کد خبر: ۳۳۳۴
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۸۴ - ۱۲:۵۷
آفتاب‌‌نیوز : بولتون با تعبيرهايي چون «سازمان ملل تنها يك نهاد بين المللي است كه واشنگتن گاهي مي تواند به عنوان تنها ابرقدرت جهان، آن را در خدمت خود و در جهت حصول به منافعش به كار بگيرد» و يا «سازمان ملل تنها براي همراه ساختن ديگران با ما مفيد است» قطعاً نمي تواند سفيري مطلوب براي ايالات متحده در مهمترين سازمان بين المللي تلقي شود. انتصاب اين سياستمدار محافظه كار از سوي ديپلمات هاي حزبي هم با استقبال چنداني رو به رو نشده است.

كوبايي ها شايد بيش از هر كشور ديگري از انتصاب بولتون به اين سمت ناخشنود هستند. بولتون به عنوان رهبر حركتي سياسي كه قصد داشت جهانيان را متقاعد سازد كه «سيستم بهداشت كوبا» در حقيقت پوششي براي برنامه هاي «بيوتروريسم» است چهره منفوري نزد شهروندان و سياستمداران كوبايي محسوب مي شود.

ايالات متحده براي محدودسازي و اعمال فشار بر دولت كاسترو تاكنون از هر آنچه در توان داشته، استفاده كرده است. تعقيب سياستي كه برنامه هاي گسترش بهداشت در كوبا را پوششي براي «بيوتروريسم» بنماياند هم بخشي از اين تلاش همه جانبه است. قبولاندن چنين مساله اي به جامعه جهاني و همراه ساختن افكار عمومي براي اعمال فشار هرچه بيشتر بر كوبا، نيازمند تركيبي از اطلاعات كذب و دروغ است. در اينجاست كه نقش جان بولتون به عنوان مردي كه مي تواند اطلاعات كذب را «مستند» جلوه دهد، پررنگ تر مي شود. در ماه مي سال 2002 ميلادي زماني كه جيمي كارتر، قصد داشت به هاوانا سفر كند، جان بولتون اعلام كرد كه «ايالات متحده بر اين باور است كه كوبا حداقل داراي مقاديري محدود از جنگ افزارهاي تهاجمي بيولوژيك است.» اظهارات غيرمستند بولتون به ياري رسانه هاي قدرتمند آمريكايي به سرعت انعكاس جهاني يافت.

جيمي كارتر، اما حاضر به لغو سفر خود نشد. او در جريان سفر خود به كوبا و در همين بازديد از مركز بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك هاوانا، به همراه فيدل كاسترو، در اظهارنظري مشخص گفت كه پيش از سفر به كوبا از كاخ سفيد، سيا و وزارت امور خارجه آمريكا- كه بولتون معاون آن محسوب مي شد- پرسيده است كه آيا كوبا از هيچ نوع عمليات تروريستي و يا گروه هاي تروريست حمايت به عمل مي آورد؟ پاسخ تمامي اين مراكز به پرسش وي منفي بوده است.

اما جورج بوش، به نظر مي رسد كه چندان به وجود شواهد و مدارك نياز ندارد. دروغ هاي بي پايه و اساس اكنون تبديل به يكي از بزرگترين مشخصه هاي دولت محافظه كار او شده است، دروغ هايي از همان نوعي كه جنگ عراق را آغاز كرد و به بروز فاجعه اي انساني منتهي شد.

بوش، پس از پيروزي در دور دوم، مست از باده قدرت، اكنون بيش از پيش افراطيون راست گرا را در پست هاي حساس مي گمارد تا شايد به مدد جنگ طلبي آنان روياي امپراتوري آمريكا يا به عبارت محافظه كاران نوين «قرن جديد آمريكايي» تحقق پيدا كند.

بوش و همفكرانش مصرانه بر اين باورند كه آنچه به نفع آنان است، به نفع جهانيان هم خواهد بود. با چنين ايده اي است كه سازمان ملل به عنوان نمادي از وجود ملل و دولت هاي مختلف «بايد» اصلاح شود و صداها و آواي متكثر در سازمان ملل تبديل به يك صدا شوند. جان بولتون هم در اين ميانه كسي است كه مي تواند اين روند را رهبري كند.

انتصاب بولتون به اين سمت هرگز اتفاقي نيست. سياستمدار كهنه كار آمريكايي داراي ويژگي هاي منحصر به فردي است كه وي را بهترين گزينه براي تصدي اين پست مي كند.

بولتون در سال 1964، به عنوان يك نوجوان، عضو و پر شر و شورش ستاد انتخاباتي بلري گلدواتر، نامزد دست راستي انتخابات رياست جمهوري آمريكا بود. او پس از تحصيل در دانشگاه «ييل» تبديل به معاون دادستان كل «ادوين ميسله» شد و در اين پست مخالفت شديدي با تحقيقات كنگره در مورد نقش وزارت دادگستري آمريكا در ماجراي ايران كنترا به عمل آورد. ارتباط وي با سناتور دست راستي جسي هلمز جهت مخالفت با ثبت نام رأي دهندگان سياهپوست از ديگر موارد جالب در پرونده حرفه اي اوست.

در سال 2000، بولتون عضوي از تيم ارسال شده از سوي ديوان عالي براي بازشماري آراي ايالت فلوريدا بود. دادگاه عالي فلوريدا در آن زمان دستور بازشماري آرا را صادر كرده بود. تصميم اين تيم باعث شد تا انتخاب بوش به عنوان رئيس جمهوري ايالات متحده مورد تأييد قرار گيرد. پس از آن كه دادگاه عالي دستور توقف شمارش آرا، تحت تأثير گزارش اين تيم صادر كرد، بولتون به شهادت نشريات وارد محل بازشماري آرا واقع در كتابخانه «تالاهاسي» شده و خطاب به حاضرين مي گويد: «من از اعضاي تيم بوش- چني هستم و به اينجا آمده ام تا توقف بازشماري را اعلام كنم.»

با چنين سابقه اي از خوش خدمتي به بوش و رونالد ريگان (رئيس جمهوري آمريكا در دوران رسوايي ايران كنترا) است كه او بلافاصله پس از پيروزي بوش به عنوان قائم مقام وزير خارجه در امور امنيت بين المللي و خلع سلاح منصوب مي شود. بولتون در اين سمت ضمن پيگيري خلع سلاح قطعي ساير كشورها، تجهيز آمريكا براي آغاز نبردي كه به تعبير وي «نبرد بي پايان» بود را دنبال مي كرد.

جان بولتون شخصي است كه سناتور هلمز در مورد او زماني گفته بود: حاضرم با بولتون در ميان نبرد آخرالزمان حضور داشته باشم.

بولتون با نظرات و تصميمات خود عملاً ايالات متحده را از معاهده ABM يا معاهده نابودي موشك هاي بالستيك كه در سال 1972 منعقد شده بود- خارج كرد.

مخالفت وي در مجلس سنا با تصويب معاهده فراگير ممنوعيت آزمايش هاي هسته اي باعث شد تا ايالات متحده بتواند هم چنان به آزمايش نسل جديدي از تسليحات مرگبار هسته اي خود ادامه دهد.

بولتون كه از «جنگ ستارگان» به عنوان روياي هميشگي خود نام مي برد، هنگامي كه جورج بوش امضاي ايالات متحده در پذيرش توافق دادگاه جنايتكاران جنگي را پس گرفت و وي مسئول ابلاغ خروج كشور از اين توافق گرديد، با غرور خاصي در جمع خبرنگاران از آن به عنوان «راضي كننده ترين لحظه حضور در دولت» نام برد!

انتصاب جان بولتون با چنين شرايطي، قطعاً نمي تواند نشانه خوبي از همكاري و تعامل ميان ايالات متحده و ساير كشورهاي جهان باشد. حضور مردي كه در ميان همفكرانش هم به «نابودگر» موسوم است، جز تخريب هرچه بيشتر نهادي بين المللي و تلاش هرچه بيشتر كاخ سفيد براي سلطه بر آن حاصل ديگري نمي تواند دربر داشته باشد. در اين ميان شايد تنها روزنه اميد، همفكري و هم ياري كشورهاي مستقلي باشد كه حاضر به پذيرش هژموني آمريكايي بر جهان نيستند، كشورهايي كه سال هاست به نشانه اعتراض به استفاده ابزاري ايالات متحده از «حقوق بشر» كوبا را به عنوان نماينده خود در كميته تصميم گيري كميسيون حقوق بشر به مصاف آمريكايي ها مي فرستند تا مخالفت خود را با تلاش هاي كاخ سفيد در جهت منزوي ساختن اين كشور آمريكاي لاتين به رخ سياستمداران آمريكايي بكشند، تداوم و گسترش چنين رويكردي مي تواند «نابودگر» را هم از پاي درآورد.
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین