پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۴۲۳۰۰۰
۱۸:۴۷
۱۳۹۵/۱۱/۰۸

خانم دکتری که پس ازدواج، دل در گرو کسان دیگری داشت

مرد ۳۸ ساله مشهدی با بیان این که برای رسیدن به «لیدا» دیوانه وار همه سنت ها و اصول اخلاقی را زیر پا گذاشتم، در کلانتری سناباد مشهد پرونده زندگی اش را ورق زد.
۱۸:۴۷
۱۳۹۵/۱۱/۰۸
به گزارش آفتاب نیوز،

وی گفت: زمانی که روزهای آخر تحصیلاتم را در دانشکده علوم انسانی می گذراندم با «لیدا» آشنا شدم. او در دانشکده پزشکی تحصیل می کرد. من هیچ چیزی جز لیدا را نمی دیدم و او را تنها تکیه گاهی می دانستم که باید برای رسیدن به او همه چیزم را فدا می کردم . با آن که خانواده ای مذهبی و پایبند به اصول اخلاقی و اسلامی داشتم اما همه سنت ها و آداب و رسوم جامعه را زیر پا گذاشتم تا با او ازدواج کنم. در این میان خانواده ام به شدت مخالف این ازدواج بودند و عنوان می کردند که اول باید تکلیف کارم مشخص شود. از سوی دیگر مادرم هم معتقد بود این گونه عاشقی ها دوامی نخواهد داشت. 
 به گزارش خراسان، 
در همین گیر ودارها بود که لیدا به خواستگاری یکی از پزشکان هم دوره ای اش پاسخ مثبت داد و از من خواست دیگر با او ارتباطی نداشته باشم. با شنیدن این جمله روح و روانم به هم ریخت و به فردی پرخاشگر و افسرده تبدیل شدم. این افکار به هم ریخته و افسردگی های شدید به جایی رسید که در یک اقدام جنون آمیز دست به خودکشی زدم و تا چند قدمی مرگ پیش رفتم اما خانواده ام متوجه شدند و مرا از مرگ حتمی نجات دادند. مادرم که به شدت نگران وضعیت روحی من بود دختری باوقار و با کمالات را برایم انتخاب کرد و این گونه من و «سعیده» با یکدیگر ازدواج کردیم و برای آغاز زندگی مشترک راهی خارج از کشور شدیم. هنوز چندان پایه های زندگی ام مستحکم نشده بود که خبر رسید نامزد لیدا در یک تصادف دلخراش فوت کرده است. با شنیدن این خبر بلافاصله به ایران آمدم تا او را برای ازدواج با خودم راضی کنم ولی لیدا ازدواج من با سعیده را بهانه کرده بود و تلاش می کرد از من دوری کند. در همین اثنا سعیده با من تماس گرفت و با خوشحالی از باردار بودنش خبر داد. مادرم که متوجه موضوع شده بود با نصیحت های دلسوزانه اش از من می خواست تا لیدا را رها کرده و نزد همسرم به خارج از کشور بازگردم اما گوش من بدهکار این حرف ها نبود و با وجود آن که از سوی خانواده ام طرد شدم باز هم به ارتباطم با لیدا ادامه دادم و او را به عقد خودم درآوردم. همه این ماجراها چند ماه طول کشید و هر بار که به خارج از کشور می رفتم پس از مدت کوتاهی و با پرداخت مخارج همسرم دوباره به مشهد بازمی گشتم. با آن که «لیدا» در مطب خودش مشغول طبابت بود ولی من سعی می کردم بیشتر اوقاتم را با اوسپری کنم. در همین روزها بود که پسرم به دنیا آمد و من برای یک ماه به خارج از کشور رفتم. وقتی دوباره به ایران آمدم دیگر رفتارهای لیدا به طور کلی تغییر کرده بود و مرا آدم به حساب نمی آورد تا این که متوجه شدم در زمان هایی که من در خارج از کشور بودم او با یک پزشک دیگر ارتباط داشته است. وقتی این موضوع را فاش کردم لیدا با صراحت به داشتن رابطه با او معترف شد اما من در عین ناباوری او را بخشیدم تا به زندگی با من ادامه بدهد. در همین حال سعیده هم که متوجه ازدواج من با لیدا شده بود تقاضای طلاق کرد. من هم به پیشنهاد و وسوسه های لیدا او را طلاق دادم تا شاید زندگی راحتی را در کنار لیدا داشته باشم اما وقتی همه پل های پشت سرم خراب شد تازه فهمیدم که لیدا هنوز با همان پزشک قبلی رابطه دارد در حالی که از شنیدن این موضوع بسیار خشمگین شده بودم، لیدا مرا از خانه اش بیرون انداخت و مهریه اش را به اجرا گذاشت.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیام های شما
مسکن
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۴۲ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۹
ربطی به دکتر بودن این خانم نداره ،از هر انسانی میتونه سر بزنه نیازی نبود حتما تو خبرتون بگین خانم دکتری این کار را کرده
پاسخ
امنه
India
۰۴:۲۲ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۹
اینا با این کاراشون انسانیتو زیر پا گذاشتن و صداقت و بی معنی جلوه دادن بی لیاقتا بی چاره این وسط اون مادر و بچه
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۰۳ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۸
ثابت کردی جهان بینی ات مانند دلواپسان است، مرتجع و عقب مانده. یک مردک هوسباز خطا کرده آنرا گردن خانم دکتر می اندازی.
همتون سر و ته یک کرباس هستین.
پاسخ
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۳۶ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۸
محور این ماجرای مشمئز کننده یک مرد هوسران است و بی اخلاق است، نه آن خانم دکتر که گرفتار این مردک شده است.
پاسخ
پرهام
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۵۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۸
شما سیاست ضد پزشکیتون از حیطه پول پرستی و بیسوادی وارد بی اخلاقی هم شده ، الان اینجا اون مردک مقصره که از خارج برگسته و زنشو ول کرده یا این دکتری که عَلَمش کردین؟؟
پاسخ