به گزارش آفتاب نیوز، 
عرفات در دوران طولاني مدت زندگي سياسي خود، از شخصيتي متضاد و بحث انگیز برخوردار بود. همانطور كه مدافعانش وي را قهرمان راه آزادي مردم فلسطين ميشناختند، مخالفانش او را يك تروريست خشونتطلب ميخواندند. تايمز لندن پس از مرگش نوشت: "يك تروريست كه برنده جايزه نوبل صلح شد." شماري ديگر ميگويند وي رهبر ضعيفي بود كه در جريان مذاكرات صلح با دولت اسرائيل امتيازات زيادي به آنها داد.
دوران اوليه زندگي ياسر عرفات
عرفات پنجمين يا ششمين فرزند خانواده بود. پدرش تاجر پارچه بود و خانواده مادرش از خانوادهاي برجسته فلسطين به شمار ميآمدند. عرفات مدعي بود كه در 14 اگوست 1929 در بيتالمقدس به دنيا آمده است. شماري از مستندات قانوني اين ادعاي وي را تاييد ميكند. اما شناسنامهاي كه در قاهره مصر به ثبت رسيده، روز تولد او را 24 اگوست و محل تولدش را قاهره نشان ميدهد. بر اساس زندگينامه عرفات در دائرهالمعارف بريتانيكا، پدر عرفات براي اينكه او بتواند در قاهره به مدرسه برود، گواهي تولد او را در قاهره پر كرد.
عرفات 4ساله بود كه مادرش را از دست داد و پدر از قاهره به بيت المقدس مراجعت كرد، شهري كه بقيه فاميل در آنجا زندگي ميكردند. ياسر 8ساله بود كه پدر دوباره ازدواج كرد و آنها به قاهره بازگشتند. اين ازدواج دوام نداشت، و زماني كه پدر بار ديگر ازدواج كرد، اينام، خواهر عرفات، تربيت او را برعهده گرفت.
عرفات در دانشگاه قاهره درس خواند. خود او ميگويد كه براي شناخت بيشتر يهوديت و صهيونيسم در دانشگاه به مطالعه آثار صهيونيستها پرداخت و با همكلاسان يهودي خود به مباحثه پرداخت. از 1946 به يك ملي گراي فلسطيني مبدل شد كه از مصر به فلسطين قاچاقي اسلحه ميفرستاد.
در جريان جنگ اعراب و اسرائيل در 1948 دانشگاه را ترك كرد و براي ورود به فلسطين و پيكار براي استقلال تلاش كرد. اما ارتش مصر شبهنظاميان آموزش نديدهاي نظير او را خلع سلاح كرد و به مصر بازگرداند. عرفات احساس كرد كه "توسط دولتهاي عرب به اسرائيل تسليم شدهاند". پس از بازگشت به دانشگاه عرفات به "انجمن اخوت المسلمين" پيوست، و به رهبري اتحاد دانشجويان فلسطيني از 1952 تا 1956 برگزيده شد. در 1956 با با درجه كارشناسي رشته راه و ساختمان از دانشگاه فارغالتحصيل شد و به عنوان ستوان دوم در ارتش مصر در جريان بحران كانال سوئز خدمت كرد. عرفات در همين سال در جريان كنفرانسي در پراگ، چفيه بر گردن انداخت كه بعدها به عنوان نماد وي معروف شد.
سازمان آزاديبخش فلسطين و الفتح
پس از بحران سوئز عرفات به كويت رفت. آنجا به عنوان مهندس راه و ساختمان مشغول به كار شد و يك شركت ساختماني تاسيس كرد. عرفات در همان سالها به اين عقيده رسيد كه بهترين راه براي فلسطينيان مبارزه مسلحانه بدون انتظار كمك از سوي دول عرب است.
