کد خبر: ۲۳۶۴۷۱
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۵
ناگفته های هاشمی از مأموریت تاریخی 92
آقاي روحاني به من گفت : شما چه مي كنيد؟ گفتم : من كنار نمي روم. چرا من بروم؟ من اگر كنار بروم ؛ مردم چه مي گويند؟ جواب مردم را چه بگويم؟ بگويم شوراي نگهبان اين كار را كرد؟ مردم با آمدن من اميد پيدا كرده اند و چرا من روي اين شعله افروخته احساسات مردم آب بريزم؟. "آقایان شورای نگهبان بروند کار خودشان را بکنند، من هم کار خود را می کنم"
آفتاب‌‌نیوز : آفتاب: آیت الله هاشمی رفسنجانی ضمن تاکید بر اینکه کاری که با توکل بر خدا و تکیه مردم باشد، پشیمانی و شکست ندارد، تاکید کرد: با توجه به آنچه مردم از من خواستند و انجام دادم، رد صلاحیت شورای نگهبان هم مهر مثبتی بر کارنامه ام شد.

"برسر آنم که گر زدست برآید، دست به کاری زنم که غصّه برآید"

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، گزیده مصاحبه نوروزی ایشان با شرق بدین شرح است:

* قبل از اينكه خبر عدم احراز صلاحیت جنابعالی عمومي شود، حتماً به شما اطلاع داده بودند كه احتمال عدم تأييد صلاحيت شما وجود دارد، آيا قبل از اينكه خبر عدم تأييد صلاحيت شما منتشر شود؛  درخواست هايي شد كه شما از كانديداتوري انصراف بدهيد ؟
 - هر دو صورت بود. در دو، سه روز آخر كساني از داخل شوراي نگهبان به من اطلاع دادند كه يكي از مسئولان امنيتي و معاون هايش آمدند و با اصرار زياد اجازه يافتند و وارد  جلسه شدند. البته ديگران مخالفت مي كردند كه بنا نيست كساني از بيرون به  جلسه ما بيايند . چون  داريم بحث انتخابات مي كنيم. بعضي ها گفتند كه فقط آن مسئول بماند و بقيه بيرون بروند كه رفتند. آن شخص ماند و گفت كه من مي خواهم به شما بگويم كه ما از همان روزي كه آقاي هاشمي نامزد شد، هر صبح و شب دائماً داريم افكار سنجي مي كنيم .راي ايشان به سرعت بالا مي رود و تا ديشب به 70 درصد رسيده و اگر دو روز ديگر را هم صبر كنيد؛  به 90 درصد مي رسد . اگر او بيايد همه رشته هاي اين سالهاي ما پنبه مي شود. با اين صحبت ها ؛ آنها تكليف را روشن كردند.

 * اين بحث پشت پرده بود، ولي جناح مقابل در بحث رسانه اي  مطرح مي كرد كه هاشمي نمي آيد؛ چون مي داند تأييد صلاحيت مي شود و از مردم نه مي گيرد و خاتمي نمي آيد ؛ چون مي داند ردّ صلاحيت مي شود. اين سرمقاله اي بود كه كيهان نوشته بود و اين خط را مي رفتند كه هاشمي به دليل اينكه مي ترسد از مردم نه بگيرد، نمي آيد. با جو سازي هايي كه در آستانه انتخابات مي شد؛ فضا را چگونه مي ديديد؟

- من ترديدي نداشتم كه اگر بيايم ؛ راي  دارم .البته . ترديد داشتم كه در مراحل مختلف بگذارند همه چيز به صورت طبيعي پيش برود. ولي من كار خودم را كرده بودم و اگر مي آمدم ؛كافي بود .البته  وظيفه ام را انجام دادم و به تقاضاهاي  مردم جواب منفي نداده ام كه  اين ؛ مهم بود. وقتي اين بحث ها شروع شد و همين حرف ها پيش آمد ؛ من گفتم :«ما كار خودمان را مي كنيم و آنها كار خودشان را بكنند.» هيچ اقدامي نكردم براي اينكه ردّ صلاحيت نشوم.
شب همان روزي كه مي خواستند ردّ صلاحيت مرا اعلام كنند، شوراي نگهبان آقاي آقاي روحاني را خواسته و به ايشان گفته بودند: اينجا تصميم گرفته شده كه فلاني درانتخابات نباشد و شما برويد با ايشان صحبت كنيد تا خودشان نيايند و انصراف بدهند كه بي احترامي نشود . گفته بودند : به آقاي علي لاريجاني هم گفتيم و بناست ايشان هم فردا برود با ايشان صحبت كند.
آقاي روحاني به من نگفت كه انصراف بدهم يا ندهم فقط حرف آنها را زد. گفت :من به آنها گفته ام پس مردم چه مي شوند؟ اين مردمي كه اين گونه اميدوار شده اند و در همه كشور ولوله بپا شده، اين خطرناك است. گفتند : بايد آن را به گونه اي ديگر حل كنيم. آقاي روحاني به من گفت : شما چه مي كنيد؟ گفتم : من كنار نمي روم. چرا من بروم؟ من اگر كنار بروم ؛ مردم چه مي گويند؟ جواب مردم را چه بگويم؟ بگويم شوراي نگهبان اين كار را كرد؟ اين مثل همان ردّ صلاحيت است. مردم با آمدن من  اميد پيدا كرده اند و چرا من روي اين شعله افروخته احساسا مردم آب بريزم؟ ايشان دلشان نمي خواست من كنار بروم و اصراري هم نكرد و فقط پيغام داد. فردا صبح كه به دفترآمدم، آقاي علي لاريجاني آمد. در اطاق راه مي رفتيم و حرف هايمان را مي زديم. ايشان ماجرا را با مقدمات بيشتري گفت و پرسيد: الان شما چه مي كنيد؟ انتظار اين است كه شما انصراف بدهيد تا مشكلي براي كشور پيش نيايد. من گفتم : من اگر انصراف بدهم؛  مشكل بيشتري پيش مي آيد. به علاوه اينكه من به مردم چه بگويم؟ مردم از همه ما بر مي گردند. ما مردم را تا اينجا رسانده ايم كه  خودشان را نشان دادند. تا همين الان خيلي گزارش ها از شهرستان ها داريم كه مردم ستاد زده اند و دارند كار مي كنند. من به اين مردم چه بگويم؟ من قبول نمي كنم. ايشان گفت:  اگر رهبري دستور بدهند، باز شما قبول نمي كنيد و كنار نمي¬رويد؟ گفتم : اگر ايشان دستور بدهند كنار مي روم، ولي مي گويم كه آقا از من خواستند تا مردم بدانند كه من با مردم بي وفايي نمي كنم. آقا هم حقشان است كه دستور بدهند و من هم قبول كنم. اگر ايشان اين راه حل را بپسندندو انجام بدهند؛ من حرفي ندارم. ايشان گفت: اين هم عوارض بدي دارد كه مردم اين همه در صحنه آمده اند و به اين جمعيت انبوه بگويند كه آقا نگذاشت. من گفتم: من هم اين را قبول دارم و توصيه من هم نيست كه آقا اين كار را بكنند. ولي اگر به اين نتيجه رسيدند كه من نبايد بيايم، حتماً مصلحتي دارد كه ايجاب مي كند اين كار را بكند.

* مي خواهيم  يك مقدار بيشتر آن روز را مرور كنيم. ما كه به عنوان خبرنگار در وزارت كشور بوديم و آن التهاب را در مردم مي ديديم، مردم ايستاده بودند و خبرهاي ضد و نقيض مي آمد كه هاشمي مي آيد يا هاشمي نمي آيد. يك عده مي گفتند:ما ديديم حركت كرده است و يك عده مي گفتند: نيامده است.از فاصله اينجا تا ميدان فاطمي كه در خيابان مي آمديد و بعد به ميدان فاطمي رسيديد، احتمالاً مردم را ديديد كه اطراف ماشين چه مي كردند و بعد وارد وزارت كشور شديد. راجع به نيم ساعت آخر صحبت بفرمائيد؟
  - خودم اطلاع درستي از آنچه كه آنجا گذشت، نداشتم. پاسدارهايم را هم نفرستادم. حتي آنها مي خواستند پيشرو بروند كه امنيت را تأمين كنند. ولي چون تصميم نداشتم؛ اجازه رفتن ندادم.

  * يكي از شايعات مهم آن روز همين بود كه تيم حفاظت آقاي هاشمي آمد و مستقر شده است كه اين خبر مرتباً تكذيب و تأييد مي شد.
  -اگر هم رفتند به صورت مخفيانه رفتند. چون من گفتم كه نرويد و بعدها هم نپرسيدم كه رفتند يا نه؟ بنا شد كه تا من نگويم كسي نرود.  البته كساني هم بودند كه تلفن مي كردند و مي دانستم يك عده مردم در آنجا جمع هستند و شعار مي دهند . ولي به اين وسعت نمي دانستم در كشور چه خبر است و بعداً معلوم شد اين حالت انتظار در سراسر كشور بوده است كه خبر نام نويسي من با پيامك منتقل شده است. وقتي آن شرايط را ديدم، براي من يك مقدار تازگي داشت.

* يادتان هست كه در مسير به چه چيزي فكر مي كرديد؟
  - (با خنده) فكر مي كردم دارم مي روم كه اسم بنويسم.

* بعد از ثبت نام شما ؛ مانع تراشي ها شروع شد. در مجلس نامه اي جمع كردند كه در واقع به نامه «نه به هاشمي » معروف شد و بعد جوسازي هاي رسانه اي نيز شروع شد. اينها باعث ترديد شما در ادامه راه نشد؟ چون گفتيد كه تصميم داشتيد تا آخر بمانيد. اين فكر شما را به شك نمي انداخت كه گويا روند مسايل قرار است به شكل ديگري رقم بخورد؟
  - ( با خنده)بالاخره ابرو و باد و مه و خورشيد و فلك در كار بودند تا اين گونه شد.

* شما فكر مي كنيد اين رد صلاحيت يا به قول دوستان ديگر عدم تأييد صلاحيت خودتان چه جايگاهي در آينده سياسي شما خواهد داشت؟ جايگاه شما را تقويت كرده يا تضعيف مي كند؟ يعني چه نقشي مي تواند در آينده سياسي شما ايفا كند؟

  - طبعاً نقش مردمي را تقويت مي كند و ممكن است افرادي در سطوح مختلف جامعه گله مند شوند.

* يعني شما مي گوييد نظام هر كسي را رد صلاحيت كند، مردم تقويت مي كنند؟

  - من كه به ميل خودم نيامده بودم. اصرار اقشار مختلف مردم مرا عليرغم تصميم قطعي براي نيامدن مجاب كرد كه نام نويسي كنم. عدم تأييد صلاحيت من به عنوان شخص من نبود. نه گفتن به مردمي بود كه حداقل آن روز منتظر نام نويسي من بودند و شما ديديد كه مي گويند در سراسر كشور چنين بود.

  * عدم تأييد صلاحيت براي شما چه طعمي داشت؟ يعني آن موقع كه اين خبر به شما رسيد، چه احساس مي¬كرديد؟ به هر حال شما يكي از آدم هايي بوديد كه از قبل انقلاب نقش داشتيد.
  - گفتم كه من ميل نداشتم بيايم و مسؤوليت اجرايي را بپذيرم. از سال 76 نمي خواستم بيايم.

  * منظورم دقيقاً مهر رد صلاحيت در كارنامه شماست. چه حسي براي شما داشت؟
  - در شرايط زماني كه اتفاق افتاد؛ يك مهر تاريخي مثبت است.

* براي شما خوشايند بود؟

  - در مجموع مثبت است، ولي از نظر من اي كاش نمي شد.

  * اتفاقي كه بعد از رد صلاحيت شما افتاد، اين بود كه فضاي يأس و نااميدي بسيار گسترده اي در جامعه حاكم شد و همه مي گفتند. اگر به هاشمي اجازه نمي دهند كه بيايد، پس ديگر نمي¬توان كاري كرد. سه احتمال براي واكنش شما مطرح مي شد: يكي اينكه شما يك واكنش تند نشان بدهيد. مثلاً قهر كنيد. يك احتمال اين بود كه شما منفعل شويد و احتمالي كه خيلي دور از ذهن بود، همين عملكردي بود كه در انتخابات انجام داديد. بعد از اتفاقي كه رخ داد، در نگاه اول به نظر مي رسيد نامزدي كه بتواند راي مردم را جلب كند، باقي نمانده است. چگونه به اين تصميم رسيديد كه همچنان فعال بمانيد و نه قهر كنيد و نه منفعل شويد و نقش فعالي در انتخابات و حضور مردم در 24 خرداد داشته باشيد.
  - همان موقعي كه آقاي روحاني آمد و به من گفت كه اينها او را شب خواسته اند و اين را گفته اند، پيشنهاد خودش اين بود كه او هم كنار برود. من گفتم كه اتفاقاً به همين دليل شما بمانيد تا اگر مشكلي براي حضور من پيش آمد، شما باشيد.

