آفتابنیوز :
دکتر شیرزاد، تیم مذاکره کننده ایران و دولت جدید عموما نشست اخیر شورای حکام را پیروزی خود، و شکست و عقبنشینی اروپا و آمریکا عنوان میکند. در صورتیکه سخنان اخیر وزرای خارجه آلمان، فرانسه و انگلستان حاکی از این است که مسئله ابعادی جدی دارد و آنها حتا صحبت از اجتناب ناپذیربودن ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت میکنند، اگر ایران پیشنهادات اروپا را نپذیرد. به نظر شما مسئله تا چه حدی جدی ست؟ من فکر میکنم که یکی از آفتهای مذاکرات ایران با آژانس و کشورهای اروپایی در همین برخوردهای تبلیغاتیست. اگر مسئله واقعا با حوصله بیشتر دنبال بشود و از اقدامات تبلیغاتی پیرامون آن، اینکه یک چیزی را شکست یا پیروزی تلقی بکنیم، بپرهیزیم قطعا نتیجه بهتر گرفته میشود. در رابطه با فضای اخیر، من فکر میکنم، تمام خیرخواهان ایران و جهان نسبت به اینکه فضا ملایمتر شده است خوشحال شدهاند. حتا آقای خاتمی در پیامی از اینکه امکان از سرگیری مذاکرات فراهم شده است اظهار خوشبختی کردهاند و فکر میکنم که این موضع خیلیها، هم ایرانی و هم غیرایرانی ست. من فکر میکنم این برخورد جشن گرفتن یا اینکه این را ضعف دیگران بدانیم، خوب، مشکلاش همین است که در عکس العمل به این فضا ممکن است مصاحبهها و صحبتهایی بشود از طرف غربیها که وضع را دشوارتر بکند. در هرحال من متعقدم که مسئله یک مسئله بسیار زمانبری هست، اگر بخواهد حل بشود و عجله آن را در مسیری قرار خواهد داد که فکر نمیکنم سودی برای کسی داشته باشد.
دکتر شیرزاد، «دومينیک دو ویلپن» نخست وزیر فرانسه، اعلام کرده است که طرف اروپایی میتواند با اعمال فشار ایران را به پذیرش پیشنهادهای اروپا وادار بکند و حتا تلویحا تحریم ایران را منتفی ندانسته است. آیا شورای امنیت ملی ایران به نظر شما این تهدید را جدی گرفته یا خواهد گرفت؟ احتمالا تهدیدها جدی گرفته میشود. هیچ حرفی در عرصه دیپلماتیک شوخی تلقی نمیشود، ولی اینکه حالا حتما هم اعمال و اجرا بشود، البته اینهم فقط با یک احتمالی میتواند درست باشد. من شخصا این نوع زبان تهدید و فشار را نمیپسندم و فکر میکنم این روش غربیها باعث میشود که اصولا مسئله حل نشود. ببینید، در داخل ایران بخشی از مسئله دارد رقم میخورد که شاید طرف غربی به این بخش توجه نمیکند و آن مسئله افکار عمومی ایرانیان است. افکار عمومی ایرانیان به هیچوجه طالب یک فضای منفی و تحریم و تهدید خارجی نیستند و آنها هم مثل هر ملت دیگری از تهدید خوششان نمیآید، از زبان تحمیل خوششان نمیآید و وقتی این زبان را دولتهای غربی در پیش بگیرند، مسئله غامض میشود و دولت ایران و طرفهای مذاکره کننده هم اصولا امکان رسیدن به تفاهم از آنها سلب میشود. چون آنها در عرصه افکار عمومی مواجه شدهاند با یکسری تهدیدها و تحمیلها و اگر الان بخواهند کوتاه بیایند یا تفاهم بکنند و یا توافقی انجام بدهند، طبیعتا از طرف افکار عمومی داخل یا برخی از طرفداران جناح اصولگرا متهم به سازش و کوتاه آمدن خواهند شد. پس این کار را دشوار خواهد کرد. من بعنوان یک ناظر ایرانی و خیرخواه این مسئله، فکر میکنم که این نوع زبان زبان مناسبی برای حل قضیه نیست. البته باز تکرار میکنم که آن برخورد را هم که بیاییم یک فضای مناسب را بعنوان پیروزی خودمان یا ضعف طرف مقابل و یا شکست آنها تلقی کنیم، آنهم برخورد نامناسبی ست.
