پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۴۷۱۲۵
۱۱:۴۱
۱۳۸۵/۰۳/۱۱

امام و اصول سیاست خارجی

۱۱:۴۱
۱۳۸۵/۰۳/۱۱
به گزارش آفتاب نیوز،
خط امام نقطه وفاق همه گرايش ها و جناح هاي وفادار به انقلاب و از معيارهاي سنجش رفتار سياسي كارگزاران نظام است. اشخاص و گروه ها براساس همين ميزان گاه يكديگر راه متهم به كجروي و انحراف مي کنند. 

با اين وجود درباره پيش نياز چنان قضاوت هايي كه همانا شناخت خط امام است تلاش درخوري صورت نپذيرفته است. امروز باتوجه به مشکلاتی که کشور درعرصه سیاست خارجی و قضیه هسته ای با آن روبرو است لزوم بازگشت به آرمانهای امام بیش از پیش احساس می شود.

امام در طول قريب به سه دهه فعالانه در صحنه هاي نظري و عملي سياست حضور داشته و اظهار نظر يا اتخاذ موضع كرده اند; نسبت به رژيم پهلوي و عملكرد آن, درباره مقوله هاي مهم سياست هم چون حكومت,مردم, عدالت, آزادي, قانون اساسي, مشروعيت و سياست خارجي و نيز در خصوص رخدادهاي سياسي نظير جنگ, صلح, ارتباط با آمريكا, عربستان, اشخاص و جريان هاي سياسي اظهار نظر کرده اند.

در کنار سیاست داخلی امام (ره) حضور فعال و پرثمری درعرصه سیاست خارجی داشت و همانند سیاستمداران زبده ایفتی نقش می کرد. سیاست خارجی امام(ره) موضوعی است که کمتر به آن توجه شده و ذکر بخشهایی ازآن خالی ازلطف نیست.

حضرت امام از مفاهيم نوين حقوق و روابط بين الملل بهره گرفته ليكن بدان ها بسنده نكرده, اصول تازه اي را بدين مجموعه افزوده اند. استكبارستيزي, عزت طلبي, و حمايت از مستضعفان و محرومان عالم را مي توان از اين جمله نام برد. 

ضمناً بعضي از همان مفاهيم رايج نيز در منظومه فكري امام به عنوان يك انديشمند اسلامي تفسير متفاوتي از يك سياستمدار غير ديني دارد; مثلاً انديشه اصل عدم مداخله با شعار (صدور انقلاب) و ارسال پيام براي حجاج يا راهپيماييِ برائت از مشركين در موسم حج و قاعده منافع ملّي باقطعرابطه با مصر به خاطر امضاي پيمان كمپ ديويد و يا قطع رابطه با اسرائيل به خاطر ستم بر فلسطينيان قابل جمع است. اكنون پس از ارائه تصوير كوتاهي از سياست خارجي امام به اختصار چند امر ثابت در انديشه خارجي ايشان را ذكر مي كنيم.

اصول ثابت سیاست خارجی امام خمینی
اصل رابطه با كليه كشورها: آيا (رابطه) اصل است يا استثنا؟ به بيان ديگر آيا ايجاد رابطه محتاج پديد آمدن علل و موجبات است يا قطع رابطه مستلزم رخ دادن شرايط و مقتضيات ويژه است? به نظر امام رابطه دوستانه با كليه كشورها برحسب (طبع اوّلي) امري پسنديده است:امام دراین باره می فرماید: "اين معنا كه گاهي اهل غرض يا جهّال اين حرف را مي زنند كه نبايد روابط داشته باشيم از باب اين است كه يا نمي فهمند يا غرض دارند, زيرا تا انسان جاهل يا مخالف با اصل نظام نباشد نمي تواند بگويد يك نظام بايد از دنيا منعزل باشد… آدم عاقلي كه توجه به اين مسائل دارد, آدم (عالم) وضعش چه جور است. اسلام يك نظام اجتماعي و حكومتي است و مي خواهد با همه عالم روابط داشته باشد. در زمان صدر اسلام كه خود رسول اللّه سفير مي فرستادند به اطراف, اين حرف را نمي زدند."

اصل نه شرقي ـ نه غربي: در ظرف زماني اين شعار كشورها با محوريّت آمريكا و شوروي به دو بلوك غربي و شرقي تقسيم مي شدند, اما با فروپاشي شوروي تقسيم مزبور نيز متلاشي شد. پس آيا اجل ِاين شعار هم سرآمده است? منطق اخباري پاسخ ايجابي را مي طلبد, در حالي كه امام شخصاً آن را جاودانه قلمداد كرده اند: 

"طلاب علوم ديني و دانشجويان دانشگاه ها بايد با تمام توان خود در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند, فرزندان بسيجي ام در اين مراكز پاسدار اصول تغيير ناپذير "نه شرقي, نه غربي" باشند."

استكبار ستيزي: واژه استكبار و مشتقاتش و ضرورت ستيزه جويي با آن گرچه ريشه قرآني دارد, براي اوّل بار ظاهراً توسط امام در ادبيات سياسي روزگار ما جاي گرفت. استكبار ستيزي از مفاهيم كليدي و زوال ناپذير انديشه امام است, گرچه مصاديق و موارد آن دائماً تغيير پذيرند.

حمايت از مستضعفان و محرومان: تفكّر سياسي امام مانند بعضي از كوته فكران و بسته ذهنان, فرقه اي نيست. انديشه اي است برفراز شيعه گري و مسلمان محوري. لذا نه تنها مسلمانان سراسر عالم كه مستضعفان تمامي گيتي مطمع نظر ايشان است. همواره آنان را به رفع ستم از خويش دعوت و بر حمايت قاطع از آنان تصريح نموده اند. حمايت آشكار از مستضعفان و محرومان از انديشه هاي ثابت معظم له است:
"در تمام اقشار عالم مسلمين به پاخيزند بلكه مستضعفين به پاخيزند." 

قطع ارتباط با اسرائيل: موضع گيري امام در برابر اسرائيل سابقه اي ديرپا دارد و در تمام اين مدّت, آشكارا خشم, نفرت و انزجار خود را از رژيم اشغالگر قدس اعلام داشت و ارتباط با آن را ناممكن دانسته اند. موضع ثابت در قبال يك كشور چه محملي دارد? پاسخ اين است كه اسرائيل اصلاً فاقد مشروعيت سياسي و غاصب است, در جايي كه آمريكا مشكل مشروعيت را ندارد و تنها به خاطر خوي استكباري و دد منشي مورد انتقاد است :" اسرائيل غاصب است و هيچ گونه رابطه اي بين ايران و يك مشت غاصب وجود ندارد."

متغیرهای سیاست خارجی امام(ره)
در اين قسمت مي توان از جنگ تحميلي عراق با ايران و پذيرش قطعنامه ياد كرد, چنان كه مي توان به موضع گيري نسبت به عربستان اشاره داشت.

سخن درباب سیاست خارجی امام به همین جا پایان نمی یابد و بحثی بس گسترده را می طلبد. در خاتمه اميد است گشايش اين باب مدخلي باشد براي ورود انديشوران به اين گفتمان ِراهبردي.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha