانم فریخته ای مثل شما نباید کم بیاورد اینها می خواهند خوبها نباشد شما باشید و نشان دهید از گود بیرون نخواهید رفت من به عنوان یک زن از شما نیرو گرفته و خواهم گرفت نمی دان این پیامک برایتان امده یانه قوی ترین آدم جهان اونی نیست که دویست و پنجاه کیلو رو یه ضرب بزنه قوی ترین آدم جهان زنیه که با وجود نامردیها مزاحمتهای اطرافیان زور گویی و ترس هنوز تو این جامعه درس می خونه رانندگی می کنه کار میکنه عاشق می شه اعتماد میکنه مادر میشه و به بچه اش یاد میده انسان باشه
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۲
سلام با نظر خانم طباطبایی موافقم. هرکی از هر خانواده و تربیتی شده نقاد سینما!! اول یه دوره 40 ساله باید ادب یادشون بدی بعد ببینی میشه سینما هم یاد بگیرند که بشوند نقاد یا نه.
خانم طباطبایی خیلی از اینها در زندگی روزمره خودشون واموندن چه رسد به انجام چند وظیفه خطیر که جز از شیرزنی چون شما بر نمیاد.
بمانید.
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۰
با سلام نباید به هنرمند هر اندازه هم در کارش موفق نباشد پرخاش و توهین کرد چه برسد به این هنرمندان که دل شیر داشتند و جلوی دوربین از دوستانشان پذیرایی کردند اگر از همین منتقد بپرسید که در این چند صباح عمر به تنهایی از چند نفر پذیرایی کرده اند حرفی برای گفتن ندارند پس به ایشان بگویید شما که حرفی برای گفتن ندارید در باره دیگران نیز حرفی نزنید حال که دل این هنرمند را شکسته اند لااقل جرات داشته باشند عذر خواهی هم کنند
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
خانم طباطبایی سلام
شما مصداق بارز این بیت از شعر حافظ هستید
(شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا بر منتهای همت خویش کامروا شدم)
ما دوست داریم شما را باز هم در صحنه ببینیم .موفق باشید
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
خانم طباطبايي عزيز سادات بزرگوار بمان نرو و مبارزه كن اينگونه افراد منتظر رفتن شما هستند.
پاسخ
ناشناس
United States of America
۲۰:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
من با خانم طباطبایی موافقم
پاسخ
ناشناس
Finland
۱۴:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
با سلام خدمت خانم طباطبایی .همین ادب و متانت شما در بیان پاسختون بهترین پاسخ به افرادیست که نمیتوانند موفقیت دیگران رو ببینند.
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد
گو: تو خوش باش كه ما گوش به "احمق" نكنيم
درود بر اين بازيگر خوشنام و محبوب ايراني... الباقي حسادت و كج فهمي و بي ادبيه
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
aftab jan hala shoma chera narahat hastid
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
سرکار خانم طباطبایی از بازیگران خوب با وقار و دوست داشتنی ایران هستند.در زلزله آذربایجان هم به مناطق زلزله زده سفر کردند و مردمی بودنشان را به اثبات رساندند.برخلاف خیلی از بازیگر ها حاشیه سازی هم نکردند .
دوستشان داریم و امید واریم چه بازیگر باشند و چه نیاشند همیشه مانند اکنون سربلند باشند
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
خانم طباطبائی شما که خصلت اینگونه منتقدان ... را بخوبی می شناسید باید بیش ازاین صبور باشید و قضاوت را به دوستداران فهیم و آگاهتان واگذارکنید .
پاسخ
ناشناس
United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland
۱۰:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
خانم طباطبايي از بازيگران خوب كشورمون هستند و گفته هاشون منطقي هست يادمه چند وقت پيش تو همين سايت براي دست به دعا شدن خانمي بازيگر تلاش ميكرديم و امروز ترور شخصيت خانمي ديگر ، اما فكر ميكنم از زماني كه شاهين نجفي چسبيد به اونطرفيا بعدش همه چيز زنجير وار داره بر چسب ميخوره مثل مجري هاي تلويزيوني . جيگر و... حتي اسم اين مجموعه شام ايراني به هر حال بهتر اينه كه روزنامه هامون (در همه زمينه ها ) حاشيه ساز نباشن و به جلوه دادن ايران بپردازند .
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
اينكه پاسخ به نقد دادند بسيار پسنديده ولي چرا از بازيگري كناره‌گيري كردند؟ اميدوارم با آموزش بازيگري تجارب خود را در اختيار جوانان علاقمند قرار دهند. بهر حال موفقيت و سلامتي در تمامي مراحل زندگي برايشان آرزومندم.
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
سلام ، اگر ایشان به جای ، شرکت کنندگان در بفرمایید شام ،
ایرانیهای مقیم لندن و کشورهای اروپائی ، بودند ، چه
می کردند ؟؟؟ که مجری آن ، چه با طنز و چه باخنده و چه جدی ، هرچه صلاح بداند ، به شرکت کنندگان می گوید . و نه اعتراضی است و نه نقدی و در پس این طنزها ، هم خیلی از
خصوصیات و اخلاق خوب و بد شرکت کنندگان را می گوید .
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
خانم طباطبايي عزيز كاش بجاي اينهمه توضيحات يك جمله از جملات قصار احمدي نژاد براي نويسنده مينوشتيد كه ؛ أصولا اب را بايد ريخت اونجايي كه ميسوزه. هميشه زندگي و شرائط ما منعكس كردن لياقت و شايستگي ماهاست شما اگه اين زندگي و شرائط را داريد مطمئن باشيد لياقتشو داشتيد متاسفانه اين از اصول ما ايرانيها ست كه اگه كسي با تلاش و لياقت زحمت به چيزايي رسيده باشه هضمش برا بقيه سخته حتما بايد اختلاسي دزدي ويا خلافي كني تا ديگران تاييدت كنند.در هر حال به اين حرفهاي مزخرف والكي بها نديد و زندگي هنري خودتون را آرائه بديد.
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۸:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
به نام خدا ، انشاءالله که روزی برسد که فرهنگ پیشنهادات و انتقادات سازنده ، در ما مردم ایران ، در هر قشری ، به طرز خیلی زیبایی شکل بگیرد و تحمل شنیدن حرفهای چه مخالفین و چه موافقین را داشته باشیم .
برای آن خواننده هم ، حتما" سوء تفاهم پیش آمده و بهتر بگوییم ، شاید به نوعی کمبود از جای دیگری داشته است .
از یک بازیگر متعهد و مسئول ، یک چنین واکنشی ، خیلی غیرطبیعی است !!!
همانقدر که ایشان به طور صادقانه ، تمام زندگی خود را شرح دادند کافی است و خداوند و مردم ، بهترین قضاوت کننده هستند .
آن خواننده هم ، با توجه به ، جو کشورمان ، حتما" توقع داشته که ، یک مسئول ، یک هنرمند ، یک ورزشکار ، و همه اقشار
مردم ، درد یکدیگر را فهمیده ، و دیده که چطور ، بعضی از
مسئولین یا هنرمندان و یا فوتبالیست ها ، در کنار این مردم
گرفتار ، چطور با ماشینهای چندصد میلیونی ، و درکنار بیشتر
جوانان بیکار ، ویراژ می دهند و قیافه می گیرند . ممکن است
عده ای بگویند ، مال خودشان است و حق دارند . ولی مردم
ما ، کلا" مردمی هستند که دوست دارند ، افراد
موردعلاقه شان ، اعم از مسئول ، ورزشکار ، هنرمند ، و همه
اقشار مردم ، دردجامعه را درک نموده و حداقل حفظ ظاهر را
بکنند ، که هرچه می کشیم ، از این منیت ها و
خودبزرگ بینی ها است .
اینجانب ، به جای این خانم بودم ، به جای خداحافظی ، سلامی دوباره ، به زندگی ، بازیگری و مردم می دادم و تا
اندازه ای ، حق را هم ، به بعضی از مردم، دارای این طرز تفکر
می دادم .
بیشتر مردمی که در ایران ماندند و عشق مهاجرت و غربت را
به دوش نکشیدند ، اعم از هنرمند ، ورزشکار ، و تمامی
قشرها ، معمولا" مردمی بوده اند که در وطن خود و در کنار
هموطنان خود ، با شادی و غمهایشان شریک بوده اند . و
همیشه شعری در کتابهای قدیمی بود ، که می گفت ،
غم بی نوایان ، رخم زرد کرد وهمیشه همدرد مردم بوده اند .
و در اینجا ، قصه همدلی و همزبانی و همدردی است ، که مردم این جامعه را ، با تمامی مشکلات ، به همدیگر ، پیوند
انسانی و عاطفی می دهد . و این را عشق می گویند .
پاسخ
ناشناس
United States of America
۰۸:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
من از سرکار خانم طباطبایی خواهشمند است دلخور نشوند و همجنان به بازی خود ادامه دهند و از نقاد عزیز میخواهم که بعنوان نقد دلسوزانه نقد کنند و بدانند دیدن این جور برنامه ها در داخل کشورمان به مراتب بهتر از دیدن آن از جاهای دیگر است.
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۸:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
این روزها بی ادبی و توهین برای بعضی نویسندگان و منتقدین سکه رایج است و هر تازه کار یا کهنه کار ی در تلاش است تا با پوشاندن جامه جسارت و نقد بر بی ادبی برای خود نام و شهرتی دست و پا کند بلکه سری در سرها باشد. افسوس که ادب و آداب زبان فارسی و احترام و مهربانی ایرانی به دست فراموشی سپرده شده است.

راستی چه بر سرمان آمده است، به بی ادبی میگوییم، انتقاد و رک بودن.
حرف های بد میزنیم و حرکان زشت میکنیم نامش را میگزاریم، طنز.
به دیگران بی حرمتی میکنیم، میگوییم نقد و بررسی.
و در انتها اگر کسی اعتراض کرد میگوییم، جنبه ندارد همه جای دنیا همین است.!!!
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
اون نقاد فحاش از اونهاست که میگه زن باید خونه نشین باشه و توقعات شوهرش رو بی هیچ کم و کاستی براورده کنه
پاسخ