تيم ملی، استقلال و حيرت آسيا
به گزارش آفتاب نیوز، 
بهتر است روده درازی نكنیم و با یك عبارت ساده لپ مطلب را بنویسیم: تیم استقلال و تیم ملی هر كدام یك مربی تمام وقت و ششدانگ میخواهند و امیر قلعه نویی هم فقط یك نفر است و نمیتوان از او انجام دو كار سنگین را تقاضا كرد و منتظر نتیجهگیری هر دو تیم هم بود.
آنها كه گمان میكنند قلعه نویی بیكار است و پس از روز 24 آبان در پایان بازی ایران - كره میتواند در خدمت استقلال باشد لابد بویی از فوتبال نبردهاند. چرا كه زیرك و هوشیارتر از همه این عزیزان مبتكر و خلاق در دنیا زیاد است و اگر چنین روشی كارایی داشت، تمام مربیان بزرگ دنیا اكنون دو شغله بودند و از هر مربی دو تیم استفاده میكرد تا به قول معروف رست مربیان كشیده شود و تمام علم و عملشان مورد بهرهبرداری قرار گیرد و چیزی از دست نرود!
یك مربی در هر تیم فوتبال قبل از هر چیز باید روی كار خود تمركز داشته باشد، وقت بگذارد و تمام هوش و حواسش را برای موفقیت آن تیم به كار گیرد در غیر این صورت آش در هم جوشی را روی اجاق خواهد برد كه سرانجام قابل مصرف نخواهد بود و جز دل درد و دردسر ره آوردی نخواهد داشت.
این قحطی فكر است:نضج گرفتن این فكر كه قلعه نویی به استقلال بر گردد، قبل از هر چیز بار دیگر این واقعیت را به رخ میكشد كه قحط الرجال در فوتبال ایران یك مساله جدی است و تیمی مثل استقلال با بیش از نیم قرن تجربه –تبلیغی كه برای آن نجاری قدیمی انجام میدهند - و داشتن دهها و بلكه صدها بازیكنتر از اول داخلی، آسیایی و بینالمللی هنوز نتوانسته یكی از این صدها نفر را به مقام مربیگری برساند.
بنابراین باید روی این عقیده استقلالیها كه معتقد هستند فقط استقلالی باید مربی استقلال باشد خط بطلان كشید.مشكل قحط الرجال در پهنه مربیگری ایران البته چیزی نیست كه من و شما از آن بیاطلاع باشیم.
وقتی فدراسیون فوتبال، كمیته مربیان و سایر نهادهایی كه در زمینه پرورش مربی مسوِول هستند، هرگز حاضر به پاسخگویی در زمینه فقر مربیگری در ایران نیستند، چرا باید انتظار داشته باشیم كه از در و دیوار برای استقلال و تیم ملی مربی ببارد!
مشكل روزی حاد شد كه تیم ملی ایران بعد از جدایی برانكو ایوانكوویچ به ناگهان دید كه مربی ندارد و فركی و شاهرخی حتی پس از سالها حضور در تیم ملی قادر به مدیریت كردن تیم در كوتاه زمان باقیمانده تا آغاز مسابقات مقدماتی جام ملتها نیستند. بنابراین قلعه نویی را صدا زدند تا به طور موقت در تیم ملی سرمربیگری كند.
بنابراین فدراسیون فوتبال جدید بار دیگر یك غلط بزرگ را مرتكب شد و حاضر نشد حتی به یكی از جوانترین و موفقترین مربیان كشور عنوان رسمی سرمربی تیم ملی را اعطا كند و حالا هم نباید منتظر بود تا قلعه نویی رفتاری بهتر از این با صمد مرفاوی داشته باشد.
مرفاوی امروز تحت عنوان سرمربی تیم استقلال فعالیت میكند، اما قلعه نویی با حمایت و موافقت مدیران استقلال عملاً با تحقیر مرفاوی و كنار زدن او میخواهند استقلال را در رقابت های قهرمانان باشگاههای آسیا به موفقیت برسانند و در عین حال تیم ملی ایران را هم آماده مسابقات جام ملتهای آسیا كنند. زهی خیال خام!
قلعه نویی مربی جوان و موفقی است و باید بسیار به او میدان داد، از نظر مالی شارژش كرد و همیشه او را روی آنتن نگه داشت اما او چه دارد كه میتواند به طور همزمان دوتیم را در آسیا به مقام و عنوان برساند و تمام آسیاییها هم بنشینند و تماشا كنند؟ آیا در ایران دیگر چنین اعجوبهای یافت نمیشود؟
اگر امروز و پس از انجام 4 بازی با تیم ملی به امیر قلعه نویی چنین اعتقادی پیدا كردهایم كه همان سرمربی موقت بیحكم تیم ملی را به ناگهان میتوان فرا سرمربی استقلال و در آن واحد سرمربی تیم ملی ایران دانست، شاید بدون این 4 تا بازی هم بتوان روی مرفاوی، زرینچه، پیوس، استیلی، شیرمحمدی، صادق ورمزیار، غلامرضا برهانزاده و ... حساب كرد. وقتی حساب كردن اینقدر چتكهای و بیحساب است، پس چرا معطل هستید!
منبع: جهان فوتبال