چرا اتیوپی به سومالی حمله کرد؟
به گزارش آفتاب نیوز، 
اما سومالي چرا و چگونه به اين وضعيت رسيد و به كشور بدون دولت و يا گاهي هم چهار دولت تبديل شد. براي بررسي بهتر اين پديده بايد موضوع را از چند ديدگاه مورد توجه قرار داد تا به ريشه وضعيت كنوني اتيوپي دست پيدا كرد.
پس از آنكه در ابتداي دهه 90 رژيم نظامي محمد سياد باره در سومالي سرنگون شد، انتظار بر آن بود تا اين كشور به سرانجام جمهوريگرايي برسد و انتخابات آزاد در آن برگزار شود اما دخالت مستقيم برخي از قدرتهاي غربي و همسايگان سومالي باعث شد تا اين كشور چند قبيلهاي در منطقه شاخ آفريقا با تجهيز نيروهاي قبيلهاي خود راهي موگاديشو شوند و عملا شهر را به دو قسمت تقسيم كنند و هر كدام در يك قسمت شهر حكومتي باب ميل خود برقرار كرده و در ساير مناطق هم نيروهاي قبيلهاي به جان هم افتادند و هر قبيلهاي توانست شهري و منطقهاي را به كنترل خود درآورد. در اين ميان آمريكا كه نتوانسته بود با كمك هم پيمانان سوماليايي خود كشور را به كنترل درآورد به بهانه برقراري نظم و تهيه مقدمات برگزاري انتخابات به اين كشور لشكر كشيد كه با مقاومت شديد مردم اين كشور مواجه شد و به ناچار موگاديشو را ترك كرد و پايگاهش را هم بست. اما عدم حضور فيزيكي آمريكا باعث آن نشد تا دست از اين كشور با موقعيت حساس استراتژيكي بردارد. بنابراين با دخالتهاي گاه و بيگاه و كمك به بزرگان جنگسالار سومالي سعي زيادي در بازگشت داشت، امري كه باز هم محقق نشد.
در اين ميان سومالي با گسترهاي بالغ بر 600 هزار كيلومتر مربع در اواخر دهه 90 شاهد چندين دولت در خود بود. در غياب يك حكومت مركزي قوي ابتدا در شمال اين كشور جمهوري ارضالصومال ( somali land ) پا به عرصه وجود گذاشت و براي خود رئيسجمهور، نخستوزير، پارلمان و كابينه به هم زد و در جنوب آن جمهوري پونت ( pont land) شروع به ميدانداري كرد و در موگاديشو هم دو تن از بزرگ ترين فرماندهان نظامي هر كدام براي تصرف كامل پايتخت گاه ميجنگيدند و گاهي هم صلح ميكردند.
اما در سال 2004 اتفاقات تازهاي در اين كشور افتاد. با تلاشهاي اتحاديه آفريقا و سازمان ملل و برگزاري چندين كنفرانس، گروهي از نخبگان سوماليايي در نايروبي جمع شدند و آنها، دولت موقت انتقالي را تشكيل دادند و چند تن از فرماندهان شبهنظامي نيز نيروهايشان را در اختيار اين دولت قرار داده تا به اين ترتيب پس از 14 سال بيدولتي سومالي بتواند آينده خود را تامين كند.
آنچه ميتوانست اين دولت را با عدم موفقيت روبهرو سازد عدم هماهنگي برخي از جنگسالاران و در پي آن ظهور نيروي جديدي در سومالي بود كه از شهرهاي جنوبي سر برآورده بود. گروهي كه خود را اتحاديه دادگاههاي اسلامي ميناميدند در اواخر سال 2005 كار توسعه نفوذ خود را شروع كردند و در ارديبهشت سال جاري پس از آنكه موگاديشو را به تصرف خود درآوردند راهي ديگر نقاط كشور شدند تا بيشتر مناطق را به كنترل درآورند. به اين ترتيب آوازه حكومت اسلامگراها در شاخ آفريقا طنينانداز شد.
عقبنشيني سريع و همهجانبه نيروهاي دولت انتقالي و تاكيد بر اين شايعه كه آنها افراد فراري القاعده را راه دادهاند باعث حساسيت آمريكا شد. اين حساسيت، امروز نتيجهاش مشخص شده است؛ هجوم همهجانبه ارتش اتيوپي آن هم به چند دليل:
1- اتيوپي بر آن است تا شكستهاي دوران سيادباره را جبران كند و از اين طريق بر مشكل تاريخي خود سرپوش گذارد.
2- اتيوپي داراي جمعيت قابل توجه مسلمان است؛ جمعيتي كه در صورت سركار آمدن يك رژيم اسلامگرا در سومالي ميتواند براي اتيوپي دردسرساز شود.
3- اتيوپي ميگويد دولت اريتره از اسلامگراها حمايت ميكند، كشوري كه پس از مبارزهاي طولاني توانست استقلالش را به دست آورد و عملا دسترسي اتيوپي به دريا را مسدود سازد، بنابراين جنگ در سومالي براي اتيوپي جنبه حيثيتي دارد.
4- آمريكا با نشان دادن چراغ سبز به آديس آبابا، آن را وادار به دخالت در سومالي كرده است تا بهزعم خود از روي كار آمدن يك دولت اسلامگرا كه ميتواند اعضاي القاعده را پناه دهد، جلوگيري كند.
5- جنگ حاضر در سومالي جنگ ميان مسيحيان و مسلمانان است، بنابراين حمايت از دنياي مسيحي براي غرب واجب است.
6- در صورت روي كار آمدن دولتي جديد در سومالي كه از حمايت آديس آبابا برخوردار باشد، دسترسي اين دولت به دريا از طريق سومالي بسيار آسانتر خواهد بود.
اما بايد گفت با وجود تمام اين دلايل، جنگ در دروازههاي موگاديشو سرنوشت نهايي را رقم خواهد زد، بايد ديد كداميك از طرفين قدرت مانور بيشتري دارند. به نظر ميرسد فاجعه نزديك است؛ آن هم زماني كه آمريكا و انگليس از صدور قطعنامه براي پايان دادن به درگيريها در سومالي خودداري ميكنند.