کد خبر: ۲۷۸۵۹۸
تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۰
در سطح منطقه، عربستان سعودی ناچار است تا مناسبات خود با بازیگران کلیدی منطقه مثل ایران و عراق را گسترش دهد. ثبات بیشتر منطقه به نفع عربستان سعودی است. ضروری است این کشور در سیاست هویتی خود تغییراتی انجام دهد و از حمایت نیروهای تندرو و افراطی دست بردارد.
آفتاب‌‌نیوز :
آفتاب- شهروز ابراهیمی*: عربستان سعودی با چالش های بالقوه ای در منطقه خاورمیانه، نسبت به منافع و امنیت داخلی خود مواجه است. به اعتقاد نگارنده این بزرگترین چالش در تاریخ تأسیس پادشاهی آل سعود است. آنها که زمانی در برابر رقبای داخلی، زمانی در برابر پان عربیسم جمال عبدالناصر و حتی زمانی در برابر انقلاب اسلامی ایران ایستادگی کرده و خود را با اتکاء به قدرت های خارجی، مصون داشته اند آیا این بار نیز از پس تهدیداتی که از محیط ناامن منطقه نشأت می گیرد و بی ثباتی داخلی عربستان را در پی دارد، برخواهند آمد؟ 

آیا عربستان سعودی همچنان می تواند با اتکاء به آمریکا و یا هرقدرت بزرگ دیگری سیاست های نفوذ منطقه ای خود را پیش ببرد؟ آیا می تواند در برابر ایران به سیاست موازنه منطقه ای دست بزند؟ آیا همچنان می تواند از برگ برنده نفت و هویت در پیشبرد سیاست های خود بهره گیرد؟ 

پاسخ به این سوال ها را تاریخ خواهد داد ولی روندها حاکی از این است که عربستان دیگر آن قدرت سنتی سابق نخواهد بود. پاشنه آشیل عربستان سعودی به اعتقاد نگارنده مربوط به نظام سیاسی آن است که یک نظام خاص با تلفیق خاصی از حکومت با سنت و مذهب است که در نوع خود عجیب، محافظه کارانه و چالش برانگیز، بویژه در خاورمیانه امروز است. 

اگر چه بسیاری از کشورهای عربی منطقه به نوعی دارای دیکتاتوری و یا حکومت شبه دموکراتیک هستند ولی دیکتاتوری عربستان سعودی از نوع خاص است، از طرفی کشورهایی که از قبل به گشایش نسبی سیستم های سیاسی و اجتماعی خود مبادرت ورزیده اند (مثل قطر) کمتر آسیب پذیر بوده اند تا عربستان سعودی، چراکه که در گذشته در برابر اصلاحات مقاومت نشان داده است. یا کشوری مثل ترکیه که مدعی دمکراسی اسلامی است کمتر آسیب پذیر بوده است.   

ماهیت تحولات در منطقه، خود بخود علیه نظام سیاسی عربستان سعودی است. ریشه های قیام های عربی را هرچه که بدانیم، دراین امر تردیدی نیست که نظام های دیکتاتوری نمی توانند کماکان بطور قبیله ای و فرقه ای برجوامع خود حکمرانی نمایند. آنها یا باید در شرایط عادی اصلاحات تدریجی را انجام دهند و یا این منتظر باشند تا تحولات دیگر، دیر یا زود دامنگیر آنها شود. بدون تردید ایجاد اصلاحات تدریجی در چنین جوامعی بهتر از قیام های خشونت بار فرداست. 

زخم چالشهای داخلی نظام سیاسی عربستان که قدرت را تنها متعلق به خاندان آل سعود می داند و اجازه تقسیم قدرت را نمی دهد، راه کار مشخصی برای جانشینی قدرت ندارد. در نتیجه رابطه خاص مذهب با حاکمیت و تقسیم کار مذهبی که قدرت بیشتری به مفتیان وهابی داده است، سیاست خارجی عربستان جنبه هویتی و فرقه ای پیدا کرده و افراط گرایی و تروریسم را گسترش می دهد. 

فقدان مشارکت سیاسی و اعمال تبعیض شدید بر علیه شیعیان، عدم آزادی های اجتماعی، مشکلات اقتصادی و بیکاری، جمعیت روبه رشد جوان... دوباره سرباز خواهد کرد. بهترین پاسخ حاکمان آل سعود برای در امان ماندن از چالش داخلی، پی ریزی اصلاحات اجتماعی و سیاسی و به روز کردن سامان دهی سیاسی، از جمله بازتعریف مناسبات مذهب با حکومت و تعدیل در سیاست خارجی فرقه گرایانه و بازتعریف مناسبات خارجی خود با قدرتهای بزرگ خارجی (منطقه ای و فرامنطقه ای) است.

در سطح منطقه، عربستان سعودی ناچار است تا مناسبات خود با بازیگران کلیدی منطقه  مثل ایران و عراق را گسترش دهد. ثبات بیشتر منطقه به نفع عربستان سعودی است. ضروری است این کشور در سیاست هویتی خود تغییراتی انجام دهد و از حمایت نیروهای تندرو و افراطی دست بردارد. حمایت از جریانات ریشه دار اسلامی و متعادل همچون اخوان المسلمین به جای جریانات تکفیری، به بهبود وجهه آن خواهد انجامید. این گروهها از مشروعیت بیشتری در جوامع عمومی برخوردارند تا نیروهای تندرویی همچون جبهه النصره و یا نیروهای مرتبط به القاعده همچون داعش. 

عربستان سعودی باید درسطح بین الملل روابط خود را با قدرتهای بزرگ متنوع و قاعده‌مند کند. اتکای صرف به یک ابرقدرت نمی تواند پاسخگوی نیازها وتأمین کننده امنیت ملی عربستان سعودی باشد. این کشور همراه با کشورهای کوچک منطقه، لازم است اتکای خود را به آمریکا کمتر کرده و سیاست خارجی مستقل تری اتخاذ نماید. همچنین حل و فصل تنش های موجودا با دو بازیگر بزرگ منطقه یعنی ایران و عراق از طریق گفتگو، حیاتی است. دولت عربستان باید به دنبال طرح ریزی سیستم امنیتی کارآمدی برآید که شامل همه بازیگران منطقه از جمله ایران و عراق باشد. 

آنچه که گفته شد سیاست های کنشگرانه ای است که تاریخ نشان خواهد داد که آیا حاکمان آل سعود برای نجات خود این راه کارها را در دستور کار خویش قرار خواهند داد یا با سیاست های واکنشی تندروانه و فرقه گرایانه، در انتظار سرنگونی آهسته خود خواهند نشست. درس‌های تاریخ اغلب حاکی از این است که دیکتاتورها کمتر درس می گیرند و تنها زمانی دست به کار می‌شوند که کار از کار گذشته است.

استادیار روابط بین الملل دانشگاه اصفهان
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین
x