دیپلماسی ایران ؛از ایدئولوژی تا پراگماتیسم
به گزارش آفتاب نیوز، 
اما با بر سر کار آمدن هاشمی رفسنجانی در سال 1365، سیاست خارجی ایران مسیری پراگماتیک در پیش گرفت.
پس از هاشمی، توجه و دنبال کردن منافع ملی- امری که برخی آن را پرورش مفهوم «دولت» در ایران تلقی کردند- در دوره محمد خاتمی جان تازه ای گرفت؛ دوره ای که در آن کشورهای خلیج فارس اعتماد و امیدواری خوبی به ایران داشتند.
اما در حال حاضر گویا در سیاست خارجی ایران همانند سالهای آغاز انقلاب، دیگر بار مفهوم "ایدئولوژی" بر مفهوم «دولت» غلبه یافته است. این روزنامه نگار عرب ادامه داده است: پیش بینی حوادث در خاورمیانه از غیر ممکن ها است، از طرفی نیز گزافه گویی نیست که بگوییم این احتمال وجود دارد که در اوضاع خاورمیانه تغییراتی به وجود آید، چرا که خاورمیانه مملو از پرونده های تب دار است.
اما بر این نکته می توان تاکید گذاشت که هر چه تب پرونده هسته ای ایران بالاتر برود بازتاب های خطرناک تری برای منطقه در پی خواهد داشت. این در حالی است که افزایش تاثیر و نقش تهران در عرصه سیاسی عراق با بالا گرفتن تب پرونده هسته ای همزمان شده است .
استفاده از زبان تند در مراودات دیپلماتیک ، منطقه را به سوی گزینه هایی دردناک رهنمون می کند و با خود ناامنی های سیاسی و امنیتی در پی خواهد داشت .
وقوع هر حادثه جدید در منطقه بر تشنج و نگرانی می افزاید. امنیت خلیج فارس به دلیل نفت و موقعیت استراتژیک آن مساله ای است که در طی 3 دهه اخیر همواره مورد بحث قرار گرفته است.
کشورهای منطقه هنوز از بازتاب های 3 جنگ پی در پی در خلیج فارس رهایی نیافته اند. در منطقه ای که توازن قوا در آن از بین رفته است، طبیعی است که سخنان تند باعث واکنش هایی می شود.نویسنده مدعی شده است نمی توان کتمان کرد، مساله ای که باعث عقد قرار دادهای مشترک نظامی و امنیتی کشورهای منطقه و غرب شد، علاوه بر قدرت نظامی و نیروی انسانی که تهران در اختیار دارد هراس از گسترش بنیادگرایی اسلامی ،از دهه هشتاد میلادی به این سو است.
الحارثی ادامه می دهد:کاملا درست است که هرگونه تعرض به ایران را فاجعه ای برای منطقه بدانیم اما درست تر از آن، تحکیم روابط مبتنی بر اعتماد متقابل میان ایران و جهان عرب است.
الحارثی با طرح این سوال که برای تعامل با پرونده هسته ای ایران گام بعدی چیست؟ ادامه داده است: گزارش مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی که در آن عدم شفافیت ایران لحاظ شده است باعث گردید که دیگران در برابر تهران موضع مشخصی بگیرند و پرونده ایران به شورای امنیت محول شود.
کما اینکه به دلیل آغاز مجدد غنی سازی اورانیوم ،3 عضواز 5 عضو د ائم شورای امنیت با استفاده از فصل هفتم منشور سازمان ملل علیه ایران موافق هستند.
مقاله نویس الشرق الاوسط با این وجود احتمال رویارویی نظامی برسر پرونده هسته ای را امری بعید می داند.
نویسنده در تایید نظر خود می افزاید: افرادی در کنگره آمریکا وجود دارند که خواهان گفتگو با ایران هستند. آنان در توجیه خواسته خود می گویند می توان با ایران معامله کرد.
گروهی دیگر نیز با وجود مخالفت با یک رویارویی همه جانبه ،وارد آوردن ضربه به برخی تاسیسات در ایران را متحمل می دانند.بنا بر این دلایل ،همه ناظران زمان احتمال روی دادن این حوادث را حداقل تا یک سال آینده پیش بینی می کنند.
نویسنده ادامه می دهد: در هر حال توپ در زمین ایران است. کشورهای همسایه ایران خواهان منطقه ای عاری از سلاح های کشتار جمعی براساس قطعنامه شماره (687) شورای امنیت مصوب سال 1991 هستند و همچنین خواهان رخ نمودن قدرتی غیر عرب برای ایجاد توازن منطقه ای در برابر اسراییل نیستند.
این نویسنده مدعی شده است: دستیابی ایران به تکنولوژی هسته ای به هسته ای شدن تمام منطقه می انجامد.
امری که ممکن است با کوچک ترین حادثه فاجعه ای بیافریند.
زهیر الحادثی می نویسد: ایران باید حسن نیت خود را نشان دهد و با شفافیت بیشتر با کشورهای خلیج فارس به گفتگو بنشیند و با آنان معاهده های مشترک امضا کند، تا بتواند در این راستا برای خلع سلاح اسراییل با کشورهای منطقه همگام شود.
در این زمان است که اتخاذ روشی پراگماتیسم در سیاست خارجی می تواند دوباره تجلی یابد و منافع ملی را در تعامل با دیگران لحاظ کند. در غیر این صورت نمی توان آینده امن برای منطقه تصور کرد. چرا که رویارویی نظامی ممکن است به خلق نقشه سیاسی جدیدی در منطقه منجر شود. به اعتقاد مقاله نویس الشرق الاوسط ،اکنون ایران نیازمند یک نقد درونی است.
نقدی حرفه ای و مبتنی بر صدق که بتوان از آن برای خروج از تنگنا استفاده کرد. به نظر می رسد که این نقدبیش از آنکه انتخابی باشد ، یک ضرورت استراتژیک است.