
آمریكاییها در روزهای اخیر وارد مذاكراتی گسترده با شورشیان شده اند. پنتاگون امیدوار است این مذاكرات حداقل در كوتاه مدت باعث شود تا موج خشونتها در عراق اندكی فروكش كرده و جمهوری خواهانی كه از هم اكنون ناامیدانه به انتخابات نوامبر و از دست دادن كرسیهای متعدد خود در هر دو مجلس میاندیشند اندكی از بار روانی و انتقادات فزاینده رقبای دموكرات خود رهایی یابند. رامسفلد و تیم محافظه كاران نوین در این میان هرچند خود بهتر از هركسی میدانند كه با توجه به ماهیت دائما در حال تغییر شورشها و گروههای شورشی در عراق امكان رسیدن به توافقی كه بتوان حتی در میان مدت بر آن حساب كرده و آن را به عنوان پایه و اساس ترتیبات امنیتی آتی قرار داد وجود ندارد، اما بازهم به این مذاكرات به عنوان درمانی مقطعی نگاه میكنند كه اگرچه نمیتواند سودی به حال مردمان عراق داشته باشد اما شاید بتواند سیاستمداران محافظه كاری را كه هرگز تصور نمیكردند برای تحقق رویاهای خود محكوم به پرداخت چنین بهای گزافی خواهند شد را در برهه حساس انتخابات از گزند منتقدان و رقبای خود مصون بدارد.
اهمیت ارام شدن اوضاع در عراق و فروكش كردن حتی نسبی خشونتها زمانی عیان تر میشود كه به این واقعیت عینی توجه داشته باشیم كه نتایج تمامی نظر سنجیها در ماههای اخیر و حتی در بازه زمانی یك هفتهای منتهی به ازده سپتامبر ، كه علی القاعده با توجه به انبوه تبلیغات رسانهای جمهوری خواهان و تكرار چند صد باره روایتهای متناظر با فجایع تروریستی آن روز احساسات میهن پرستانه آمریكاییان در اوج بود، نشان از آن دارد كه شهروندان امریكایی نبرد عراق یا به عبارت صحیح تر تجاوز و اشغال این سرزمین را به هیچ وجه در راستای نبرد علیه تروریسم تلقی نمیكنند. پیام چنین نگاهی برای سیاستمداران آمریكایی حامیبوش آشكار است: دیگر نمیتوان با تاكید و تكرار تعابیر نخ نما شدهای چون مبارزه با تروریسم و حفظ ارزشهای امریكایی و حتی دشنامهایی چون فاشیسم اسلامیتلفات وسیع آمریكا در عراق را پوشاند و توجیه كرد. مردم آمریكا هیچ توجیهی را برای جنگ با عراقی كه نقشی در حمله به امریكا نداشته است نمیپذیرند. این رویكرد همان ناقوس شومی است كه اكنون زنگ مكرر آن خواب را بر محافظه كاران آمریكایی حرام كرده است و آرامش و قرار را از آنان ربوده است. در چنین بستری است كه اكنون رامسفلد و طراحان پس پرده و یا آشكار جنگ به ناچار تن به حقارت مذاكره با شورشیانی میدهند كه در سه سال گذشته فارغ از كشتار بیرحمانه و غیر انسانی شهروندان بی گناه و غیر نشامیعراقی، در ورای هر انفجار و بمب گذاری و حمله تروریستی خود ضربهای مهلك به اقتدار و وجهه آمریكا وارد كرده اند و ابرقدرت را به بازی گرفته اند.
گزارشهای ارسالی از عراق نیز در روزهای اخیر حاكی از آن است كه برخلاف سخنان بوش كه زمانی فریادبرمیآورد با تروریستها مذاكرهای نخواهد كرد اكنون روزهاست كه سیاستمدران و نشامیان امریكایی بر سر میزهایی حاضر میشوند كه رد سوی دیگر آن تروریستها قرار دارند. در میان مذاكره كنندگان نمایندگان ارتش اسلامیعراق ٰ یكی از برجستهترین و خونریزترین گروههای شبه نظامیو تروریست سنی در عراق نیز به چشم میخورند. آمریكاییها در سه روز گذشته مذاكرات فشردهای را با این افراد برگزار كرده اند و مطابق شنیدهها وعدههایی را نیز به آنان داده اند. وعدههایی كه بهای تحقق آنها را مطابق معمول باید مردمان عراق و به طور خاص اكثریت شیعه این كشور بپردازند.
این مذاكرات اما ظاهرا تمام ماجرا نیست. آمریكاییها كه در روزهای اخیر به كرات به شكست عملیاتهای نظامیانجام شده در بغداد طی دو ماه و نیم گذشته اعتراف كرده اند اكنون باید خود را برای مذاكره با گروهی آماده كنند كه از قدرت ساقط كرده بودند و تصور میشد هرگز هم به قدرت بازنگردد؛ حزب بعث عراق.
بعثیهای عراقی كه بخش عمدهای از ناآرامیها و حملات تروریستی زیر نظر مستقیم آنان صورت میگیرد نیز اكنون حضور خود را علنی كرده و حتی برای آغاز مذاكره با مقامات آمریكایی شرط هم قائل شده اند! حزب بعث عراق در بیانیه خود مهمترین شروط مذاكره با نیروهای اشغالگر را عقب نشینی كامل این نیروها، به رسمیت شناختن مقاومت و عذرخواهی از مردم عراق اعلام كرده است. سایر شروط بعثیها نیز قابل توجه هستند: حفظ استقلال ملی كامل عراق كه شامل به رسمیت شناختن مقاومت ملی با تمامیگروههای نظامیو غیر نظامیآن از سوی نیروهای اشغالگر، اعلام عقب نشینی كامل و غیر مشروط این نیروها از عراق، به رسمیت شناختن حاكمیت و استقلال ملی عراق و حمایت از وحدت ملی و ارضی آن، مخالفت با هر گونه تقسیم عراق، اعلام آمادگی آمریكا و هم پیمانانش مبنی بر عذرخواهی رسمیاز مردم عراق به دلیل جنایات و حملاتی كه در حق آنها مرتكب شدهاند،آزادی تمامیزندانیان عراقی و لغو دادگاههای غیر قانونی فعلی در عراق و تصمیمات آنها، لغو روند سیاسی فعلی در سایهی حضور اشغالگران، لغو تمامیتصمیمگیریها، قوانین و تدابیر سیاسی و اقتصادی اتخاذ شده در عراق با حضور اشغالگران بازگرداندن ارتش منحل شدهی عراق و سازماندهی نیروهای مسلح ملی، تعهد نسبت به پرداخت تمامیخسارتهای مادی و معنوی علیه عراقیها از سوی آمریكا، انگلیس و دیگر كشورهای شركت كننده در جنگ علیه این كشور، لغو تمام قطعنامههای بینالمللی كه از سال 1990 تا كنون علیه عراق اتخاذ شده، تحویل جاسوسان و مزدورانی كه در حق مردم و كشورشان مرتكب جنایت شدهاند وتحویل این افراد به دادگاههای عراقی برای محاكمهی هر چه سریعتر!
علیرغم این وضعیت نابسامان كه آمریكاییها برای فرار از آن حاضر به هر اقدامیولو مذاكره با بقایای حزب بعث هم هستند، اظهارات خوش بینانه ساكنان كاخ سفید كه ترجیح میدهند در روزهای منتهی به انتخابات برای حفظ ظاهر هم كه شده خود را در ردای سیاستمدارن كامیاب و پیروز پنهان سازند، در درون مرزهای این كشور با انتقاد محافل دموكرات روبرو شده است. رسانههای نزدیك به دموكراتها به ویژه دو روزنامه تاثیرگذار نیویورك تایمز و واشنگتن پست در روزهای اخبر با افزایش گزارشهای خود در مورد شرایط واقعی عراق و وضعیت نظامیآمریكا در این منطقه تلاش كرده اند تا مشتهای گره شده اما خالی سیاستمدارن محافظه كار را در برابر چشمان كنجكاو رای دهندگان آمریكایی باز كنند.
واشنگتن پست روز گذشته رد همین راستا در یاداشتی مینویسد: دولت بوش برغم تمامیهرج و مرجهای موجود در عراق و برغم بحرانی شدن اوضاع جاری در این كشور همچنان مدعی آن است كه به پیشرفتها و موفقیتهایی در عراق دست یافته است. متاسفانه تا به امروز هیچ یك از طرحهای امنیتی آمریكا در عراق برای متوقف ساختن خشونت و درگیری در این كشور موفقیتآمیز نبوده است. درحال حاضر دولت بوش برای كسب موفقیتهای واقعی در عراق پیش از هر چیز نیازمند آن است كه بسیاری از واقعیتهای جاری در این كشور را بپذیرد و باور كند و براساس واقعیتهای موجود در عراق طرحها و برنامههای خود را تعریف كند."
دنیس راس، نماینده و هماهنگ كنندهی سابق امور خاورمیانه در زمان ریاست جمهوری بیل كلینتون نیز روز گذشته به میدان آمد تا بازهم محاصره افكار عمومیبر جمهوری خواهان تنگ تر شود. او در یاداشتی تحت «دولت بوش باید خود را با واقعیتهای موجود در عراق تطبیق دهد» نوشت: امروز با وجود گذشت سه سال و نیم از زمان جنگ آمریكا با عراق و به اشغال درآوردن این كشور توسط نیروهای آمریكایی و هم پیمانان آن دولت بوش باید سیاستهای خود را با توجه به واقعیتهای موجود در عراق تعریف كند و خود را با این واقعیتها تطبیق دهد. متاسفانه تا كنون دولت بوش نتوانسته است خود را با این واقعیتها تطبیق دهد و هم چنان مدعی دستیابی به برخی پیشرفتها و موفقیتها در عراق است. در هر زمانی كه دولت بوش اعلام كرده است زمینه مناسب برای كاهش نیروهای آمریكایی در عراق فراهم شده است امور جاری به گونهای پیش میرود كه این دولت به سرعت از این تصمیم خود عقبنشینی میكند. در واقع دولت بوش از بسیاری از واقعیتهای موجود در عراق فرار میكند و از رویارویی با واقعیتها اجتناب میكند. این دولت معتقد است كه هر گونه خروج نیروهای آمریكایی از عراق با توجه به وضعیت موجود درآن كشور منجربه ایجاد جنگهای داخلی و هرج و مرجهای امنیتی درعراق خواهد شد و این بحرانها نه تنها عراق بلكه كل منطقه را تهدید میكند. حال با توجه به این واقعیت موجود كه دولت بوش به آن معتقد است چه سیاست و اقداماتی را باید در برابر عراق اتخاذ كنیم. اولین اقدام آن است كه دولت آمریكا باید اعتراف كند كه عراق جدید هرگز كشور دموكرات متحد آزادی نیست كه بتواند الگوی كشورهای همجوار قرار گیرد.
«راس» در ادامه اما طرحی را نیز ارائه میكند كه به باور برخی میتواند طرح پیشنهادی دموكراتها برای بازگرداندن آرامش به عراق و كنترل اوضاع باشد. سیاستمدار آمریكایی كه برخی معتقدند با توجه به وجهه مطلوب و جایگاه مناسب وی در نزد سیاستمدران جهان و نیز تصویر مثبتی كه از وی در نزد افكار عمومیدر جهان وجود دارد، در صورت پیروزی دموكراتها در انتخابات آتی سمت وزیر خارجه آمریكا را برعهده میگیرد تا نوعی تغییر فاحش و نمادین را در سیاست خارجی كاخ سفید متبلور سازد، طرح پیشنهادی خود را را كه شامل سه سناریو است این گونه تعریف میكند:طرح یا سناریوی اول بدین ترتیب است كه بوش باید بر تشكیل یك كنفرانس آشتی ملی در عراق اصرار كند و تلاش كند كه این كنفرانس تا زمان محقق شدن اهداف خود كه در راس آن انجام برخی از اصلاحات و تغییرات در قانون اساسی است به پایان نرسد. سناریوی دوم شامل تشكیل و برگزاری كنفرانس كشورهای هم جوار عراق متمركز میشود. این كنفرانس باید با حضور كشورهای مهم و استراتژیكی چون ایران، عربستان، اردن، سوریه وتركیه برگزار و تشكیل شود. این كشورها برغم آنكه خواهان متحقق شدن طرحهای آمریكا در عراق و موفقیت نیروهای آمریكایی در این كشور نیستند و بیشتر تمایل به شكست آمریكا در عراق دارند اما از تشكیل یك عراق بحران زده و پر هرج و مرج نگرانند .طرح و سناریوی سوم به تعیین جدول زمانی مشخص برای خروج نیروهای آمریكایی از عراق متمركز میشود. دولت بوش براساس این طرح باید به دولت مالكی تبیین كند كه میان گفت و گو برای تعیین جدول زمانی مشخص جهت خروج نیروهای آمریكایی از عراق و تعیین زمان كاملا معینی برای خروج این نیروها از این كشور تفاوت وجود دارد. در صورتی كه آمریكا گفت و گوهای خود برای تعیین جدول زمانی مشخص جهت خروج از عراق را با دولت مالكی اتخاذ كند این فرصت برای بسیاری از گروههای داخلی عراق ایجاد میشود كه با اتخاذ سیاست گفت و گوهای سازنده و شفاف بسیاری از اختلافات سیاسی موجود پایان دهند.
در روزهای اتی اما انتظار میرود كه با نزدیك شدن انتخابات میان دورهای و همزان تشدید تلاشهای محافظه كاران برای برقراری نوعی نظم موقت و ارامش نسبی ولو كوتاه مدت، صحنه سساسی عراق بیش از آنكه متاثر از موازنه قوا و درگیریهای داخلی باشد از برهم كنش نیروهای مختلف در درون ساختار سیاسی آمریكا تاثیر پذیرد. فارغ از نتیجه حاصله اما از هم اكنون میتوان انتظار داشت كه پیروز انتخابات میان دورهای گروهی است كه در اذهان عمومیآمریكا بتواند راهی برای خروج این كشور از گرداب عراق بیابد. عراق خوانی است كه بدون گذر از آن هیچ حزب و گروهی موفق نخواهد شد برای خود جایگاهی محكم و ثابت در ساختمانهای مجلل مجلسین آمریكا بیابد.