پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۴۸۹۸۰
۱۰:۵۰
۱۳۸۵/۰۵/۰۲

نمایندگان انتخابی شدن دانشگاه رای می دهند؟

۱۰:۵۰
۱۳۸۵/۰۵/۰۲
به گزارش آفتاب نیوز،
لایحه ای که با تصویب و یا رد آن، شاهد دو خط سیر کاملا متفاوت  در روند حرکتی دانشگاه های کشور خواهیم بود. به بیان دیگر، سرنوشت جامعه دانشگاهی کشور، امروز در گرو تصمیم مجلس در مورد این لایحه است.

پیشینه یک طرح
«دکتر غلام عباس توسلی»، از اساتید دانشگاه تهران در مورد پیشینه بحث انتخابی شدن روسای دانشگاه ها می گوید: «بحث انتخابی شدن روسای دانشگاه، از پیش از انقلاب نیز مطرح بوده است. برای مثال دانشگاه تهران پیش از انقلاب برای سال ها دارای یک سیستم انتخابی بود. هم روسای دانشکده ها و هم رییس این دانشگاه از طریق انتخابات برگزیده 
می شدند. اما این سیستم انتخابی کم کم، و از زمانی که شاه تصمیم به دخالت در دانشگاه ها گرفت از بین رفت».

عضو شورای مرکزی نهضت آزادی اضافه می کند: « در اوایل انقلاب یک بحث جدید شکل گرفت. آن زمان قصد بر این بود که همه جا، یعنی نه تنها در دانشگاه ها که حتی در کارخانه ها هم مسایل به صورت شورایی و انتخابی کار شود. اما چون در برخی مراکز این روند نتیجه مطلوبی در بر نداشت، خیلی زود این اندیشه انتخابی منسوخ شد».

اما این بحث فراموش شده با روی کار آمدن دولت اصلاحات و تصدی پست وزارت علوم توسط مصطفی معین دوباره در سطح کشور مطرح شد. 

چندی پیش نمایندگان مجلس از رد این طرح در کمیسیون آموزش مجلس خبر دادند. 

آن ها که باید تصمیم بگیرند
علی عباسپور تهرانی فرد، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هفتم، در خصوص طرح انتخابی شدن روسای دانشگاه ها می گوید: «روسای دانشگاهها در کشورهای پیشرفته توسط یک هیأت مرکزی اجرایی یا هیأت امنا که در دانشگاه فعالیت می کند و بر روی پیشرفت دانشگاه و برنامه های کلان دانشگاه نظارت می کند، انتخاب می شود».

عباسپور، علی رغم اشاره به انتخاب روسای دانشگاه های جهان توسط هیئت های امنا می گوید: «در هیچ کجای دنیا چنین رویه ای وجود ندارد که برای تعیین روسای دانشگاه ها صندوقی را بگذارند واعضای هیأت علمی وکارکنان رأی شان را در داخل صندوق بیاندازند».

وی ایجاد نوعی روند تایید صلاحیت را برای روسای دانشگاه پیشنهاد می دهد و می گوید: «وزارت علوم باید شرایط روسای دانشگاه ها را مشخص کند».

البته عباس پور برای پیشنهادش، دلایل خاص خود را دارد. از جمله اینکه: «وزیر علوم در برابر مجلس پاسخگو است لذا باید عوامل اجرایی خودش را برای بدنه آموزش عالی انتخاب کند و اگر حق انتخاب نداشته باشد دیگر به مجلس پاسخگو نیست».

وی در نهایت نقش اعضای هیئت های علمی دانشگاه ها را در حد مشاور کافی می داند و می گوید: «اعضای هیأت علمی دانشگاه ها می توانند جهت ایفای نقش در تعیین روسای دانشگاه ها نظریات مشاوره ای خود را به هیأت امنای دانشگاه که شامل شخصیت های علمی برجسته است ارائه کنند».

در مقابل عباس پور، «شهریار مشیری»، از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس،  انتخاب روسای دانشگاه  توسط اعضای هیات علمی در دانشگاه های جهان را، روندی معمول و رایج می داند و می گوید: «روسای دانشگاه ها در اکثر کشورها توسط اعضای هیأت علمی رسمی آن دانشگاه انتخاب می شوند؛ به این صورت که کاندیداهای ریاست دانشگاه خود را معرفی می کنند و اعضای هیأت علمی رسمی دانشگاه طی شرکت در یک انتخابات به تعیین رئیس دانشگاه اقدام می کنند و وزیر علوم به عنوان بالاترین مسئول آموزش عالی با احترام به نظر اعضای هیأت علمی اقدام به تأیید و صدور حکم برای رئیس انتخابی اعضای هیأت علمی می کند».

مشیری، انتخاب رییس دانشگاه توسط هیئت امنا را تنها یکی از شیوه های رایج در جهان می داند و می افزاید: «در برخی از کشورها نیز 3 پیروز نخست انتخابات برگزار شده برای تعیین ریاست دانشگاه به وزیر علوم معرفی می شود و وزیر نیز برای یکی از آنها حکم ریاست دانشگاه را صادر می کند و شیوه دیگر این است که هیأت امنای یک دانشگاه به تعیین رئیس دانشگاه بپردازد».

نماینده بندر عباس، ضمن اظهار تاسف از رد طرح انتخابی شدن روسای دانشگاه در کمیسیون آموزش مجلس هفتم، می گوید: «در ایران شخص وزیر علوم است که روسای دانشگاه ها را تعیین می کند و گاه مشاهده شده است که عضو هیأت علمی یک دانشگاه را به عنوان رئیس دانشگاه دیگر تعیین می کند. در شیوه فعلی که روسای دانشگاه ها به طور مستقیم از سوی وزیر علوم انتصاب می شوند صرفا افرادی در دایره مدیران دانشگاه ها قرار می گیرند که با وزیر علوم و مجموعه معاونین وی آشنایی دارند و با این شرایط است که شایسته سالاری جای خود را به رابطه می دهد.»

وی معتقد است: «اگر خود اساتید در انتخاب رییس دانشگاه نقش داشته باشند با او همکاری بهتر و بیشتری خواهد داشت. دانشجویان نیز، از آنجا که به اساتید خود تاسی می کنند به یک رییس انتخابی اعتماد بیشتری خواهند داشت».

«هاجر تحریری نیک صفت»، دیگر عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز معتقد است: «کارایی اعضای هیأت علمی در اثر همفکری و مشارکت آنها در تعیین روسای دانشگاه ها بیشتر می شود. وقتی در مورد تعیین روسای دبیرستان ها این اختیار به همکاران فرهنگی داده می شود که در تعیین روسای مدارس نقش داشته باشند دور از انتظار است که حضور موثر اعضای هیأت علمی دانشگاه ها در تعیین روسای دانشگاه ها نادیده گرفته شود».

تحریری پاسخگویی وزیر را دلیلی مناصب بر انتصابی بودن روسای دانشگاه نمی داند و می گوید: «معمولا کسی که باید پاسخگو باشد حق انتخاب دارد ولی مسئولیت وزیر علوم در قبال عملکرد روسای دانشگاه ها نمی تواند لزوم حضور و نقش آفرینی اعضای هیأت علمی را در تعیین روسای دانشگاه ها منتفی کند».

اما «محمدعلی حیاتی»، مخبر کمیسیون آموزش و تحقیقات، در مسئله تعیین روسای دانشگاه ها، میان «دانشگاه های مادر» و «دانشگاه های کوچک» فرق قائل می شود و می گوید: «در دانشگاه های مادر باید گزینه هایی به وزیر علوم معرفی شوند تا وزیر با استفاده از اختیارات و برنامه های خود رئیس دانشگاه را انتخاب کند. دانشگاه های قطبی کشور متعلق به نقطه خاصی نبوده و ملی هستند، به این دلیل از حساسیت خاصی برخوردارند و مسائل کلان دارند. سیاست گذاری اینگونه دانشگاه ها فرق می کند».

وی در خصوص دانشگاه های کوچک نیز معتقد است: «بهتر است در خصوص دانشگاه های کوچک و توسعه نیافته که لازم است حمایت وزارت علوم پر رنگ تر باشد، رئیس دانشگاه مستقیما توسط وزیر علوم تعیین شوند».

موافق دیروز، مخالف امروز
با تغییر دولت در سال 84، طرح انتخابی شدن روسای دانشگاه، بزرگترین حامی خود را از دست داد. وزارت علوم که در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی خود پیشنهاد دهنده این طرح بود، با روی کار آمدن دولت نهم  و تغییر وزیر ، به بزرگترین مخالف آن مبدل گشت. شاید بتوان این تغییر موضع را به نوعی، بیانگر اختلاف رویکرد دو دولت به جامعه دانشگاهی دانست.

«جعفر توفيقي»، وزير سابق علوم تحقيقات و فناوري، در مورد تغییر نحوه انتخاب روسای دانشگاه ها، می گوید: «من شيوه‌ انتخابي شدن روساي دانشگاه ها را بسيار مفيد و مثبت ارزيابي مي‌كنم و در زمان مسووليت هم براي دستيابي به آن تلاش بسیاری كرديم و نتايج بسيار مثبتي هم به وجود آمد. ما اميدوار بوديم كه شيوه‌ انتخابي بودن روساي دانشگاه در دوره‌ جديد هم دنبال شود. ولي ظاهرا سياست جديد وزارت علوم اين نيست».

توفیقی اضافه می کند: «اين اقدام در شرايطي كه شعار همه‌ ما مشاركت است، اعضاي هيات علمي را از مشاركت در فعاليت‌هاي دانشگاه محروم مي‌كند و طبيعتا رييس دانشگاه كه بايد از پشتوانه‌ بزرگ هيات علمي استفاده كند اين فرصت را از دست مي‌دهد».

اما همان گونه که توفیقی اشاره کرد، به نظر سیاست های دولت جدید، با اندیشه های او و همفکرانش تفاوت بسیار دارد و این گونه صحبت ها نیز نمی تواند تاثیری در آن داشته باشد.

«سیدمحمد حسینی»، معاون حقوقی و امور مجلس وزارت علوم می گوید: «وزارت علوم دلایل متعددی برای مخالفت با طرح انتخابی شدن روسای دانشگاه ها دارد. این طرح مغایر و متفاوت با اصول قانون اساسی، قانون برنامه چهارم توسعه و اهداف وزارت علوم است و عملی کردن آن تغییر در بسیاری از مفاد قانونی را به دنبال دارد».

«حسینی» نیز به مانند «عباسپور» پاسخگویی وزیر در مقابل مجلس را بهانه قرار می دهد و می گوید: «وزیر در صورتی می تواند پاسخگو باشد که مدیرانش را انتخاب کرده باشد و وزیری که اختیاری در انتخاب روسا نداشته باشد نمی تواند پاسخگوی مجلس باشد. این یعنی تعطیلی نظارت که وظیفه مجلس است ».

بر خلاف معاون حقوقی وزارت علوم که برای توجیه مخالفت های این وزارت خانه به موارد قانونی و حقوقی متوسل می شود، «محمدباقر خرمشاد»، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، در مخالفت با طرح روسای انتخابی کمی بی پرواتر سخن می گوید و با اشاره به سیاسی بودن مسئله می گوید: «بحث انتخابی شدن روسای دانشگاه ها یک حرف است که مصرف سیاسی دارد. برخی جریانات سیاسی داخلی جهت یارگیری از این بحث سوء استفاده می کنند».

خرمشاد نیز به مانند دیگران به وضعیت دانشگاه ها در خارج از کشور متوسل می شود و با بیان این نکته که: «تحقیق کنید و ببینید چند رئیس دانشگاه های خارج از کشور انتخابی تعیین می شوند. بحث انتخابی شدن تنها از سوی جریانات سیاسی داخلی برای پیشبرد مقاصد و یارگیری استفاده می شود»، این سوال را در اذهان باقی می گذارد که: بالاخره در دانشگاه های نقاط دیگر جهان، روسای دانشگاه منصوب می شوند و یا منتخب؟ 

فرجام نامعلوم

طرح انتخابی شدن روسای دانشگاه همچنان در راهرو های مجلس منتظر تصمیم گیری نهایی مجلس نشینان است. آینده نشان خواهد داد که آیا نمایندگان، شیوه انتخابی را برای دانشگاه های کشور نیز می پسندند یا نه؟
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha