پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۱۶۹۶۲
۱۶:۳۱
۱۳۸۴/۰۷/۱۲

گشت و گذاري در مدل كشورداري احمدي نژاد

۱۶:۳۱
۱۳۸۴/۰۷/۱۲
به گزارش آفتاب نیوز، اما ديري نگذشت كه مجلسيان بر رئيس جمهور تاختند كه: «اين جور كشور را نمي توان اداره كرد؟». و «شهرداري تهران كجا، مملكت كجا؟» و... بالأخره احمدي نژاد را مجبور ساختند كه در برنامه انتخاب وزراء، تجديد نظر كند.

با اين حال احمدي نژاد زيرك تر از آن بود كه به اين سادگي عقب بنشيند. او، همكاران شهرداري را در نهاد رياست جمهوري در كنار خود جمع كرد و بي سروصدا، اداره وزارتخانه ها را به دست آنان سپرد. اكنون در اطاقهاي اطراف دفتر رئيس جمهور، اشخاصي هستند كه هر كدام عهده دار يك يا دو وزارتخانه اند. به اين ترتيب احمدي نژاد يك پارادوكس را پشت سر گذارد: هم كابينه مطلوب و باب دل خود را در كنار دست خود، درست كرد و هم در جريان بده و بستان با مجلسيان، افراد مورد علاقه آنان را مسند وزارتخانه ها نشاند.

مشابه اين اتفاق را – البته- در زمان خاتمي هم شاهد بوديم. رئيس جمهور در شرايطي به وزيرشدن خرازي رضايت داد كه چندان تمايلي به اين كار نداشت، با اين حال، وقتي خرازي به وزارت رسيد، خود را با همكاراني همچون صدرو امين زاده مواجه ديد؛ در حالي كه پيش از آن، حضور آنان را در وزارت خارجه، «لطيفه» خوانده بود.

با اين حال فرقي ميان احمدي نژاد و خاتمي هست و آن اينكه خاتمي، افراد مورد نظر خود را در «ذيل» وزراء مي گمارد، در حالي كه احمدي نژاد، همكاران شهرداري خود را در «صدر» وزراء منصوب نموده و وزيران را تا حد كارگزاران آنان تقليل داده است!

البته اشكال مدل كشورداري احمدي نژاد تنها اين نيست كه وزراء، بالاي سر خود، وزرايي دارند - كه ظاهراً اين امر در ايران پرسابقه تر از اين حرفها است – بلكه آن است كه اين «وزراي بالاي سر»، انتصابهاي مسئله دار خود را در مناصب داخلي وزارتخانه ها شدت بخشيده اند. آنان غلظت اصول گرايي را تا آنجا جلو بردند كه حتي افرادي را كه بي عرضگي آنان شهره عام و خاص بود، بر مناصب حساس گماردند!

اين وضعيت كه آشكارا حكايت از نفوذ و بده و بستانهاي سياسي و اقتصادي دارد، افروغ، نماينده درد آشناي تهران – كه تك او به وزراي ضعيف كابينه احمدي نژاد، با پاتك اتهام سابقه عضويت داشتن در سازمان مجاهدين انقلاب، در هم پيچيده شد را به اعتراض واداشت. افروغ مي گويد:

«خطري كه براي دوره چهارم، يعني دولت جديد، حس مي كنم، سكوت و توجيه و تطهير بسياري از سياستهاي غلطي است كه در گذشته اتفاق افتاده يا مي تواند اتفاق بيفتد و ما در برابر آن سكوت كنيم. به نظر من مي رسد كه آقاي احمدي نژاد در فرآيند شكل گيري كابينه خود، از مشاوره و تعامل با چهره هاي نخبه متعين اجتماعي غيررسمي خوب استفاده نكرد. دولت مشورت پذير، دولتي است كه خود، اين افراد را شناسايي كرده و دق الباب و التماس كند كه اي عالم، اي روشنفكر، اي حقيقت جو به من مشورت بده. اگر اين روند ادامه يابد در آينده چالشهاي بي شماري پيش روي اين دولت خواهد بود و دولت بدون كمك چهره هاي فرهيخته، فرهنگي، منتقدين و روشنفكران نخواهند توانست آن چالشها مقابله كند. توقع نداشته باشيم كه سراغ اين افراد نرويم اما مدام به آنها بگوييم كه تكليف اخلاقي و شرعي شما اين است كه به دولت كمك كنيد. دولت خود بايد بخواهد كه به او كمك شود تا به او كمك كنند. دولت احمدي نژاد سراغ چهره هاي متعين برود و به ويژه در مسائل مربوط به مصالح و منافع ملي، خط و ربطها و جناح بازيها و مسائل سياسي را كنار بزند. اگر دولتي، باب نقد را ببندد و هر صداي مخالفي را در نطفه خفه كند، سرانجام يا به سكوت و توجيه و يا به استبداد روي خواهد آورد. نبايد دولت، نظر كساني را كساني دريافت كند كه نقش متملق و چاپلوس را ايفا مي كنند.»

يك نماينده ديگر تهران مي گويد: «روزگار شادي و سر مستي چاپلوسان فرار رسيده است. هر كس، كس و كار، آشنا و فاميلي دارد كه با حلقه احمدي نژاد مربوط است، زود به پست مي رسد، تيره و طايفه و سابقه ولاحقه اش هم اصلا مهم نيست. كافي است زبان تملق و ريا داشته باشد. اگر با اصلاح طلبان بوده كافي است بگويد: لعنت بر آنها، من را مجبور كردند كه طومار امضاء كنم!» اين نماينده مي افزايد: «در سالهاي پس از انقلاب، تا اين اندازه انسانها لگد مال و بي قدر ومنزلت نشده بودند. به راستي اين گونه حكمراني مايه خجالت است!»

نماينده ديگري كه عضو كميسون اقتصادي و دارايي است مي گويد: «بازار مداحي و دورويي داغ شده آدم چيزهايي مي بيند كه مي خواهد شاخ در بياورد. مثلاً در حالي كه احمدي نژاد با شعار تحول در ساختار بازار پولي و نظام بانكي به رياست رسيده است، شخصي به عنوان معاون كل وزارت امور اقتصادي و دارايي گمارده شده كه خود در زمره حلقه اي است كه اين حلقه در 16 سال گذشته، مسئوليت وضعيت كنوني را عهده دار بوده ولي اكنون همين آقا برابقاي مديران كنوني بانكها اصرار مي ورزد و همچنين سفت و سخت به خاطر سابقه دوستي – جلوي تعويض مديربورس كشور را مي گيرد! اين در حالي است كه كمتر كسي ترديد دارد كه تغيير عبده، در زمره قدمهاي اول و ضروري اي است كه بايستي در جهت اصلاح بورس كشور برداشته شود.»

با اين همه، آشفتگيها و بي منطقيها در انتصابهاي دولت جديد، چيزي نيست كه صدايش به اين زوديها در بيايد. بنابراين براي فرصت طلبان، عجالتاً دم، غنيمت است.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیام های شما
ناشناس
-
۲۰:۲۲ - ۱۳۸۴/۰۷/۱۳
الهي همتون به خق اين ايام ذليل شين ...
پاسخ