پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۲۸۶۴۰
۱۳:۰۱
۱۳۸۴/۰۹/۰۹
مسعود ده ‌نمکی در توضیح ارتباط گذشته خود با انصار حزب‌الله می‌گوید:

ده سال پیش درایت امروزم را نداشتم

گفت‌وگوی نیویورک تایمز با مسعود ده‌نمکی
۱۳:۰۱
۱۳۸۴/۰۹/۰۹
به گزارش آفتاب نیوز، به گزارش روزنامه نیویورک تایمز، در سال‌های اخیر مسعود با ساختن مستندی جنجالی درباره موضوع ممنوعه فحشا و یک مستند جدید درباره فوتبال در مقام استعاره‌‌ای از کشمکش‌های سیاسی، خود را به عنوان مایکل‌مور ایران مطرح کرده است. اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران هر دو به یک اندازه و به شدت از ده‌ نمکی برای ساختن مستند «فقر و فحشا» انتقاد کردند. محافظه‌کاران از این خشمگین بودند که یکی از خودشان نه تنها موضوعی ضداسلامی را آسیب‌شناسی اجتماعی کرده، بلکه به نظر می‌رسد با بدکاره‌ها همدردی هم می‌کند. اصلاح‌طلبان هم معتقد بودند او عمداً‌ مشکل را بزرگ نشان داده تا علیه تسامح در قوانین اسلامی موضع بگیرد.

ده‌ نمکی در گفت‌وگو با خبرنگار نیویورک تایمز در دفتر کارش در جنوب تهران، بر این باور است که هر دو گروه موضوع را اشتباه فهمیده‌اند و تغییر و تحول کلی دیدگاه‌هایش را از بیخ و بن تکذیب می‌کند. او می‌گوید: «من همیشه نگران موضوع عدالت در جامعه بوده‌ام. در دورانی اعتقادم این بود که مشکل اصلی خود مردم هستند. اما آن دیدگاه اشتباه بود. مشکل اصلی حاکمان جامعه‌اند که به فساد خو گرفته‌اند و دیگر نمی‌توانند قول‌هایی را که روزهای اول انقلاب درباره عدالت اجتماعی و برابری داده بودند عملی کنند.»

منتقدان سینمایی با تماشای نخستین مستند ده ‌نمکی ایرادهای حرفه‌ای بی‌شماری به فیلم گرفتند و نگرفتن مجوز نمایش عمومی هم هرگز یک شگفتی به حساب نیامد. در عوض نسخه‌های قاچاق فیلم در سطح وسیعی توزیع شد و بخش‌هایی از آن در شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌‌ای گروه‌های اپوزیسیون به نمایش درآمد.

ده‌نمکی در «فقر و فحشا» با چند زن بدکاره و برخی مشتریان آنها مصاحبه می‌کند که تمام زنان یک داستان مشابه را برای او تعریف می‌کنند؛ این که فقر آنها را وادار به این کار کرده و باید برای خرج خانواده‌‌شان کار کنند. یکی از زنان که چهره خود را برای پنهان ماندن هویت پوشانده، می‌گوید: «ما دو خواهریم که به زحمت می‌توانیم خرج غذا و کرایه خانه‌مان را دربیارویم». او در حالی که اشک‌هایش را از روی صورت پاک می‌کند ادامه می‌دهد: «بعضی وقت‌ها خواب خوردن جوجه و غذاهای خوب می‌بینم. حداقل هفته‌ای یک بار. در خانه‌هایی کار کرده‌ام که صاحبان ثروتمندشان غذا را دور ریخته‌اند. همیشه به کسانی که می‌توانند خوب بخورند حسادت می‌کنم.»

زنی دیگر که مادر دو دختر است، از تصمیم چندباره‌‌اش برای کشتن خود و دخترانش به دلیل سختی زندگی خبر می‌دهد، در حالی که هرگز جرأت این کار پیدا نکرده است. زن جوان دیگری داستان پدر بیمارش را تعریف می‌کند که نیاز به عمل جراحی دارد. دختران این پیرمرد بیمار برای این که بفهمند کدام یکی از آنها برای کسب درآمد بیشتر و درآوردن پول عمل جراحی پدر به دبی برود، قرعه می‌کشند و این وظیفه به دوش خواهر جوان‌تر می‌افتد. دخترک از دبی شکست‌خورده بازگشته و حالا در خودرو مسعود ده ‌نمکی در راه بازگشت به خانه از فرودگاه است. او ناگهان زیر گریه می‌زند و می‌گوید که احساس می‌کند خواهرانش به او خیانت کرده‌اند.

