نيمكت استقلال و نامهای بزرگ!
به گزارش آفتاب نیوز، 
مدیران استقلال طی سالهای اخیر بلافاصله پس از هر ناكامی در عرصه رقابتهای باشگاهی بیمحابا و هیجان زده، یك نام بزرگ و جذاب را بر زبان میرانند و اینگونه مكنونات قلبی خود را فاش میكنند.
هر كس فراخور علاقه شخصی و البته آشنایی با فوتبال روز دنیا نامی را مطرح میكند. نامهایی كه البته همگی در رویا كاندیدای رهبری استقلال هستند و هیچكدام جنبه عینی و واقعیت ندارند! نامهای بزرگی كه هیچ قرابتی و نزدیكی به هم ندارند و همین تشتتآرا و عقاید نشان میدهد كه هیچ بررسی و مطالعه و تحقیقی روی گزینههای فوق صورت نگرفته و همگی جنبه تبلیغاتی و ماورایی داشتهاند.
ناكامی تلخ و شكست خردكننده برابر سایپا در بازی فینال نیم فصل دوباره همان پرونده راكد قدیمی را به جریان انداخته. اینبار در یك حركت انتحاری و در راستای جو هلندی غالب بر فوتبال دنیا، نام رودی كرول و رودگولیت مطرح شده. مردانی كه در خوشبینانهترین حالت ممكن حتی برای 24 ساعت نیز به ایران سفر نخواهند كرد!
صرفنظر از این كه حضور این دو مربی بزرگ هلندی بودجه كلانی میخواهد كه باشگاه استقلال از پرداخت آن ناتوان است و هرگز نمیتواند نظر این دو را از لحاظ مالی تامین كند، اوضاع نابسامان و آشفته آبیها هرگز فرصتی را برای حضور یك مربی خارجی فراهم نمیكند. در حقیقت حضور یك مربی خارجی نیازمند ایجاد یك بستر مناسب و رعایت یكسری از موِلفههاست كه در حال حاضر استقلال از آن بیبهره است.
وضعیت مبهم مدیرعامل و اعضای هیات مدیره پس از بازگشت دوباره آبیها به دامان سازمان هرگز فرصتی برای فكر كردن به این پروژه بزرگ باقینخواهد گذاشت. از سوی دیگر امیر قلعهنویی بهعنوان رئیس سازمان فوتبال آبیها هرگز حضور یك غریبه بزرگتر از خود را در استقلال برنمیتابد. آنچه در حقیقت كلید ماجراست.
دغدغههای بیپایان باشگاه استقلال در حالی بزرگترین مانع برای حضور یك مربی خارجی محسوب میشود كه حتی در صورت رفع آنها نیز نمیتوان به حضور نفراتی چون رودی كرول و رودگولیت دل بست.
صرفنظر از آزادیهای فردی و اجتماعی كه پای هر مربی خارجی را برای حضور در ایران سست میكند، اوضاع متشنج و نابسامان سیاسی خاورمیانه معضلی است كه به هیچوجه نمیتوان آن را كتمان كرد و همین یك تهدید بزرگ برای هر خارجی غریبه با شرایط است.
تحریم تسلیحاتی ایران توسط شورای امنیت در كنار وضعیت متشنج و بحرانی عراق فضا را ناامنتر و بغرنجتر كرده، بهگونهای كه كمتر غریبهای حاضر میشود در ایران كار كند. آن هم غریبهای كه در بطن شرایط كاملاً آرام و متفاوت اروپا زندگی میكند.
از سوی دیگر شرایط رودیكرول و بهویژه رودگولیت بهگونهای است كه كمتر رغبتی برای كار در آسیا دارند و در خوشبینانهترین حالت شاید و فقط شاید حاضر به پذیرش رهبری یك تیمملی در آسیا خواهند شد. آنها در ماركت جهانی یك موقعیت ویژه دارند و حاضر نخواهند شد آن را بهخاطر چند دلار وسوسه انگیز بهخطر بیندازند. كار در باشگاههای عقبمانده و محجور آسیایی آنها را از تحولات و شرایط روز فوتبال دنیا عقب میاندازد و این خسران كوچكی نیست.
بهویژه این كه این باشگاه آسیایی در ایران فعالیت كند. جایی كه فقر امكانات، سازماندهی و مدیریت بیداد میكند. آخرینبار نام رودیكرول هنگامی مطرح شد كه آریهان برای هدایت پرسپولیس به ایران آمده بود و سران باشگاه استقلال برای عقبنماندن از رقیب سنتی نام رودیكرول را مطرح كردند. آنچه از حقیقت هیچنشانی نداشت و تنها یك مانور تبلیغاتی پوچ و بیهوده به نظر میرسید.
این بار نیز حقیقت چیز دیگری است. رودی كرول و رودگولیت هرگز به ایران نخواهند آمد و حتی برای پذیرش رهبری تیمملی ایران نیز بیمیل و بیتفاوت هستند. انتشار خبرهای فوق تنها جنبه رویا و فرافكنی دارد. آنچه كه حتی مدیران باشگاه استقلال نیز آن را باور نمیكنند و تنها برای سرگرمی و تفریح آن را مطرح میكنند!
منبع: جهانفوتبال