نویسنده کیهان:تعلیق به یک معنا ممکن است
به گزارش آفتاب نیوز، 
وی در مقام یک تحلیل گر مسائل داخلی و بین المللی در موسسه کیهان که زیر نظر «حسین شریعتمداری» اداره می شود، مشغول به فعالیت است و مقالات و نوشته های وی بارها و بارها در صفحات داخلی این روزنامه مشاهده شده است. از آنجا که نقش روزنامه کیهان در تبیین استراتژی بخش مهم و تاثیرگذاری از اصولگرایان و بدنه اجتماعی آنها نقش مهمی است. گفتگویی را با محمدی درباره «خبر دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هسته ای، مسائل فنی مربوط به آن، استراتژی آینده جمهوری اسلامی در زمینه غنی سازی اورانیوم و برخی شایعات مبنی بر حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران» انجام داده ایم که در پی می آید:
* در حال حاضر و در فضای داخلی 2 تحلیل از اعلام خبر دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هسته ای وجود دارد. اولین تحلیل این است که ایران پس از دستیابی به چرخه سوخت و اعلام عمومی آن، این تکنولوژی را متوقف و طبق گفته «محمدرضا باهنر» نایب رییس مجلس شورای اسلامی به مذاکرات ادامه می دهد. تحلیل دوم این است که ایران باید غنی سازی اورانیوم را تا انتها و نقطه پایانی که همان غنی سازی در مقیاس صنعتی است، ادامه دهد. نظر شما در این باره چه می باشد؟
- آن چیزی که اکنون در ایران اتفاق افتاده، آغاز به کار یک زنجیره 164 عددی از سانتریفیوژهای سایت هسته ای نطنز است که پیش از تعلیق فعالیت های مرتبط با غنی سازی در آن مجموعه تعدادشان 10 عدد بود. نکته ای که حائز اهمیت است این است که این مرحله، آخرین مرحله از تسلط کشور ما به تکنولوژی غنی سازی اورانیوم است به این معنی که پس از آن دیگر هیچ گونه دشواری فنی – مهندسی برای غنی سازی در داخل کشور وجود ندارد، این مرحله باید تا جایی که تعداد این سانتریفیوژها با استفاده از فرآیند «باز تولید (Re – preduction) » به 50 هزار عدد که تعداد مورد نیاز برای غنی سازی صنعتی اورانیوم است ادامه داشته باشد. همانطور که بیان شد نکته ای که برای کشور ما حائز اهمیت فوق العاده ای است، این است که ما آخرین گام را در جهت دستیابی به تکنولوژی غنی سازی اورانیوم در ایران را برداشتیم.در این مرحله به اعتقاد من هرگونه تعلیق مجدد غنی سازی آزمودن راهی است که قبلا با حوصله طی کرده بودیم و به هیچ نتیجه ای نرسیدیم، ما در توافق سعدآباد پذیرفتیم که به علت عدم اعتماد غربی ها نسبت به ما یک سری اقدامات اعتماد ساز را انجام دهیم، به این منظور ما نه تنها غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق درآوردیم بلکه پروتکل الحاقی پیمان NPT را بدون تصویب مجلس شورای اسلامی اجرا کردیم، علاوه بر آنها ایران اقداماتی شفاف ساز که فراتر از تمام معاهدات مربوط به خلع سلاح هسته ای بود را انجام داد و بدین وسیله بازرسان آژانس قادر شدند تا از مراکز نظامی ما هم بازرسی کنند.تمام این اقدامات اعتماد ساز با حوصله و سعه صدر ایران به جایی رسید که در ماه اوت 2005 طرحی را از اروپا دریافت کردیم که در آن تمامی حقوق مسلم خود را که کشورهای اروپایی در توافق پاریس اعمال آنها را پذیرفته بودند، نادیده گرفته شده بود. در این صورت ما احساس کردیم که فرآیند اعتماد سازی ایران نتیجه ای ندارد و اروپا هرگز به ما اعتماد نخواهد کرد بلکه آنها می خواهند تا به وسیله ادامه مذاکرات تمام فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم در ایران را به حال تعلیق باقی نگاه دارند. اروپایی ها هیچ نشانه ای نفرستاند که اگر ما دوباره با آنها وارد مذاکره و اعتماد سازی شویم، در رفتار خود تجدید نظر می کنند. مجموع تمام اینها باعث شد تا اکنون به صراحت اعلام کنیم که دیپلماسی هسته ای ایران دیگر هرگز مفهومی به نام «تعلیق غنی سازی اورانیوم» را نخواهد پذیرفت.
* به نظر شما این امر باید موضع آخر دستگاه دیپلماسی ایران باشد؟ - باید به یک نکته توجه داشت، جمهوری اسلامی ایران می تواند بر سر زمان بندی غنی سازی صنعتی و نه آزمایشگاهی اورانیوم در تاسیسات نطنز با غرب به یک مصالحه برسد. این تنها روزنه ای است که شاید برخی بتوانند از آن یک مفهوم نصف و نیمه از «تعلیق» را تصور کنند ولی تعلیق غنی سازی اورانیوم به آن مفهومی که پیش از این بوده نه مقبول است و نه مورد توجه دیپلمات ها و اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای ایران می باشد.