ده‌نمکی برای متقاعد کردن مسافرانش و این که آنها باور کنند او یک تهدید نیست، ظاهر خود را تغییر داده، محاسنش را تراشیده و پیراهن آستین بلند کهنه خود را با یک تی‌شرت عوض کرده است. او همچنین برای پیدا کردن سوژه‌های خود مدتی به عنوان راننده تاکسی فعالیت کرد. او می‌گوید: «یک بار خانمی 20 هزار تومان (معادل 22 دلار) پول خواست. گفتم اگر 100 هزار تومان بدهم داستان زندگی‌ات را برایم می‌گویی؟ پذیرفت و چند نفر از دوستانش را هم به من معرفی کرد.»

ده ‌نمکی 36 ساله معتقد است ایران نیاز به مدرنیزه‌شدن دارد، اما در چارچوب آموزه‌های اسلامی نه طالبانی: «اگر ما مخالف اسلامی هستیم که طالبان معرفی کرده، باید بتوانیم یک مدل خوب از اسلامی ارایه کنیم که معتقدیم منبع رأفت و مهربانی است. اما این باید بر اساس نیازهای جامعه امروز باشد تا از سوی جوانان هم پذیرفته شود.»

ده‌ نمکی هم، مثل بسیاری از هم‌سلان خود، سه سال در جبهه‌های جنگ هشت ساله عراق علیه ایران جنگیده و هنوز زخم آن تجربه را بر تن دارد. او سه بار در جبهه مجروح شد و بسیاری از هم‌رزمانش شهید، حالا نیروی محرک او تلاش برای ادای دین به ایثار آن شهیدان است. تنها دکورهای اتاق کار ساده ده ‌نمکی یادگارهای دوران جبهه و جنگ است: چوبدست‌هایی که او زمانی استفاده می‌‌کرد حالا از کتابخانه آویزان است، عکس‌هایی قاب‌ شده او در کنار دوستان شهیدش و پوسترهایی از جسدهای میدان جنگ.

صادق سروستانی، استاد دانشگاه، مسعود ده‌نمکی را اینچنین توصیف کرده است: «مردی که نامش زمانی همراه با زشت‌‌ترین نوع خشونت همراه بود و حالا به هنرمندی تبدیل شده که با حساس‌‌ترین و ظریف‌‌ترین جنبه‌های هنر سر و کار دارد.»

سروستانی این سخنان را در کنفرانسی در دانشگاه تهران بر زبان آورد که برای نمایش مستند «فقر و فحشا» ترتیب داده شده بود و متن گفته‌هایش در نشریه خود ده‌‌نمکی منتشر شد. نشریه او با این که سه شماره است منتشر می‌شود، اما حاوی آگهی‌های فراوانی است که نشان از ارتباطات خوب او دارد. ده‌ نمکی در همان کنفرانس گفته بود: «فیلم را برای این ساختم چون از شنیدن جمله «چطور مقام‌های رسمی درباره مشکلات کشور کلی‌گویی می‌کنند» خسته شده بودم.»

مسعود ده ‌نمکی در توضیح ارتباط گذشته خود با انصار حزب‌الله می‌گوید: «ده سال پیش درایت امروزم را نداشتم. حالا دارم به میانسالی نزدیک می‌شوم. آنچه در گذشته انجام داده‌ام برای خیانت نکردن به همرزمان شهیدم بوده است.»


گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیام های شما
ناشناس
-
۱۴:۳۴ - ۱۳۸۴/۰۹/۱۰
اميدوارم همه اگر اشتباه فكري و يا ايديولوژي داشتند روزي تعصب نا بجاي خود را كنار گذارند و به واقعيت ها با چشم واقعيت و ملموس بنگرند و از فلسفه بافي و شعار نمايي بپرهيزند.حتي اگر ديگر از دستشان كاري بر نيايد حداقل بي ضرر باشند
پاسخ