گزارشي از سخنراني دومينيك وولتون در خانه هنرمندان:
تنوع فرهنگي و جهانيسازي
به گزارش آفتاب نیوز، 
به گزارش سايت خبري خانه هنرمندان ايران ، وولتون ابتدائاً عوامل تنوع فرهنگي را بر شمرد و از آن به عنوان يكي از پايههاي بهوجود آورندهی چالش سياسي ياد كرد.به عقيدهي وولتون تنوع فرهنگي بيش از هر چيز يك تنوع زباني است و تنوع زباني ، اولين موضوعي است كه در خلال اين مبحث حائز اهميت است .چنانچه بشريت تعداد زبانهاي زندهی دنيا را در گذشته 6000 نوع و امروز 200 گونه بيان كردهاست.
تنوع فرهنگي متشكل از تنوع زباني،ميراثهاي فرهنگي،سمبلها واسطوره هاست.اين تنوع از ابتداي عالم بشريت در تمام رژيمها حتي در رژيمهای توتالیتر وجود داشته است. وي همچنان بر وجود تنوع فرهنگي در حاكميت هاي ملي تأكيد كرد.
وولتون سپس اين سوال را طرح كرد كه چگونه تنوع فرهنگي زمينه ساز چالشهاي سياسي خواهد شد؟
به عقيده وولتون امروزه اولين بحث مطرح شده درجهانيسازي گشايش زبان،فرهنگ و سرمايه براي انسان است، ضمن اينكه پايههاي جهانيسازي ، خردورزي و گرايش به آن است.انسانها دراين ميان در بسياري از اوقات دچار دوگانگي مي شوند.آنها از طرفي مي خواهند در فرايند جهاني سازي ، حامل نقش شوند و از طرف ديگر سعي بر تثبيت ريشهها و هويتهاي بومي خود داشته باشند و در اين زمان پايههاي اولين تعارضات پيش مي آيد.
اين نويسنده افزود:از سويي ديگر تنوع فرهنگي از دهه 90، پس از فروپاشي بلوك شرق در جهان مطرح شد.يونسكو در اكتبر 2005 طبق مصوبهاي تنوع فرهنگي را در دنيا حائز اهميت دانست و از كشورهاي عضو درخواست كرد به آن رأي دهند . تمام كشورها به جزء آمريكا و رژیم اشغالگر قدس به اين مهم رأي دادند.
اما وولتون مرحلهاي اساسي براي تعامل اين تنوع فرهنگي ميان كشورها برشمرد.وي در اين خصوص اشكال مختلف جهاني سازي را با پايان جنگ سرد به گونه ي زير تشريح كرد:
با پايان گرفتن جنگ سرد، تحقق تعاملات فرهنگي از طريق ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي صورت میگرفت.
وولتون جريان جهاني سازي را به دو شكل جهاني سازي اول و دوم به صورت عمده تقسيم كرد . براين اساس جهاني سازي اول با تشكيل سازمان ملل متحد پس از جنگ جهاني اول شكل می گیرد . در اين دوران حاكميت دولتهاي ملي و رعايت اصول و ارزشهاي انساني، مهم تلقي شد. پس از آن جهاني سازي دوم يا جهانيسازي اقتصادي براي گردش به سمت يك بازارز واحد در سطح جهان(سازمان تجارت جهاني) صورت مي گيرد.اما اهميت تنوع فرهنگي در روند جهاني سازي وجه سومي را مي طلبد.
به عقيده وولتون جنبه ي سوم جهاني سازي در مثلث هويت،فرهنگ و ارتباطات خلاصه است.
وي ادامه داد: بسياري از افراد در سالهاي 1960 تا 1990 در اين تفكر بودند كه مسئله تنوع فرهنگي، بستر ارتباطات ميان فردي و كشوري را مي پروراند . اما تحقيقات در سالهاي پس از آن خلاف اين موضوع را نشان دادند.
مردم در فرهنگهاي مختلف گرايش به حفظ آيينها و هويت بومي خود دارند و چندان تمايل ندارند در ازاي دادن فرهنگ خويش فرهنگ تازهاي را بیاموزند.اين نتايج بعدها توسط ازدياد ارتباطات كمرنگ شد و زمينه عدم تسامح را بوجود آورد.
وولتون در خصوص تأثير گذراي اين ارتباطات افزود: با وجود اينكه وسايل ارتباط جمعي افزايش پيدا كرد اما اين ابزارها نتوانستند تأثير زيادي به افكار هوشمند عمومي بگذارند . اين افكار بايد كنترل می شدند و امكان آن به سادگي فراهم نبود.
پژوهشگر فرانسوي ، دستيابي به جنبه هاي جهاني سازي را منوط به پذيرش مسئله تنوع فرهنگي دانست و گفت:امروز براي اينكه بتوانيم به جهاني سازي دست يابيم و جنبه هاي خشن آنرا تعديل كنيم ، بايد مسئلهي تنوع فرهنگي و حوزههاي آن را مانند زبان،هنر،ادبيات و.... قبول كنيم تا موثر باشيم.
وي اشاره كرد:لازم نيست فرهنگ ها درهم ادغام شوند ،تنها وجه الزامي اين موضوع همزيستي فرهنگها و افراد دركنار يكديگر است. اروپا در نظر اين محقق،نماينده اين همزيستي در ساليان متمادي است.
دومينيك وولتون بحث خود را با بيان ويژگيهای همزيستي فرهنگي خاتمه داد.به اعتقاد وي اداره تنوع فرهنگي و احترام به قواعد بين الملل در چهارچوب دموكراتيك، عمده ترين ويژگي همزيستي فرهنگي است و در سايه سار اين همزيستي معضلات سياسي ،اجتماعي و بين المللي بر طرف مي شود.