آفتابنیوز :
آفتاب: وزیر راه و شهرسازی که در بحبوحه زلزله آذربایجان همراه احمدی نژاد به مکه رفته بود تا حج مستحبی به جای بیاورد ، روز 28 مرداد ، یعنی یک هفته بعد از زلزله ، به مناطق آسیب دیده رفت.
او که در آن ایام به خاطر این تأخیر ، تحت انتقادات شدید افکار عمومی قرار داشت ، شاید برای رهایی از موج نقدها ، وعده ای ناممکن به سیاهه بلند بالای وعده های دولت دهم افزود: دو ماهه ، مناطق زلزله زده را می سازیم ، زلزله زده ها ، فصل سرما را در خانه های خود خواهند بود ؛ من اطمینان می دهم!
اینک ، نه دو ماه ، که سه ماه از آن روز و آن وعده شیرین می گذرد و آخرین خبر این است که هلال احمر اعلام کرده است برای زلزله زده ها چادرهای جدید می فرستد ولباس گرم بین شان توزیع می کند.
علی نیکزاد ، خود آذری است و قطعاً می داند که سرمای اهر و ورزقان یعنی چه و حتماً چند روز پیش این را هم شنید که ورزقان سردترین نقطه ایران اعلام شد و دمای هوا در آن به صفر هم رسیده است.
کسانی که وعده نیکزاد را در میانه فصل گرما باور کردند ، شاید به همین گمان بود که او خود اهل همان مناطق است و عمق فاجعه را می فهمد و از این رو ، خود را به آب و آتش خواهد زد تا هموطنانش زمستان طاقت فرسای کوهستان های آذربایجان را در چادرها نلرزند.
اما نیکزاد نیز سنت دولت احمدی نژاد در دادن وعده های بی پشتوانه را نشکست و دو ماهش سه ماه شد و خانه ها ، چادر شدند و آب هم از آب تکان نخورد!
سخن این نوشتار البته نقد "وعده ی داده شده و انجام نشده" نیست ، چه آن که در این مملکت ، اگر وعده ای سر وقتش محقق شد ، جای تعجب دارد و از این روی ، نیکزاد ، کاری خلاف عرف نکرده که شایسته نکوهش باشد ؛ او در سرزمین وعده ها ،همانند دیگران ، وعده ای داده و رفته است ، همین!
سخن اصلی این است که کسی چون وزیر راه و شهرسازی ، که سال ها در مسکن مهر فعالیت داشته است و زیر و بم ساخت و ساز را می شناسد و می داند که دو ماهه ساختن امری محال است ، چرا باید چنین سخن گرافی بگوید؟!
اگر مثلاً فلان معاون رئیس جمهور این وعده را می داد ، شاید می شد چنین توجیه کرد که در جریان جزئیات کار نیست و حرفی گفته است ، ولی وزیر راه و شهرسازی که می داند آجر روی آجر گذاشتن چقدر کار و زمان می برد ، چرا چنین بی محابا سخن می گوید و بدتر این که "اطمینان" هم می دهد؟!
مگر وزیر نمی دانسته که آواربرداری ، تشکیل پرونده ، طرح و نقشه ، تأمین اعتبار ، تهیه مصالح ، مهیّاسازی نیروی انسانی ، پی ریزی ، ساخت و نهایتاً تحویل ، پروسه ای زمان بر است و با شرایط موجود ، ناممکن؟!
به گزارش عصرایران،اگر نمی دانسته که عذر بدتر از گناه است که بعد از سال ها مدیریت پروژه های مسکن در کشور ، هنوز نمی داند که احداث واحدهای مسکونی برای زلزله زدگان ، چقدر زمان می برد؟ اگر هم می دانسته و آگاهانه چنین وعده غیرصادقانه ای داده که سخن ، به جز از شرمساری و تأسف نباید گفت!
وقتی مردم می بینند که وزیر مملکت ، رسماً و صراحتاً و با اطمینان ، از ساخت دو ماهه خانه های تخریب شده خبر می دهد و بعد از سه ماه ، چادرهای جدید به زلزله زده ها می دهند ، آیا حق ندارند نسبت به صداقت دولتمردان مردد شوند؟
کاری که چنین رفتاری با اعتماد مردم انجام می دهد ، هرگز رسانه های بیگانه که با هدف اعتماد زدایی فعالیت می کنند نتوانسته اند انجامش دهند. قرار نبود زلزله خانه های مردم را ویران کند و مسوولان هم اعتمادشان را!
ای کاش مسوولان ما ، در کنار همه هنرهایی که دارند ، "سکوت" را نیز می آموختند که هم خودشان سنگین تر بودند ، هم ملت آسوده تر! {$old_album_175249}
قرار نبود که خونه های چندین طبقه بسازن که نیاز به محاسبه و بررسی و مثلا فکر کردن داشته باشه
باور کنید فقط و فقط خواستن می خواست درسته این زلزله کار طبیعت بوده و یه سری خسارت های جانی داشته ولی در این برهه از زمان که بیکاری داد می زنه به راحتی می تونستن با فراخوانی و استفاده از نیروهای بیکار و از همه مهمتر مدیریت این نیرو شرایط رو سروسامان بدن ولی مشکل اصلی که داریم نداشتن مدیریت هستش
من یه دایره دور خودم می کشم و از خودم محافظت می کنم
بابام یه دایره بزرگتر می کشه و از اعضای داخل اون دایره محافظت می کنه
یه مسئول دایره ی بزرگتری می کشه و باید از اعضای اون محافظت کنه
ولی متاسفانه اونی که دایرش بیشتره بیشتر داره شخصی کار می کنه تا ...
گر حکم شود كه مست گیرند ، در شهر هر آنكه هست گیرند!!!
مگر نه اينكه سيل مرگ بار هفته گذشته بهشهر در مازندران هنوز در بي خبري كامل رسانه ي ملي همچون صدا وسيما همراه بوده
و مسئولين كشوري ما سكوت تامل برانگيزي كرده اند؟
نميدانم چرا حتي تسليت گفتن به بازماندگان سيل مرگ بار بهشهر هم برايشان سنگين است...
مردي از جنس اين مردم از بهشهر
دولتی که همش وعده داد صدها میلیارد دلار پول نفت و مواد معدنی داشت و هیچ کاری نکرد فقط میشه گفت حیف...،
ارسباران زیر باران
سرای شیر مردان و جوانمردان ، سپه داران
قاراداغ است اسمش هم بنامندش ارسباران
مورخ گشت آن روز عزایش بیست و یک مرداد
بلرزید و ز هم پاشید جولانگاه سرداران
چه نیکو زد همه دنیا برایش آستین بالا
چه شورانگیز از هر سو نمایان خیل غم خواران
سخن بسیار دارم تا بگویم از عنایت ها
از عشق پاک از یاری بی مانند تان یاران
دو ماهی حال بگذشته از آن روز ملال انگیز
ولیکن هم چنان بی خانمان جمعی ز دینداران
نرنجاند شما را این غزل مانند مسئولان
دوباره یا علی گویید چون دیروز علمداران
همین فرداست می آید زمستان در کنارش برف
که اکنون نیز مانده یک ارسباران زیر باران
چه خوش آن روز امین بیند سراید شعر از شادی
شده خاک وطن چون قبل آبادان و گلباران
امین حبیبی -شاعر اهل شهرستان اهر
....
باید بگویم مرگ بر خیلی از مسئولین و علی الخصوص خیلی از
مردمی که با دستمال چاپلوسی ، رنگ ، ریا و حیله گری ، و با
زنده باد زنده باد گفتن های احساسی ، مسئولین را خراب کرده و
از خود در می آوریم و بعد که می بینیم ، طرف نتوانسته ( به هر علتی ) کاری انجام دهد ، با سر به زمین می اندازیمش . پس
مرگ بر بیشتر ( بیشتر ، نه همه ) ما مردم ، که مسئولین هم از ما ، به مقامها میرسند . که همانا لیاقت هر مردمی ، حکومتشان است .
کجا رفتند . باید یک سازمان ، با عملکرد شفاف ، تمامی این پولها را در یک حساب می ریختند و لحظه به لحظه آمار می دادند و مردم را در جریان می گذاشتند . کسانی را دیدیم که حتی 100 تومان
کمک نکردند ، چون اعتماد نداشتند که این پولها به کجا میرود .
عملکرد اطلاع رسانی شان در حد صفر بود .و طوری نبود که مردم را از ابهام و سوءظن در آورند .