  * وقتي شما ثبت نام كرده بوديد، در اخبار مي خوانديم كه آقاي روحاني آمده و از شما كسب تكليف كرده است.
  - بله، احتمالات و شرايط را مي دانستم. لذا به ايشان گفتم كه شما بمانيد. آقاي روحاني مي گفت: ديگر معنا ندارد كه من هم باشم. من گفتم: شما بايد احتياطاً بمانيد تا اگر من نبودم، شما باشيد.

  * پس آدم مي تواند به اين نتيجه برسد كه شما برنامه ريزي داشتيد؟
  - نه، همان لحظه پيش آمد. ما برنامه¬ريزي به آن صورت نداشتيم. البته اصرار ما اول به آقاي ناطق بود كه ايشان بيايند كه نپذيرفت. بعد سراغ آقاي روحاني رفتيم و ايشان پذيرفت. در اين فاصله هم قبل از اينكه ثبت نام كنم، من به ايشان كمك مي كردم.

  * باز مي خواهيم روي اين تصميم سياسي بحث كنيم. برخي از منتقدين شما به اين جمع بندي رسيدند كه هاشمي يك سياستمدار حرفه اي است، قهر نمي كند و منفعل نمي شود، در بدترين شرايط هم تصميم غيراحساسي برآمده از عقل مي گيرد. راجع به اين صحبت كنيد كه بعد از آن ناراحتي و يا دل گيري كه در بدنه اطرافيان شما و در مردم ايجاد شده بود، چرا فكر كرديد كه بايد همچنان راه را ادامه دهيد و به يك نامزد واحد برسيد و در انتخابات فعال باشيد؟.

  - همينطور بود. من كه رسماً گفتم به آقاي روحاني رأي مي دهم و آقاي خاتمي هم آقاي روحاني را تأييد كرد. منتها مشكلي كه وجود داشت و آقاي خاتمي حل كرد، اين بود كه اگر آقاي عارف و آقاي روحاني هر دو مي¬ماندند، معلوم بود كه نمي¬توانند پيروز شوند. حتي اگر هر دو رأي بالايي هم داشته باشند، ولي به پيروزي نمي رسيدند. لذا آقاي خاتمي براي انصراف آقاي عارف اقدام كردند. اين راه پيروزي يك جريان فكري در يك انتخابات دموكراتيك است كه آقاي عارف اعلام كنند. من نيستم و اين كار را آقاي خاتمي انجام داد كه خيلي موثر بود.

* آقاي هاشمي همانطور كه جنابعالي اشاره كرديد، اين اتفاقي كه افتاد و پيروزي¬ خوبي كه مردم و  آقاي روحاني بدست آورند، بخش عمده¬اش مرهون همفكري و تلاش مشترك شما و آقاي خاتمي و بقيه فعالان سياسي بود. اين پيروزي خيلي با ارزش بود، ولي فكر مي كنم چيزي كه با ارزش تر از آن بود، كار مشتركي است كه براي اولين بار بين افرادي كه شايد بتوانيم بگوييم  به يك معنا ناهمجناح هستند، انجام شد. يعني سابقه نداشته در يك انتخابات سياسي مثلاً شما و آقاي خاتمي و بقيه افرادي كه در قضيه دخيل هستند، روي يك هدف واحد متمركز شوند و تلاش مشتركي را انجام بدهند كه نهايتاً به نامزد واحد تبديل شود و آن پيروزي را به ارمغان آورد.اين كار، تجربه خيلي خوبي بود، مي خواستم بپرسم كه آيا مصمم هستيد كه اين را در آينده هم، چه در حوزه هاي انتخاباتي و چه در بقيه چالشهاي سياسي كه پيش مي آيد، ادامه بدهيد؟
  - به هر حال انسان هر وقت كه بخواهد يك كار به اين بزرگي را انجام بدهد، بايد با ديگران همكاري داشته باشد. الان هر كسي بخواهد نامزد شود، امكانات خودش و   آشنايي ها و هماهنگي هايش را متمركز مي كند.به طور كلي طبيعي است كه اگر كسي هدفي داشته باشد، در جاهاي ممكن از همكاري ها استفاده كند.
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین