پایگاه خبری آفتاب
۲۷ /خرداد /۱۴۰۵
Wednesday 17 June 2026
کد خبر:۴۷۹۶۴
۱۷:۵۹
۱۳۸۵/۰۴/۰۲
علوي تبار در مجمع نيروهاي خط امام

نزديك شدن هاشمي و خاتمي تعجب ندارد

۱۷:۵۹
۱۳۸۵/۰۴/۰۲
به گزارش آفتاب نیوز،  وي در ابتدا با ابراز خوشحالي از حضور در جمع نيروهاي سازمان جوانان مجمع نيروهاي خط امام خطاب به آنان گفت:«سياست را بايد به شيوه جمعي پيش برد. دنبال كردن اهداف سياسي حتماً بايد در قالب كار جمعي صورت بگيرد تا مطمئن شويم تندروي‌ها و كندروي‌ها بر آن غلبه نمي‌كند.» علوي‌تبار البته مي‌گويد كار جمعي سخت است: «با كار جمعي سرعت كند مي‌شود اما فايده‌اش اين است كه انحرافاتش كمتر مي‌شود.» 

علوي‌تبار افزود: «در دوراني كه در آن قرار داريم مهم‌ترين كار ساماندهي حركت‌هاي جمعي و گذر از بحراني است كه گريبان جريان‌‌هاي سياسي را گرفته است.» 

اين فعال سياسي با اشاره به تجربه اصلاحات و پس از آن روي كار آمدن دولت نهم گفت: «اغلب جريان‌هاي سياسي با بحران هويت مواجه شده‌اند و بايد دوباره خود را تعريف كنند.» 

علوي‌تبار البته دموكرات بودن را به معني «دنباله‌روي مردم بودن» نمي‌داند: «در كار سياسي قرار نيست دنبال مردم راه بيفتيم و دموكرات‌بودن به معناي تبعيت و تقليد از مردم نيست.»
وي افزود: «يك دموكرات مي‌تواند توسط مردم كنار گذاشته شود ولي دليل ندارد به خاطر جلب راي مردم مواضع خود را كنار بگذاريم. يك دموكرات مي‌تواند به صورت يك اقليت كار خود را در جامعه دنبال كند و نگران نباشد كه چرا اقليت شده است.»
اين استاد دانشگاه افزود: «توده مردم درد را احساس مي‌كنند ولي معلوم نيست بدانند ريشه درد چيست و بتوانند نسخه خوبي براي درمان آن بپيچند.» 

علوي‌تبار در ادامه با طرح اين سئوال كه در تعريف هويت جديد چه بايد كرد گفت: «اگر بخواهيم نيروهاي سياسي كشور را طبقه‌بندي كنيم بايد از سه معيار استفاده كنيم و بدون طبقه‌بندي بحث جدي در مورد واقعيت امكان‌پذير نيست.» 

اين استاد دانشگاه معيار نخست را هويت‌هايي دانست كه به طور تاريخي شكل گرفته‌اند. علوي‌تبار با بيان اين كه جريانات سياسي در ايران يك‌روزه شكل نگرفته و پيشينه دارند، افزود: «از مشروطه به بعد سه جريان اصلي شكل گرفته كه عبارتند از: سوسياليستي، ديني – اسلامي و مليت‌گرا. اينها از مشروطه تاكنون به طرق مختلف خود را نشان داده‌اند.» 

وي معيار دوم را انقلاب اسلامي دانست كه به گفته علوي‌تبار به دليل موضعي كه اين نيروها در مقابل حكومت بعد از انقلاب گرفته‌‌اند، سرنوشت‌ساز بوده است.
علوي‌تبار معيار سوم را شكاف‌‌هاي فعال اجتماعي ناميد و افزود:«در تاريخ معاصر چهار «شكاف فعال اجتماعي» مهم داريم كه هر گروهي بايد جاي خودش را در آنها مشخص كند.» 

اين استاد دانشگاه شكاف فعال اجتماعي اول را «ديني- سكولار» دانست و گفت: «روشن كنيد چه جايگاهي براي سياست، دولت و حكومت قائليد.» وي شكاف اجتماعي دوم را «چپ – راست» ناميد و افزود: «مشخص كنيد به لحاظ جهت‌گيري اجتماعي – اقتصادي چپ حساب مي‌شويم يا راست.» 

علوي‌تبار شكاف اجتماعي سوم را «شكاف نوگرا- سنت‌گرا» دانست و افزود: «اولاً بايد تعيين كنيم نسبت ما با مدرنيته چيست و از پشت عينك مدرنيته به سياست نگاه مي‌كنيم يا از پشت عينك سنت؟» اين استاد دانشگاه شكاف چهارم را شكاف دموكرات آمرانه (اقتدارگرا) ناميد. 

وي در ادامه افزود: «اولين كار در شرايط فعلي، تلاش براي تعريف مجدد هويت خودمان در اين سيستم و يكي از كارهاي فكري نيز پاسداري از مرزهاي هويتي است كه براي خود تعريف كرده‌ايم.»
وي با بيان اينكه يكي از مرزهايي را كه براي خود بايد تعريف كنيم چپ و راست است، افزود: «چپ يك طيف است كه شامل ماركسيست، ديني و مليت‌گرا و دموكرات‌ها هم شامل پيشينه ماركسيستي، اسلامي و مليت‌گرا است.» 

علوي‌تبار در ادامه با اشاره به تشتت فكري در جامعه ايران افزود: «تشتت فكري فقط مربوط به جامعه ما نيست و در همه جوامع مشاهده مي‌شود.» اين استاد دانشگاه ريشه چپ و راست در جامعه ما را انقلاب فرانسه دانست و افزود: «راست‌ها مدافعين وضع موجود و چپ‌ها ناراضي از سيستم موجود و خواهان تغيير در وضع سياسي و اقتصادي خود بودند.» 

وي در ادامه گفت: «امروز همه اينها مخدوش شده و به‌هم ريخته است و هم چپ و هم راست در اروپا به دنبال تعريف مجدد از خود است.» اين استاد دانشگاه افزود: «چپ‌ها در دنيا معمولاً كساني هستند كه برابري بيشتر را هم ممكن و هم مطلوب مي‌دانند و از سويي خيلي از راست‌ها اساساً با برابري مخالف نيستند ولي مي‌گويند ممكن نيست و يك عده‌شان هم مي‌گويند برابري چيز مطلوبي نيست.»
 
وي با بيان اينكه بشر با سه مشكل فقر، بيماري و جرم مواجه است، افزود: «چپ‌ها به طرق مختلف سعي مي‌كردند نشان دهند نابرابري هر سه را افزايش مي‌دهد.» علوي‌تبار افزود: «چپ معتقد بود نابرابري مضراتش بيشتر از فوايدش است.»
وي در ادامه گفت: «چپ در دعواي قدرت هم طرف كسي را مي‌گيرد كه در موضع ضعف قرار دارد.» 

اين استاد دانشگاه وجه دوم تمايز چپ و راست را نقشي كه براي حكومت قائلند دانست و افزود: «چپ مي‌گويد بشر مي‌تواند به نحو برنامه‌ريزي شده و سنجيده با استفاده از قدرت حكومت براي تغيير ساختارهاي اجتماعي براي برابري بيشتر دخالت كند.»
علوي‌تبار در بخش ديگري از سخنراني‌ خود افزود: «همان‌طوري كه بنيادگرايي نمي‌تواند با دموكراسي جمع شود، تفسير ديني از ماركس هم نمي‌تواند با هم جمع شود.» 

وي افزود: «چپ‌بودن به معناي آن نيست كه شما هيچ‌گاه با راست همسو نمي‌شويد.» اين استاد دانشگاه افزود: «در دنيا چپ‌ها از تورم بيشتر و بيكاري كمتر و راست‌ها از تورم كمتر و بيكاري بيشتر دفاع مي‌كنند.»
 
علوي‌تبار با بيان اينكه در ايران همه چيز به‌هم ريخته افزود: «راست ليبرال با چپ دموكرات در كوتاه‌مدت همسو شدند.»
وي افزود: «معتقدم در كوتاه‌مدت نبايد متعجب شد كه برنامه‌هاي هاشمي و خاتمي خيلي با هم فاصله نداشته باشند چون اقتضاي ساخت ايران اين است.» 

اين استاد دانشگاه ادامه داد: «در كوتاه‌مدت مي‌توان خيلي ائتلاف‌ها داشت ولي اين به معناي فراموش‌كردن مرزها و آرمان‌ها نيست.» وي با اشاره به سه جريان بنيادگرا (حماس)، سنت‌گرا (آيت‌الله آشتياني) و تجددگرا (شريعتي و بازرگان) افزود: «چپ بودن با قرائت سنت‌گرا از دين قابل جمع نيست.»
اين استاد دانشگاه با اشاره به نوگرايي برخي روحانيون در پيش از انقلاب افزود: «دو اتفاقي كه روحانيون را از نوگرايي جدا كرد يكي اتفاق سال 1354 و اعلام ماركسيست شدن مجاهدين خلق بود، در حالي كه بسياري از روحانيون پيش از اين از آنها حمايت مي‌كردند و اتفاق دوم آغاز ترورهاي مجاهدين خلق و فرقان در سال 1360 بود و اين اتفاقات وحشتي را به وجود آورد كه اين تفاسير نوگرا از كجا سردرمي‌آورد.» 

وي افزود: «تا قبل از سال 1345 روحانيون كاملاً مقهور روشنفكران بودند و البته شهيد مطهري (با اشاره به عملكرد گروهك منافقين) هيچ‌گاه تحت‌تاثير آنها قرار نگرفت و تذكراتي را داد كه البته حرف مطهري را كسي قبول نمي‌كرد.» علوي‌تبار افزود: «در اسلام سنت‌گرا برابري نيست و از سويي بنيادگراها به شدت با برابري مخالف بودند.» 

اين استاد دانشگاه افزود: «من ديني‌، چپ، دموكرات و نوگرا هستم.» وي با اشاره به مرز با چپ سنت‌گرا، چپ غيردموكرات و راست‌هاي دموكرات و نوگرا در جامعه گفت: «ما رشد كرده جريان خط اماميم و امام ميراث سياسي فكري دارد.»
وي در ادامه در پاسخ به سئوالي در مورد برابري و نابرابري در جامعه گفت: «برابري در منابع، نتايج، فرصت‌ها و رفاه مدنظر است و چپ از برابري ناممكن دفاع نمي‌كند بلكه از برابري ممكن دفاع مي‌كند.» 

وي در ادامه افزود: «آدم بي‌موضع وجود ندارد، همه منافع داريم و از پشت عينك ارزش‌هايمان به جهان نگاه مي‌كنيم. روشنفكران هم بدون منافع نيستند، همه روشنفكران جهت دارند و فقط جهت‌هايشان با هم فرق مي‌كند. در سياست‌ورزي به دنبال عملگرايي نباشيد، هر سياستمداري كه بخواهد در جهان بماند بايد اصولي داشته باشد كه بر آن بايستد.»
وي در ادامه گفت: «تنها راهي كه در جامعه داريم اين است كه بگذاريم صداهاي متفاوت شنيده شود و هيچ راهي براي نزديك شدن به حقيقت جز گفت‌وگو وجود ندارد.» 

علوي‌تبار با بيان اينكه هم مي‌توانيم تفسير چپ از اسلام داشته باشيم و هم تفسير راست افزود: «ارزش‌هاي ديني فرازماني و فرامكاني هستند و تفسيرهاي ما زماني و مكاني است و بايد در دين لحاظ شود كه چطور اين امور را با هم جمع كنيم.»
علوي‌تبار با اشاره به رويكرد دولت نهم گفت: «بايد بين دموكراسي و برخورداري از حمايت توده‌ها فرق گذاشت.»
علوي‌تبار افزود: «دموكراسي تعريف‌ها و مرزهاي مشخص دارد كه بايد از انواع ديگر حكومت‌ها جدايش كرد.» 

وي ادامه داد: «در ايران دعواي كوتاه‌مدت بين دموكراسي و ديكتاتوري هست، شعارهاي برابري‌طلبانه مهم نيست، رفتار مهم است.» اين فعال سياسي با بيان اينكه شجاعت عملي ناشي از بصيرت نظري است، ادامه داد: «زمين‌گير شدن خاتمي به اين علت بود كه در بعضي جاها بصيرت نظري نداشت كه اگر داشت اينجور زمين‌گير نمي‌شد.» 

علوي‌تبار در پايان بار ديگر به اعضاي سازمان جوانان مجمع نيروهاي خط امام تاكيد كرد: «در كار جمعي تاكيد اصلي را روي كار آموزش بگذاريد، ما مدت طولاني نياز به آموزش و سازماندهي داريم تا اگر فرصت فراهم شود مانند هشت سال دچار سرگرداني نشويم.»
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha