محدودیت های غرب در برخورد با ایران
به گزارش آفتاب نیوز، 
این روزنامه نگار در
الحیات ادامه می دهد ،غنی سازی به بحث اصلی پرونده هسته ای تبدیل شد. چرا که توقف آن به معنای بستن در آرزوهای ایران است. پس از یک دوره طولانی مناقشه در مورد برنامه هسته ای ایران ، اروپا و پس از آن آمریکا تصمیم گرفتند برای توقف غنی سازی بسته پیشنهادی خود را به این کشور ارائه دهند.
اهمیت ارائه این بسته وقتی نمایان می شود که به یاد بیاوریم آمریکا با توجه به وضعیت خود در عراق، از توانایی برخورد با ایران برخوردار نیست .
اما نکته فنی و ابهام برانگیز برای طرف ایرانی در مورد بسته عرضه شده این است که از نظر فنی ،عملیات غنی سازی ادامه و استمرار را می طلبد وگرنه هیچ گونه ارزش فنی ندارد.
بر فرض مثال اگر ایران غنی سازی را متوقف کند برای از سرگیری مجدد آن نیازمند آغاز از نقطه صفر است.
با نگاهی به پیشینه روابط ایران وغرب ،پیشنهادهای اروپایی ها به ایران را می توان بزرگترین و مهمترین بسته تحویل شده به جمهوری اسلامی از زمان تاسیس آن دانست.
پذیرش این بسته اما به معنای خط بطلان کشیدن بر تمام آن چیزی است که ایرانی ها در زمینه تکنولوژی غنی سازی اورانیوم بدان دست یافته اند.این در حالی است که اگر در بازی هسته ای ایران در سیبل آمریکایی ها قرار بگیرد ، تهران نیز در مقابل دارای برخی کارت ها ی برنده است.
ایران کارت های خود را مبتنی بر توانمندی ذاتی و موقعیت جغرافیایی و نفوذ سیاسی چیده است . افزون بر آن تجربه شکست های آمریکا در عراق و ناتوانی دولت واشنگتن در تکمیل خواسته هایش در این کشور را باید به حساب ایران ریخت.
سقوط دولت صدام این فرصت را برای ایران فراهم کرد که در عراق حضور یابد و در توازن منطقه ای پارازیت قوی ایجاد کند.
اجرای گفت و گوهای آشکار و پنهان یکی دیگر از امتیازهای ایران است.
برخورد با ایران (صرف نظر از چگونگی تحقق آن) توازن منطقه ای را به هم خواهد زد و راه را برای ورود بازیگری بزرگتر و توانمند باز خواهد کرد. بازیگر جدید پس از این حادثه هند است که جمعیت آن 17 برابر ایران است. هند یک کشور هسته ای و دارای توانمندی های نظامی بسیاری است.
به نظر می رسد گفت و گو بهترین راه و بزرگترین امتیاز ایران برای رویارو شدن با آمریکا به شمار می رود؛ این گزینه سناریو تعرض نظامی را حذف خواهد کرد. ترساندن دیگران از هند و امتیاز در اختیار داشتن تنگه هرمز، افزون بر نفوذ کافی ایران در عراق، افغانستان و لبنان به ایران موقعیت مناسبی بخشیده است.
بدیهی است از این موقعیت زمانی استفاده می شود که ایران در شرایط جنگ قرار بگیرد. محدود بودن امتیازهای ایران به آن اجازه نمی دهد که از این امتیازها به عنوان اهرم فشار بر ضد آمریکا استفاده کند. هر چند که ایرانی ها هر از چندگاهی تهدیداتی را بر زبان می آورند ولی آن را اجرا نمی کنند،با این وجود نباید از نظر دور داشت که در مواقعی ،تهدید صرف،موثرتر از اجرای آن است.
از سوی دیگر به دلیل اوضاع تب دار منطقه، ممکن است که ایران با استفاده از همپیمانانش بتواند برخی طرح های آمریکا را تعطیل کند یا حداقل در این طرح ها مشکلاتی به وجود آورد،
بدون آنکه بی گدار به آب بزند و وارد یک بحران خطرناک شود یا به عکس ، همه چیز را به فراموشی بسپارد.
ایران به هیچ وجه اعلام نمی کند که در آستانه ورود به یک جنگ سرنوشت ساز با آمریکا است. کارت ها و امتیازهای ایران در ساختار متغیرهای منطقه ای به خوبی مدیریت می شود .در واقع برخلاف آنچه که وانمود می شود ایران در حال مبارزه با سازمان های بین المللی نیست بلکه با از موضع یک قدرت منطقه ای وارد گفت و گو با قطب های بین المللی شده است .
در تقسیم مسئولیت ها در اردوگاه ایران با تنوع شخصیت ها روبرو هستیم، اما این تنوع گسترده زیر چتر یک مرجعیت قرار دارد. در بازگشت به روند گفت و گو به نظر می رسد ایران در موقعیت متغیر قرار گرفته است. ایرانی ها بدون توقف غنی
سازی در مورد ارزش آن با دیگران به گفت و گو پرداخته اند.
آنها اکنون به گفت و گو با آمریکا علاقمند شده اند چرا که از نظر آنان آمریکا ارزش و توان پرداخت بسیاری هزینه ها را دارد. همزمان با این اظهار علاقمندی، ایرانی ها نمی خواهند پیش شرطی برای گفت و گو لحاظ شود.