در كويت در سال 1959، با همكاري يحي قواني و خليل الوزير (ابوجهاد) با گروهي از آوارگان غزه، جنبش الفتح (پيروزي) را بنيان گذاشت. جان كولي، روزنامهنگار ميگويد الفتح از سه حرف اول سه كلمه "حركت التحرير الفلسطيني" (سازمان آزاديبخش فلسطين) ساخته شده است(البته به صورت برعكس). هدف الفتح تاسيس دولت مستقل فلسطيني و نابودي اسرائيل بود.
هزينه هاي مالي سازمان از محل كمك هاي داوطلبانه فلسطينيان ساكن كويت تامين ميشد كه در صنعت نفت اين كشور مشغول به كار بودند.
اولين عمليلات الفتح حمله اي ناموفق به يك ايستگاه پمپاژ آب در اسرائيل در 1965بود.
پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل، شايع شد كه عرفات با پوشيدن لباس زني كه نوزاد خود را حمل ميكرد، با عبور از رود اردن موفق به فرار از اسرائيل شد.
در 1968 در دهكده اردني الكرامه، الفتح هدف حمله اسرائيل قرار گرفت كه در جريان اين حمله 150عضو الفتح - كه سلاح زيادي در اختيار نداشتند- و 29 سرباز اسرائيلي كشته شدند. با وجود تلفات سنگين فلسطينيان، اين عمليات به عنوان پيروزي آنها مطرح شد زيرا ارتش اسرائيل مجبور به عقبنشيني شد. جزئيات اين درگيري در مجله معتبر تايم چاپ شد و چهره عرفات براي اولين بار روي جلد مجله قرار گرفت و به عرفات و الفتح وجهه جهاني بخشيد. عرفات به عنوان يك قهرمان ملي كه اسرائيل را به مبارزه طلبيده است مطرح شد و شمار زيادي از جوانان به عضويت الفتح در آمدند، كه حالا از نظر شان و مرتبه و همچنين تسليحات وضعيت مناسبي داشت.
اواخر دهه 1960 كنگره ملي فلسطين در 3 فوريه 1969 در قاهره برگزار شد و عرفات به عنوان رهبر "سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) معرفي شد(به جاي احمد شكيري). دو سال بعد عرفات به عنوان فرمانده كل نيروهاي انقلابي فلسطين برگزيده شد. در 1973 عرفات به عنوان رئيس قسمت سياسي ساف انتخاب شد.
اردن در دهه 1960 تنش ميان فلسطينيان و دولت اردن گسترش پيدا كرد. يك گروه مقاوت مسلح فلسطيني(فدائيان) در اردن، دولت در دولت ايجاد كرده بودو حتي كنترل قسمت هاي حساسي را (حتي يك پالايشگاه نفت در نزديكي الزرق) در دست داشت. پادشاه اردن كه حاكميت دولت و امنيت كشور را در خطر ميديد، تصميم گرفت با خلع سلاح آنها به تهديدات پايان دهد. او تلاش كرد شبهنظاميان فلسطيني را خلعسلاح كند. درگيري ها در ژوئن 1970جوانه زد.
ديگر دول عرب كوشيدند با مذاكره راه حلي صلحآميز بيابند. اما فدائيان به اقدامات خشونت آميز خود ادامه ميدادند. (از جمله ربودن سه هواپيماي اردني خطوط بين المللي) دولت اردن وادار به مقابله با آنان شد.
16سپتامبر سال 1970، شاه حسين در اردن حکومت نظامي اعلام كرد. در همان روز عرفات به عنوان فرمانده عالي ارتش آزاديبخش فلسطين، نيروي ارتش منظم ساف، شناخته شد. در جريان جنگ داخلي با ارتش اردن، 200تانك سوري براي حمايت از ساف وارد خاك اردن شدند. نيروي دريايي آمريكا 6ناوگان خود را مديترانه شرقي فرستاد و اسرائيل نيروهاي خود را براي كمك به شاه حسين در صورت نياز به حالت آماده باش درآورد. 24 سپتامبر ارتش اردن پيروز شد و ساف آتش بس را پذيرفت.
لبنان پس از اخراج از اردن، عرفات ساف را در لبنان مستقر كرد. به علت دولت ضعيف مركزي در لبنان، ساف توانست در اين كشور دولت موازي مستقلي به جود آورد. از آن پس ساف حملات غير منظمي را به هدف هاي مرزي در اسرائيل (از جمله شهروندان اسرائيلي) آغاز كزد.
در سپتامبر 1972 گروه "سپتامبر سياه" 11ورزشكار اسرائيلي شركت كننده در المپيك مونيخ را مورد هدف قرار داد. شماري معتقدند گروه سپتامبر سياه شاخه اي از ارتش الفتح بود كه بيشتر براي عمليات چريكي مورد استفاده قرار ميگرفت. اين كشتار مورد نكوهش بين المللي قرار گرفت و عرفات ارتباط خود و الفتح را با چنين اعمالي انكار كرد.
در سال هاي 1973 و 74 عرفات گروه سپتامبر سياه را منحل كرد و به ارتش آزاديبخش دستور داد تا از انجام اعمال خشونت آميز خارج از اسرائيل، كرانه باختري رود اردن و نوار غزه خودداري كنند. زيرا حملات برون مرزي موج تبليغات منفي عليه آنها را افزايش ميداد. جنبش الفتح حمله به شهروندان اسرائيلي و نيروهاي امنيتي اين كشور را در كرانه باختري و نوار غزه ادامه داد. علاوه بر اين در اواخر دهه 1970شمار زيادي از گروه هاي چپگراي فلسطيني به حمله به شهروندان يهودي در داخل و خارج از اسرائيل ادامه داند. اسرائيل مدعي شد عرفات سازمان دهنده تمام اين حملات است و از تروريسم دست برنداشته است. عرفات هميشه دست داشتن در اين اقدامات را تكذيب ميكرد. درهمان سال عرفات به عنوان اولين نماينده يك سازمان غيردولتي در مجمع عمومي سازمان ملل پذيرفته شد، و سران كشورهاي عرب، ساف را به عنوان "يگانه سخنگوي مشروع مردم فلسطين" شناختند.عرفات در سخنراني خود در مجمع عمومي، صهيونيسم را محكوم كرد، اما گفت: "امروز من حامل شاخه زيتون [به نشانه صلح] و سلاحم [به عنوان يك چريك] هستم. نگذاريد كه شاخه زيتون از دستانم بر زمين افتد." سخنراني او حمايت هاي بينالمللي از فلسطينيان را افزايش داد. در 1976 ساف به عضويت دائم در اتحاديه عرب درآمد.
ساف نقش مهمي در جريان جنگ هاي داخلي لبنان بعهده داشت. شماري از مسيحيان لبناني ميگيوند عرفات و ساف مسئول مرگ شمار زيادي از مردم اين كشور در جريان جنگ هاي داخلي بودند.
در جريان جنگ داخلي، شمار زيادي از گروه هاي مسلمان با ساف متحد شدند. حافظ اسد رئيسجمهور سوريه به علت ترس از دست دادن قدرت در لبنان تغيير موضع داد و ارتش را به حمايت از فالانژيست هاي راست گراي مسيحي لبنان به اين كشور فرستاد. فاز اول جنگ داخلي لبنان با شكست عرفات و محاصره و سقوط كمپ آورگان فسطيني پايان يافت. عرفات به سختي و با كمكهايي از سوريه و كويت از لبنان گريخت.
پس از آن، اسرائيل با اتحاد با مسيحيان لبنان، دو حمله بزرگ را به اين كشور ترتيب داد. در اولين حمله در 1978، آنها يك نوار به نام "منطقه امنيتي" را اشغال كردند. حمله دوم در 1982 صورت گرفت و اسرائيل دامنه اشغال خود را به قسمتهاي اعظم جنوب لبنان گسترش داد. اما سرانجام در 1985 به منطقه امنيتي عقبنشيني كرد.
كشتار صبرا و شتيلا در جريان دومين حمله بزرگ اسرائيل به لبنان صورت گرفت. بين 3500 آواره فلسطيني توسط فالانژيست هاي ماروني (شبهنظاميان مسيحي لبناني) كشته شدند. آنها توسط آريل شارون، وزير دفاع وقت اسرائيل، به آنجا فرستاده شده بودند تا شبهنظاميان ارتش آزاديبخش را از محل پاكسازي كنند.
در جريان محاصره بيروت توسط اسرائيل، عرفات و اعضاي ساف با وساطت ايالات متحده و كشورهاي اروپايي از كشور خارج و به تونس تبعيد شدند.
تونس عرفات به همراه يارانش در سپتامبر 1982 وارد تونس شد. اين كشور تا 1993 مركز عمليات او قرار داشت.
عرفات در 1985 از حمله بمبافكنهاي اسرائيلي به مركز فرماندهيش در تونس جان سالم بدر برد. در اين حمله 73 نفر كشته شدند. عرفات صبح آن روز براي پياده روي از مقر فرماندهي بيرون رفته بود.
در دهه 1980 عرفات از عراق و عربستان سعودي كمك دريافت كرد تا به نوسازي تشكيلات ساف بپردازد. اين كمكها مخصوصا در جريان انتفاضه اول در دسامبر 1987 بسيار سودمند بود. با وجود اينكه انتفاضه قيامي خودجوش عليه اسرائيل بود، در هفته هايي كه عرفات تلاش مي كرد تا شورش را هدايت كند، اسرائيل باور داشت كه دليل اصلي شورش نيروهاي الفتح در كرانه باختري هستند.
در 15 نوامبر 1988، ساف، دولت مستقل فلسطيني در غربت را تاسيس كرد. آنها مدعي حاكميت بر كل آن بخشي از اسرائيل شدند كه در دوران قيومت بريتانيا بر سرزمين فلسطين (مابين سالهاي 1922 تا 48) زير نظر بريتانيا بود. در 13 دسامبر 1988، عرفات قطعنامه شماره 242 شوراي امنيت (مبني بر شناسايي اسرائيل در آينده نزديك) را پذيرفت و تروريسم را در هر شكل آن، از جمله تروريسم دولتي محكوم كرد. بيانيه 13 دسامبر عرفات از سوي آمريكا حمايت شد كه بر شناسايي اسرائيل به عنوان نقطه ضروري شروع مذاكرات صلح كمپديويد تاكيد ميكرد. بيانيه عرفات نمايانگر يك تغيير اساسي در يكي از اهداف اوليه ساف، يعني نابودي اسرائيل (به عنوان "ميثاق ملي فلسطينيان") به سوي تاسيس دو دولت مستقل اسرائيلي و فلسطيني بود: دولت اسرائيل مابين خطوط آتش بس جنگ 1949، و دولت فلسطيني در كرانه غربي و نوار غزه. عرفات در 2 آوريل 1989 توسط شوراي مركزي مجلس ملي فلسطين (هيات حاكمه ساف) به عنوان رئيس دولت فلسطيني انتخاب شد.
در 1990، عرفات با سها تويل، يك فلسطيني مسيحي ارتودوكس كه براي ساف در تونس كار مي كرد ازدواج كرد. پيش از جنگ خليج فارس در 1991، عرفات با حمله سازمان ملل به عراق مخالفت كرد. اين امر باعث شد او حمايت تعدادي از دول عرب را از دست بدهد و آمريكا ادعاهاي وي را به عنوان شريكي براي صلح ناديده گيرد.
عرفات در 1992 از حادثه سقوط هواپيما در جريان توفان شن در كوير ليبي جان سالم بدر برد. خلبان و شمار زيادي از مسافران كشته شدند. عرفات در اين واقعه زخمي شد و تعدادي استخوانهايش شكست.
دولت خودگردان فلسطيني و مذاكرات صلح در اولايل دهه 1990، عرفات گفتگوها و مذاكراتي مخفيانه با اسرائيل انجام داد كه به پيمان اسلو در 1993 انجاميد. طبق اين پيمان در يك زمانبندي پنجساله دولت خودگردان فلسطيني حاكيت را در نواز غزه و كرايه باختري رود اردن برعمده ميگرفت. سال بعد عرفات به همراه شيمون پرز و اسحاق رابين برنده جايزه صلح شدند و عرفات به فلسطين باز گشت، براي عده اي به مانند يك قهرمان ، و شماري ديگر يك خيانتكار.
در 1994، عرفات به عنوان رئيس دولت فلسطيني وارد قلمروي شد كه به طور موقت براي اجراي پيمان اسلو در نظر گرفته شده بود. اين سرزمينها تمام قسمتهاي قولداده شده نبود.
24 جولاي 1995، سوها، همسر عرفات يك دختر به دنيا آ ورد.
20ژانويه 1996 عرفات با كسب 2/88 درصد آرا به عنوان رئيسدولت فلسطين انتخاب شد. ناظران مستقل بين المللي اعلام كردند كه انتخابات آزاد و عادلانه برگزار شده است. هرچند حماس و ديگر جنبشهاي مخالف در انتخابات شركت نكردند، و دامنه انتخاب محدود بود. (عرفات در اين انتخابات تنها يك رقيب داشت.) انتخابات قرار بود طبق زمانبندي در ژانويه سال 2002برگزار شود كه تا به حال به تاخير افتاده بود. دلايل اين امر شرايط اضطراري به دليل انتفاضه الاقصي و تاخت تاز ارتش اسرائيل در كرانه غربي و نوار غزه اعلام شد.
در ميانه 1996 بنيامين نتنياهو از حزب دست راستي ليكود به عنوان نخست وزير اسرائيل انتخاب شد. در اين دوران روابط فلسطينيان و اسرائيل خصومت آميز شد. كار شكني هاي نتنياهو در روند استقلال ملي فلسطين باعث تيرگي روابط دو طرف شد. بيل كلينتون رئيسجمهور آمريكا مداخله كرد و ترتيب مذاكرات صلح را در آمريكا داد. 23 اكتبر 1998، دولت هاي اسرائيل و فلسطيني متعهد شدند تا به مذاكرات صلح ادامه دهند.
عرفات مذاكرات صلح را با ايهود باراك (از حزب چپگراي كارگر)، جانشين نتنياهو در مذاكرات كمپديويد در سال 2000ادامه داد. زير فشار شديد بيل كلينتون، باراك حاكميت قسمت هايي از كرانه باختري، تمامي نوار غزه و بخشهاي از حومه شرقي بيتالمقدس (به عنوان پايتخت) را براي تشكيل دولت مستقل فلسطيني پيشنهاد كرد. در پيشنهاد نهايي كه از سوي باراك ارائه شد، اسرائيل 10 درصد از كرانه باختري رود اردن را ضميمه خاك خود ميكرد و به جاي آن سرزميني كويري كوچكتري در جنوب اسرائيل را به فلسطينيان ميداد. شمار زيادي از فلسطينيها اعتراض خود را پيشاپيش نسبت به پذيرش اين شرايط توسط عرفات كه به كوچكتر شدن خاك فلسطين منجر ميشد اعلام كردند. قسمت هاي پراكنده قلمرو دولت فلسطيني توسط بزرگراهها، ايستگاه هاي بازرسي و شهركهاي يهودي نشين اسرائيلي از هم جدامي شد. به علاوه طبق طرح پيشنهادي اسرائيل، اسرائيل نظارت بر منابع آب دولت فلسطيني، مرزها و گمركات را بر عهده داشت. طبق اين طرح، شمار اندكي از آوارگان فلسطيني به موطن خود بازميگشتند و به بقيه غرامت تعلق ميگرفت. در اقدامي كه انتقاد شديد مجامع بين المللي و حتي شماري از اعضاي گروه مذاكره كننده و كابينه فلسطيني برانگيخت، عرفات با اين طرح مخالفت كرد. شروع انتفاضه الاقصي (انتفاضه دوم) نيز مزيد بر علت شد و روند صلح كاملا شكست خورد. پس از شروع انتفاضه دوم، همسر عرفات فلسطين را به همراه مادر و دخترش ترك كرد و در پاريس منزل گزيد.
تضعيف قدرت بقاي سياسي عرفات، به عقيده مفسران غربي نشانه مهارتهاي جنگي وي، به علت طبيعت مبارزرات خشن سياسي در خاورميانه عنوان شده است. شمار ديگري از مفسران دليل زنده ماندن او را ترس دولت اسرائيل از ترور يا حتي دستگيري او اعلام كردند. به عقيده آنها دولت اسرائيل از اينكه عرفات را تبديل به شهيد و قهرمان مردم فلسطين بكند، هراس داشت. عده ديگر معتقدند اسرائيل عرفات را نكشت زيرا از حماس و ديگر جنبشهاي اسلامگرا بيشتر از سازمان سكولار عرفات واهمه داشت. رابطه شكننده و پيچيده بين ايالات متحده، اسرائيل، عربستان سعودي و ديگر دول عرب به سلطه طولاني مدت عرفات بر اريكه قدرت به عنوان رهبر فلسطينيان كمك كرد.
توانايي عرفات در سازگاري با شرايط جديد سياسي و اجتماعي، به عنوان نمونه در واكنش او به ظهور سازمان هاي حماس و جهاد اسلامي قابل تامل است. اين دو سازمان از روش و تاكتيك عمليات شهادتطلبانه استفاده ميكردند. در دهه 1990، اين گروه ها تهديدي براي عرفات در متحد ساختن نيروهاي سكولار و مليگراي فلسطيني با هدف استقلال ملي بودند. اين گروه ها در ابتدا نشان داند كه زير نفوذ بلافصل و نظارت او نيستند، و گاهي اوقات با شاخه نظامي الفتح در معارضه قرار ميگرفتند. گروهي دليل ميآورند كه عرفات اين فعاليت ها براي فشار آوردن به اسرائيل تحمل ميكرد. شماري از مقامهاي رسمي دولت اسرائيل در سال 2002 مدعي شدند كه گردان شهداي الاقصي (نزديك به الفتح) براي تكميل اقدامات نظامي حماس حمله به اسرائيل ايجاد شده است. البته منابع ديگري معتقد بودند كه حملات گسترده نظامي ارتش اسرائيلي به دولت خودگردان، باعث ناتواني عرفات در مقابله با سازمان هايي نظير حماس شده است. سخنگويان دو گروه حماس و جهاد اسلامي بارها حمايت سازمان هاي متبوعشان را از عرفات اعلام كردند و پيشنهاد دادند كه كه هدف مشترك باعث فراموشي جدالهاي خانگي شود.
6 ماه مي سال 2002، دولت اسرائيل اعلام كرد در زماني كه ارتش اسرائيل مركز فرماندهي عرفات را در رام الله اشغال كرده بود به اسنادي دست يافته كه نشان ميدهد تخصيص بودجه اقدامات خشونت طلبانه گردان شهداي الاقصي توسط عرفات صورت گرفته است.
در مارس 2002،اتحاديه عرب اعلام كرد اسرائيل را به شرطي شناسايي خواهد كرد كه اين كشور سرزمينهايي را كه در دوران جنگ 6روزه اعراب و اسرائيل اشغال كرده، باز پس دهد و استقلال ملي دولت فلسطيني را به رسميت بشمارد. مدافعان اين طرح ميگفتند پذيرش اين طرح توسط اسرائيل منطقه را به يك صلح فراگير رهنمون خواهد كرد، اما منتقدان اعلام كردند كه اين طرح از نظر امنيتي به سود اسرائيل نيست. و حتي براي پايان بخشيدين به بمبگذاريها تضميني نداده است. اسرائيل طرح پيشنهادي را نپذيرفت.
اندكي بعد، حملات فلسطينيان گسترش يافت و به مرگ 135 اسرائيلي منجر شد. آريل شارون، كه پيشتر خواسته بود عرفات بي پرده و به زبان عربي بمبگذاران را محكوم كند، مدعي شد كه عرفات به تروريستها كمك ميرساند و خود را دشمن اسرائيل ميداند و به درد هيچ مذاكراه صلحي نميخورد. اسرائيل سپس حمله گسترده اي به كرانه غربي رود اردن انجام داد و عرفات در مقر خود محاصره شد.
تلاش مداوم دولت اسرائيل براي نيز شناسايي و انتخاب شخص ديگري جز عرفات براي رهبري فلسطينيان نيز شكست خورد. هيچ كسي حمايت تمام گروهها را كه شماري از آنها توسط خود عرفات پايهگذاري شده بودند، نداشت. مروان برغوثي كه نقش رهبري را در جريان انتفاضه الاقصي به عهده داشت، در زندان اسرائيل به سر ميبرد؛ او به چهاربار حبس ابد محكوم شده بود.
3مي 2002، پس از مذاكرات فشرده بالاخره به عرفات اجازه داده شد كه از پناهگاه خود بيرون بيايد. اسرائيل خواهان تسليم 6 شبهنظامي فلسطيني بود كه از نظر اسرائيل تروريست محسوب ميشدند و همراه عرفات در محاصره قرار داشتند. بالاخره موافقت شد كه اين 6 تن در بازداشت دولت خودگردان قرار گيرند. محاصره عرفات با اين قول وي، كه به زبان عربي ترور را محكوم خواهد كرد، پايان يافت. 8مي سال 2002، اين سخنراني انجام شد.
18جولاي سال 2004، جرجبوش، رئيسجمهور ايالات متحده، عرفات را ديگر به عنوان يك طرف مذاكرات صلح نپذيرفت: "مشكل اصلي اينجاست كه در فلسطين يك رهبري قاطع وجود ندارد كه قادر باشد بگويد 'به ما كمك كنيد دولتمان را تاسيس كنيم و ما با تروريسم خواهيم جنگيد و نيازهاي فلسطينيان را تامين خواهيم كرد'. "
زندگي اقتصادي عرفات
در اگوست سال 2002، رئيس اداره اطلاعات ارتش اسرائيل مدعي شد ثروت شخصي عرفات بر 1ميليارد و سيصد ميليون دلار آمريكا بالغ ميشود. وي هيچ سندي براي ادعاي خود ارائه نداد. مجله اقتصادي فوربس، چاپ آمريكا، در ليست ثروتمندترين شاهان، ملكهها و حاكمان، عرفات را در رده ششم قرار داد. اين مجله ثروت عرفات را 300ميليون دلار تخمين زد و منابع خود را براي اين ادعا فاش نكرد.
در سال 2003، صندوق بينالمللي پول ميزان داراييهاي عمومي دولت خودگردان فلسطيني را 900ميليون دلار اعلام كرد.
در سال 2003، يك گروه از حسابداران آمريكايي - كه توسط وزارت امور اقتصادي دولت فلسطين استخدام شده بودند - شروع به تحقيق درباره سرمايهگذاريهاي عرفات كردند. آنها اعلام كردند ثروت عرفات از سرمايهگذاريهاي مخفي به يك ميليارد دلار ميرسد. (سرميهگذاري در كوكاكولا، صنايع تلفن همراه تونس، و بورس نيويورك). رئيس اين هيات اعلام كرد: با وجود اينكه اين سرمايهگذاريها با داراييهاي مردم فلسطين صورت گرفته است، اما براي آنها خرج نشده و تماما توسط عرفات كنترل ميشود. "سلام فايد"، مقام رسمي پيشين بانك جهاني، كه در سال 2002 توسط عرفات به وزارت امور اقتصادي رسيده بود، اعلام داشت كه حق امتياز انحصاري كالاهاي زيادي در فلسطين توسط عرفات از مردم گرفته شده است؛ اين امر مخصوصا براي مردم فقير غزه غيراخلاقي و غير انساني است. "
منابع ناشناس در وزارت امور اقتصادي دولت خودگردان مدعي شدند كه همسر عرفات ماهانه 100هزار دلار از دولت خودگردان دريافت مي كند. همسر عرفات، در مصاحبه اي با روزنامه لبناني الحيات، آريل شارون را مسئول پخش چنين شايعاتي خواند. در سال 2003، دولت فرانسه نسبت به يك پرونده پول شويي اعلام جرم كرد كه به ادعاي آنان مبلغ 3/1ميليون دلار از سوئيس به حساب بانكي خانم عرفات در پاريس منتقل شده است.
بيماري و مرگ اولين نشانههاي بيماري عرفات با استفراغ او در يك ديدار رسمي نمايان شد. پزشكان معالج وي 25 اكتبر سال 2004، اعلام كردند كه او به آنفلوآنزا مبتلا شده است. اما روزهاي بعد حال وي بدتر شد. روز 17اكتبر به مدت 10دقيقه بيهوش شد و پزشكان تونسي، اردني و مصري او را معاينه كردند. پس از اينكه اسرائيل موافقت كرد كه جلوي بازگشت عرفات را نخواهد گرفت او روز 29اكتبر به بيمارستاني نزديك پاريس منتقل شد. به گفته يكي از پزشكان معالج، عرفات از يك نوع حصبه رنج ميبرد كه باعث شده بود ميزان پلاكتهاي خوني عرفات از حالت عادي بسيار كمتر شود. 3نوامبر عرفات به تدريج وارد بيهوشي (كما) عميق شد. روزهاي بعد گزارشهاي ضد و نقيضي از وضعيت وي منتشر ميشد؛ عده اي ميگفتند عرفات در بيهوشي كامل به سر ميبرد و زندگي گياهي دارد يا حتي مرده است. اما مقام هاي رسمي دولت خودگردان و پزشكان اردني گزارشهايي مبني بر مرگ وي را تكذيب ميكردند.
همين زمان مباحثاتي بين همسر عرفات و مقامات دولت خودگردان در گرفت. 8نوامبر شماري از مقامات دولت خودگردان براي ديدار عرفات به پاريس سفر كردند. همسر عرفات گفت: "آنها ميخواهند ابوعمار را زنده دفن كنند."
9نوامبر، ساعت 10صبح، رئيس هيات جراحان معالج عرفات اعلام كرد كه وضع وي بدتر شده و در كماي عميقتري فرو رفته است.
ساعت 2:30صبح روز 11نوامبر، مرگ عرفات در سن 75 سالگي اعلام شد. دليل اصلي بيماري وي هيچگاه اعلام نشد و هنوز هم محل مجادله است. يكي از كساني كه بر بالين وي حاضر بود، ميگويد: عرفات بسيار درد ميكشيد؛ تمام صورتش را خون گرفته بود. از هر سوراخي از بدنش خون ميآمد. اولين واكنش من پس از ديدنش تنها اين بود:چشمانم را بستم و آياتي از قرآن را زمزمه كردم."
و پس از مرگ... اسرائيل آرزوي عرفات مبني بر دفن در نزديكي مسجدالاقصي را به دلايل امنيتي نپذيرفت. پس از تشييع جنازه رسمي در قاهره، كه با حضور شمار زيادي از رهبران كشورهاي جهان برگزار شد، عرفات 12 نوامبر، با حضور مردم فلسطين در مقر فرماندهي پيشين خود در رامالله "موقتا" به خاك سپرده شد.