دکتر شیرزاد، وزیر خارجه انگلستان «جک استراو» با اشاره به اینکه ایران در حال ساخت موشکهایی با برد بالاست، گفته است مدارک و شواهد مفصلی وجود دارد که نشان میدهد ایران نگرانی بزرگی برای جامعه بین المللی بوجود آورده است. «استراو» این سخنان را پس از رد پیشنهاد روسیه توسط ایران دایر بر انجام غنی سازی اورانیوم در داخل خاک روسیه مطرح کرده است. به نظر شما ایران تحت هیچ شرایطی پروسه غنی سازی در خاک کشوری دیگر، مثلا روسیه، را نخواهد پذیرفت؟
من فکر میکنم، پرونده پیشنهاد روسیه بسته نشده و تازه آغاز راه است و میتواند یک مبنایی برای چانهزنی سیاسی و رسیدن به توافق باشد. اما اینکه وزیر امور خارجه به مسئله موشکهای ساخت ایران اشاره کرده است، باز به نظر من، این از همان نوع اقداماتی ست که به حل مسئله کمک نمیکند. اصولا مسئله موشکهای ایران از مسئلهی برنامه هستهای جداست. در آن زمینه ایران از سالها پیش برنامهاش را به طور شفاف اعلام کرده و در معرض دید همه بوده است، علاوه برآن ایران پیمانی را در این زمینه امضا نکرده است. من فکر میکنم اینکه همه چیز را به همدیگر ربط بدهند و هر نوع دستاوردهای دیگری که در سایر زمینهها هست، اینها را بیایند و به این ربط بدهند و کنار آن ایران را، مردم ایران را خطرناک جلوه بدهند، خوب باعث خواهد شد که هیچ مشکلی اینجا حل نشود. من فکر میکنم که باید روی همان مسئله هستهای و اصول توافق در آن زمینه محدود بشود مذاکرات و بحثها و سایر بحثهای پیرامونی اینجا باز نشود، تا باز امکان حصول توافق فراهم باشد. پیشنهاد روسیه هم، فکر میکنم، کماکان پیشنهاد قابل مذاکرهای باشد و باید منتظر زمان در این ارتباط بود.
دکتر شیرزاد، اگر ایران پروسه غنی سازی اورانیوم در خاک کشوری دیگر، مثلا روسیه، را نپذیرد، فکر میکنید تصمیم اروپا و آژانس چه خواهد بود؟ ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت؟ خوب این جدی ترین تهدیدی است که تا به حال از طرف اروپاییها مطرح شده است و ممکن است مآلا هم به همین سمت برود. من فکر میکنم در چنین شرایطی ما یک مقداری به شرایط بعد از اجلاس سپتامبر و قبل از اجلاس اخیر ماه نوامبر نزدیک خواهیم شد، در عین حال به نظر میرسد که در حال حاضر غربیها سناریو معینی برای اینکه چگونه پرونده ایران را در جایی معین به پیش ببرند ندارند و شاید آنها هم دنبال زمان هستند. اما اگر مسایل لاینحل بماند و این زمان را آنها بدست بیاورند و علاوه برآن بتوانند در افکار عمومی هم ایران را بدتر از آنی که الان مطرح است بخواهند باز نشان بدهند، خوب این شرایطش بیشتر فراهم میشود. من امیدوارم که با یک درایت سیاسی و برنامهریزی دلسوزانه به این سمت مسئله حرکت نکند.
دکتر شیرزاد، پرسش آخرم در ارتباط با شخص شماست. سایت خبری ـ تحلیلی «بازتاب» مقالهای را منتشر کرده است با عنوان «عضو اتمی مشارکت، انگلیسیتر از انگلیسیها» و دراین گزارش عنوان کرده است که شما در «سخنانی همگام با آمریکا، انگلیس و اسراییل» مدعی شدهاید که «ایران آمادگی ساخت بمب هستهای را دارد» و اشاره کردهاند که در دانشگاه تهران، در روز هشتم آذرماه گفتهاید که «سوختی که از نیروگاهها بیرون میآید، مادهای بسیار حساس است که میتواند مصارف نظامی متعددی داشته باشد.» آیا تمایلی دارید که به این اتهام پاسخ بدهید؟ من دیدم این خبری را که نقل شده است. اولا بخش اولش کذب محض است. من به هیچوجه مدعی نشدهام که ایران آمادگی ساخت بمب هستهای را دارد. نمیدانم از کجا این مسئله در این خبر رسوخ کرده است و اتفاقا اگر دوستان بخاطر بیاورند، هم در مصاحبه قبلی با شما و هم در سایر موضع گیریها، حرف اساسی من اینست که ایران در حال حاضر توانایی تولید سلاح هستهای را ندارد. کاملا برعکس این را من همواره ادعا کردهام و بسیاری از مواقع هم به دلیل همین حرف مورد شماتت جناح اصولگرا قرار گرفتهام که شما چرا تواناییهای ما را زیر سوال میبرید! کاملا برعکس این بود. من معتقدم این توانایی از طرفی در خارج از ایران برای کسانی که با ایران مخالف هستند، دولتهایی که مسئلهدار هستند نسبت به رژیم ایران دامن زده میشود و این خطر بزرگ نشان داده میشود. و از طرفی هم بعضی از کسانی که در داخل هستند، گویا خوششان میآید از اینکه این خطر زیاد نشان داده بشود، در حالی که به نظر من سرنوشت عراق نشان میدهد که این غیرواقعیبینی نسبت به تواناییهای یک کشور نهایتا، هم برای جامعه جهانی و هم برای آن مردم، نتایج خوبی را دربرندارد. اما، این نکتهی دیگر که بازمانده سوخت یک نیروگاه حاوی ماده خطرناکی هست، فکر میکنم این یک واقعیت علمی ست. چنانچه در نیروگاههای آب سبک نهایتا بعد از اینکه سوخت مصرف بشود مقادیر زیادی عنصر پلوتونیوم که یک عنصر رادیواکتیو است تولید میشود و عنصر پلوتونیوم اصولا خطرناک است. اما این به این معنا نیست که یک کشور نمیتواند نیروگاه هستهای داشته باشد. معمولا در چارچوبهای معینی بایستی پسمانده سوخت منتقل بشود به جایی که هم به لحاظ عدم سوء استفاده در ساخت سلاح ایمنیاش رعایت شده باشد و هم به دلیل اینکه تشعشعات خطرناکی دارد که برای محیط زیست مضر است. فکر میکنم که یکسری واقعیتهای علمی را ما گفتهایم. اگر این واقعیتهای علمی مورد قبول نیست یا انگلیسی تلقی میشود، خوب ما توی درس فیزیکمان مطالب زیادی به نقل از دانشمندان انگلیسی، آلمانی یا آمریکایی، به همه کشورها میگوییم و فکر نمیکنم بیان مطالب علمی دلیل بر وابستگی یک شخص به حکومتهای دیگر داشته باشد.
دکتر شیرزاد، در گزارش «بازتاب» آمده است که «احمد شیرزاد، که مدعی اطلاعاتی در زمینه فیزیک هستهای است» این صحبتها را کرده. ممکن است بفرمایید تخصص شما چيست؟ من دکترای فیزیک ذرات بنیادی دارم. رشته اصلیام فیزیک هستهای نیست، ولی طبیعتا به دلیل نزدیک بودن تخصصام و دوره نمایندگیای که داشتم بهرحال اطلاعاتی در این زمینه کسب کردهام که واقعا حاوی هیچ نوع اطلاعات محرمانهای نیست. تحلیلها و اطلاعات من عمدتا چیزهایی ست که در سایتهای اینترنتی قابل دستیابی ست و بخشی از آن هم واقعا گزارشاتی ست که آقای البرداعی در رابطه با برنامههای هستهای ایران اعلام کردهاند، و من فکر میکنم بعنوان یک منبع اطلاعاتی معتبر قابل استناد است.