پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۴۷۷۳
۱۲:۲۸
۱۳۸۴/۰۲/۲۷

تجارب رئيس جمهور نظامي !

۱۲:۲۸
۱۳۸۴/۰۲/۲۷
به گزارش آفتاب نیوز،  اما قاليباف؛ وي به عنوان يکي از جوان ترين فرماندهان سپاه در جنگ مطرح بود و قبل از حضور در نيروي انتظامي فرمانده نيروي هوايي سپاه. اما چه شد که براي فرماندهي نيروي انتظامي انتخاب شد؟ يک جنبه آن اينکه حتماً يکي از نيروهاي مورد اعتماد نظام تشخيص داده شده است و دوم اينکه کارنامه موفقي در نيروي هوايي سپاه داشته است. اينکه آيا وي، در نيروي هوايي و مديريت هاي قبلي اش کارنامه موفقي داشته است يا نه و در فاصله جنگ تا فرماندهي نيروي هوايي سپاه چه دوراني را سپري کرده براي افکار عمومي چندان شفاف نيست در صورتيکه دوران کاري آقاي هاشمي در نزد مردم، کاملاً روشن و هيچ نکته ابهام انگيزي ندارد. اصلاً مقايسه تجارب قبلي مديريتي قاليباف با هاشمي در عرصه کلان مملکتي و سياسي در چند سطح پائين تر قرار مي گيرد.
اما عملکرد قاليباف در نيروي انتظامي چه بوده است که سکوي پرتاب وي به رياست جمهوري شده است؟ آيا هر فرمانده اي اگر بيلان کاري کمي، پري داشته باشد، شايسته رياست جمهوري است؟ قاليباف در نيروي انتظامي جانشين سرتيپ لطفيان شد که در حادثه 18 تير و اعتراض دانشجويي، بسيار مورد طعنه جنبش دوم خرداد، روزنامه هاي دوم خردادي و مردم قرار گرفت لذا انتظار مي رفت عوض شود و فرد بيطرف تري رياست نيروي انتظامي را بپذيرد. قاليباف در چنين فضايي به رياست نيروي انتظامي منصوب شد. به غير از قاليباف اگر هر فردي ديگري نيز در اين فضا به کار منصوب مي شد، هم از ناحيه رهبري و هم از ناحيه قوه مجريه و مردم بدان سو ترغيب مي شد که عناصر افراطي و نسبتاً خود سر را از حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي و مجموعه نيروي انتظامي کم رنگ تر کند و فضاي کاري نيروي انتظامي در قبال دانشجويان، جوانان، قوه مجريه و مردم را اعتماد آميزتر کرده و صرفاً به کار خويش امنيت جامعه بپردازد.
نمي توان تصور کرد اگر هر کس ديگري به غير از قاليباف به اين سمت منصوب مي شد، کاري غير از اين، بايد انجام
مي داد. لذا در اين راستا قاليباف به رشد کمي و کيفي نيروي انتظامي در جامعه، توسط جامعه رهنمون شد، اوضاع معاش پرسنل نيروي انتظامي را مناسب تر کرد و اين نکته مثبت کار وي و مديريت اش بر نيروي انتظامي بود. راه اندازي پليس 110 يا ترغيب پرسنل نيروي انتظامي به الزام فوريت هاي پليس با توجه به نيازهاي کنوني، کار عجيب غريبي نبود که احتمالاً تحسين احساس يک فيلمساز مثلاً صاحب سبک (مهرجويي) را در برداشته باشد. خواسته مردم در قبال نيروي انتظامي پيش از مديريت قاليباف در مورد الزام تحرک زماني بيشتر نيروي انتظامي در امر فوريت هاي پليسي چنان روزافزون شده بود که اگر هر کس ديگري نيز به جاي قاليباف به رياست اين نيرو منصوب مي شد ناچار از راه اندازي اين طرح بود.
از سوي ديگر يکي از مدارک و سوابق کاري برجسته ديگر آقاي قاليباف ايجاد تيزر تلويزيوني است که به لحاظ ابعاد قوي شخصيت هاي منفي اش از بسياري از کارتون هاي سيما براي مردم جذاب تر بود و مردم را بدان امر ترغيب کرد که مشتري پر و پا قرص هشدارهاي ايمني، داود خطر مرحوم و سيا ساکت و شيرين کاريهايش باشند و ابعاد منفي اما جذاب اين
شخصيت ها آن چنان ناخودآگاه در ميان مردم رواج يافت که مانند يکي از سريال سازان شهير تلويزيون، آمد امام علي بسازد اما قطام ساخت.
...پس در يک ارزيابي مجدد کلي تنها نکته مثبت کاري آقاي قاليباف در نيروي انتظامي تامين معاش بهتر از گذشته پرسنل نيروي انتظامي بود. در حالي که اعتماد عمومي مردم را نسبت به اين نيروي زحمتکش بخاطر برخي عملکردهاي ناصحيح کاهش داد و در اين جا اين سوال پيش مي آيد که آيا يک فرمانده نظامي تنها بواسطه کنترل نيروهاي تحت امرش مي تواند کارنامه موفقي در ساير مديريت ها و آن هم از نوع کلان رياست جمهوري اش داشته باشد.
حتماً خود ايشان نيز مي دانند خاتمي هم، زماني رئيس جمهور شد که سالها وزير ارشاد بود و تجربه موفقي در زمينه مديريت کلان تر جامعه داشت. يک نظامي هر چند که در مديريت يک مجموعه نظامي موفق بوده باشد اما در بالاترين رتبه کاري خويش مي تواند به وزارت دفاع و يا کشور يک مملکت برسد. ورود به عرصه سياست براي نظامياني که اصلاً با حوزه ادبيات سياسي و گفتمان هاي سياسي ملي و فراملي آشنايي و تسلط کافي ندارند کاري ريسک پذير و دافع منافع ملي و فراملي است.
آقاي قاليباف بهتر بود به قول يکي از هنرمندان برجسته کشور (آقاي هادي مرزبان) رئيس پليس باقي بماند و چند ده پله را يکجا طي نکند. آيا موفقيت نسبي يک نظامي درحيطه نظام مي تواند منجر به آن شود که آن نظامي توانايي مديريت در ساير عرصه اي اجتماعي را نيز دارد. و آيا اين ساير عرصه ها، شامل رياست جمهوري نيز مي شود.
تجربه جوامع مدرن و سنتي نشان مي دهد که افراد نظامي هر گاه در رأس نظام يک جامعه قرار گرفته "بخصوص قوه مجريه" بسياري از شوون اجتماعي و کارکردهاي ديالکتيک فر هنگ يک نظام به دست فراموشي سپرده شده است.
عرصه نظامي پتانسيل هاي کاري متفاوتي نسبت به عرصه سياست دارد. مديريت کنش مند در عرصه سياست، به غير از آموزش هاي اکتسابي زمينه هاي ذاتي را هم مي طلبد که آقاي قاليباف فاقد آنست به عبارت ديگر در کشورهاي مختلف حتي بسياري از سياسيوني که در عرصه سياست تجربه فراواني دارد فاقد اين استعداد ذاتي هستند.
سياست عرصه پرخطر مردان زيرک و تحليلگر است و تاريخ قرون 18، 19 و 20 به ما ثابت کرده است که نظاميان در عرصه سياست مردان موفق و کنش مندي نبوده اند.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha