به گزارش آفتاب نیوز، 
از آن روزها سالهاى متمادى گذشته و اندك اندك تيرها بر بدن نحيف اين قرمزپوش هميشگى وارد آمد و ضعيف و ضعيف تر شد. ديگر تعصب در ميانشان معنايى ندارد و پول و حرفهاى شدن جايش را گرفته، عدهاى مىگويند در فوتبال امروز تعصب جايى ندارد و عده ديگر سر در گريبان فرو بردهاند و فقط نظارهگر تغيير نسلهايى هستند كه هيچ ويژگى جديدى را براى به وجد آوردن ندارند. نمىدانم بازيكنان امروزى فوتبال ايران كه نام هركدامشان را يك تريلى هم نمىكشد، بازى چلسى و آرسنال را ديدند؟ - كه مطمئناً عدهاى كم ديدهاند!
- كاش مىديدند كه چگونه جان ترى با آن همه رسيدن به اوج افتخار و غرق شدن در ماديات و توجه رسانههاى گروهى بر سر تصاحب توپ با سر كه آسيب پذيرترين نقطه بدن است به سمت دروازه حركت كرد و حريف با لگد بر سرش نواخت، ترى بيهوش شد و از شدت جراحات به بيمارستان منتقل شد اما آنچه در اذهان ماند «تعصب» و از خودگذشتگى يك بازيكن براى پيراهن و هوادارانى است كه پول مىدهند تا فوتبال ببينند.
به دنيزلى نمىتوان خرده گرفت كه چرا پرسپوليس به اين روز افتاده است. حسين بادامكى چرا تا به اين حد ضعيف و تن پرور شده است و حركتى براى تصاحب توپ ندارد، پژمان نورى كه زمانى قوىترين گلادياتور پرسپوليس بود اين روزها به بازيكنى بىدقت، مغشوش، دستپاچه و با قدرت بدنى كم تبديل شده، ابوالفضل حاجى زاده را كه همه ما ديدهايم تا چه حد در آسيب پذيرترين خط دفاع پرسپوليس بد بازى مىكند و هيچ ميل و انگيزهاى براى درگير شدن و تصاحب توپ ندارد. اما راستش نمتوان به دنيزلى خرده گرفت چرا معدنچى اينگونه توپها را از دست مىدهد و بلاى جان قرمزپوشان پايتخت و هوادارانش شده است.
ما هم بر سخن دنيزلى تأكيد داريم: «بيا در مورد جام حذفى حرف بزنيم» كه ليگ برتر را هيچ اميدى نيست. بازيكنان بىدقت و بىانگيزه ليگى پرسپوليس هيچ شور و انگيزهاى براى بردن و پيشرفت ندارند.
بايد براى كادر فنى پرسپوليس تأسف خورد كه مدتهاست از جاسوس بازيها و انتقال اطلاعات تمرين توسط بازيكنان به دلالان و مديران برنامهها (!) خبر دارد اما نمىتواند كارى كند؛ اگر اين مشكل همچنان ادامه داشته باشد شك نكنيد كه جام حذفى هم دور از دسترس خواهد بود و بايد منتظر حرف جديدى از افندى باشيم: «بيا در مورد فصل بعد بگوييم!»
دنيزلى از اين رو مىگويد در مورد نتايج تيماش هيچ دليلى نمىبيند چون دلايلش قابل اثبات نيست و هيچ عزمى هم در تيم و مديرانش براى برخورد با آن وجود ندارد. از مديرعاملى كه حاضر مىشود به جاى على دايى از داريوش رضاييان و براى حفظ كاظميان ناگهان مسعود زارعى را بياورد نبايد زياد انتظار داشت چرا كه نشان داده راحت تأثير مىپذيرد و خيلى راحت هم غير قابل نفوذ و يكدنده مىشود!
حتى اگر بازيكنان پرسپوليس براى خود شانسى قايل باشند اما ليگ برتر براى آنها با اين بازيها و اين نمايش هيچ شانسى قايل نيست و دنيزلى بايد براى ۴ بازى جام حذفى برنامه ريزى كند و عوامل تهديدكننده را از تيم دور كند. رسيدن به خوشبختى و آسيا فقط به ۴ بازى بسته است و دنيزلى بىجام در ايران هنوز هم براى شكستن طلسمش شانس دارد.
او مىتواند همانند آرى هان عمل كند و از بازيهاى ليگ به عنوان مسابقات تداركاتى براى جام حذفى سود ببرد و سيستم لازم را پياده كند. ديروز پرسپوليس تن رنجور و مريضى داشت و اين ويروس در بيشتر بازيكنان ديده شد، وقتى رنگ قرمز به پايان مىرسد ديگر نمىتوان انتظار روشنايى داشت.