* آیا از لحاظ فنی دستیابی به چرخه کامل هسته ای بدون استفاده از نیروگاه هسته ای امکان پذیر است؟ به عبارتی،آیا در هنگامی که راکتور هسته ای نیروگاه بوشهر وارد مدار نشده است می توان گفت که به چرخه کامل سوخت دست پیدا کرده ایم؟ - دارا بودن چرخه کامل سوخت هسته ای و راه اندازی نیروگاه هیچ ارتباط تکنیکی یا فنی با همدیگر ندارند. کشورها می توانند تکنولوژی ساخت نیروگاه هسته ای را داشته باشند ولی چرخه سوخت هسته ای را در اختیار نداشته باشند یا بالعکس.
از این نظر ما فعلا نتوانسته ایم به تکنولوژی ساخت نیروگاه هسته ای دست پیدا کنیم اما از نقطه نظر استراتژیک آن چیزی که اهمیت دارد تکنولوژی چرخه سوخت است و نه تکنولوژی ساخت نیروگاه زیرا غالب کشورهایی که به چرخه سوخت دست پیدا می کنند قدرت باز دارندگی در برابر تهدیدات را هم پیدا می کنند، از منظری دیگر تولید سوخت هسته ای از لحاظ اقتصادی هم بسیار به صرفه و سودآور است زیرا در آینده و با توجه به پایان یافتن سوخت های فسیلی، سوخت هسته ای بسیار گرانبها و پرمصرف خواهد بود لذا در 10 سال آینده که درخواست های جهانی برای این کالا گرانبها شروع شود، کشورهایی که تکنولوژی تولید این سوخت را دارند به یک موقعیت ممتاز دست خواهند یافت. از این نظر اگر ایران بتواند این سوخت را تولید کند که می تواند، با توجه به ذخایر نفت و گازی که دارای آن است به یک موقعیت بی بدیل در میان کشورهای جهان دست خواهد یافت.
* به نظر شما حال که غنی سازی اورانیوم ایران به این مرحله رسیده، آیا این امر می تواند زمینه ای برای آغاز مذاکرات مستقیم بین ایران و آمریکا شود؟ - به اعتقاد من این به نفع ایران نیست که از دل مذاکره با آمریکا به راه حلی برسد زیرا این کشور نسبت به نقش و جایگاه خود در عرصه بین الملل دچار سوء تفاهم است و دید روشنی ندارد. مادامی که آمریکا نتواند به یک نگاه واقعی نسبت به جایگاه خود در معادلات جهانی دست یابد مذاکره با آن کشور به نتیجه ای نمی رسد زیرا تجربه ثابت کرده مذاکره دو کشور که در آن یکی از کشورها از موضع مقتدرانه و از بالا به طرف مقابل می نگرد به نتیجه ای نمی رسد. اما صرف نظر از آمریکا، اعلان غنی سازی اورانیوم در ایران آرام آرام ما را وارد مرحله ای می کند که کشورهایی مانند چین، روسیه و حتی اروپایی ها به مذاکره با ما احتیاج پیدا می کنند و در پی این اتفاق آمریکا هم تلاش می کند که خود را در جریان این گفتگوها قرار دهد. از سوی دیگر،این اتفاق باعث می شود از این پس برخی کشورها از زبان تهدید علیه ایران استفاده نکنند و ما باید منتظر ملایم شدن لحن کشورهای غربی در مواجهه با ایران باشیم، این فرآیند در نهایت به مصالحه ای می رسد که طی آن حقوق ایران محفوظ خواهد ماند و در ضمن این مصالحه با کمترین میزان آبروریزی برای غرب همراه خواهد بود.
* با توجه به اینکه مسوولان ایرانی بارها اعلام کرده اند که در خواست های غرب مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم در ایران را نمی پذیرند و نیز برخی گزارشهایی که در نشریاتی مانند «نیویورکر» به چاپ رسید و در آن از «قطعی بودن حمله نظامی آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران» خبر داده شده بود، شما چقدر احتمال عملی شدن این تهدیدات را جدی ارزیابی می کنید؟ آمریکا به هیچ عنوان قادر نیست تا ریسک یک درگیری نظامی با ایران را بپذیرد. این امر به 3 دلیل است. دلیل اول مشکلات اطلاعاتی آمریکا است. مسوولان آمریکایی بارها اذعان کرده اند که اطلاعاتشان درباره ایران ناقص است. آنها هنوز نمی دانند که آیا می توانند با یک حمله به تاسیسات هسته ای ایران، این کشور را زمین گیر کنند یا خیر و تا هنگامی که از این بابت مطمئن نشوند به هیچ عنوان به آن دست نمی زنند زیرا آمریکایی ها نمی دانند که اصل تاسیسات هسته ای ما در کجا واقع است. دلیل دوم مباحث عملیاتی است. اگر قرار است که به ایران حمله شود باید مشخص شود که چه کسی و در چه زمانی قرار است به ایران حمله کند، این حمله از کجا آغاز می شود، از کدام کشور همسایه به عنوان پایگاه حمله استفاده می شود. در ضمن بسیاری از تاسیسات هسته ای ایران در زیرزمین قرار دارد و یا در نقاط مختلف کشور پراکنده هستند و این امر هرگونه حمله ای به آنها را غیر ممکن می نماید. دلیل سوم هم تبعات و نتایج حمله به ایران و نامشخص بودن واکنش ایران به این حمله است. مشخص نیست که اگر حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران محدود باشد، ایران هم به شکل محدود به آن پاسخ می دهد یا اینکه پاسخ ایران نامحدود خواهد بود. همچنین، ایران می تواند از ظرفیت های خود برای بی ثبات نمودن کل منطقه خاورمیانه و آسیای میانه و نیز خلیج فارس و بازار جهانی انرژی در صورت هرگونه تجاوز آمریکا استفاده کند.