«رسالت» با انتقاد از سخنان خاتمی در مشهد مطرح کرد:
حضور دومخردادیها در معادلات سیاسی ممکن نیست!
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: روزنامه «رسالت» در سرمقاله شماره روز دوشنبه پنجم آذرماه خود، به انتقاد از سخنان «سید محمد خاتمی» در جریان سفر اخیر به مشهد پرداخته است.
این روزنامه مینویسد: جناب حجتالاسلام سيد محمدخاتمى در يک ميتينگ سياسى - تبليغاتى در مشهد با توسل به احتجاجات و استدلالاتى صحيح و سقيم نتيجه گرفته است «حکومت اسلامى در صورتى مشروع است که مورد رضايت ، راى وخواست مردم باشد». وى در ادامه مدعى شده است «متاسفانه امروز برخى مىگويند ما جمهورى نداريم ، راى مردم ارزش ندارد و...».
نویسنده میافزاید: صرف نظر از جنبههاى تئوريک بحث به نظر مىرسد براى جناب خاتمى وجهه تبليغاتى طرح اين موضوع اهميت داشته و ايشان با بيان گزارههاى شعارگونه چون «عدالت توزيع فقر در جامعه نيست» ، «دروغ گفتن به مردم بدترين نوع فساد است» و... عملا سعى کرده کارگزاران فعلى در دولت و مجلس را مورد خطاب قرار دهد واين گونه وانمود نمايد که آنان مقبول مردم نيستند. البته از نوکيسهگان سياسى بعيد نيست زمانى که در خارج از قدرت هستند کارگزاران حاکم را به فقدان مقبوليت محکوم کنند اماچنين رفتار سياسى ازآقاى خاتمى که دو دوره در اين نظام رئيس جمهور بوده است، بعيد به نظر مىرسد.
رسالت ادامه میدهد: روحيه مردمگرايانه دولت نهم و مجلس هفتم در دوره کنونى بهطور بىسابقهاى اين دو قوه را مستظهر به حمايت عمومى نموده وافکار عمومى به واسطه اخلاق حکومتى اصولگرايانه طعم متفاوت مردمگرايى دينى را از دموکراسى غربى چشيدهاند. مردمگرايى دينى ترجمان اين بخش ازنامه حضرت اميرالمومنين(ع) به مالک اشتر نخعى است که «دوست داشتنىترين چيزها در نزد تو، در حق ميانهترين و در عدل فراگيرترين و در جلب خشنودى مردم گستردهترين باشد که همانا خشم عمومى مردم خشنودى خواص را از بين مىبرد اما خشم خواص را خشنودى همگان بىاثر کند».
سرمقالهنویس این روزنامه صبح با بیان اینکه «جناب خاتمى خود راخط امامى مى داند و مبانى کلامى وفقهى حضرت امام (ره) نيز در باب حکومت کاملا روشن است»، میافزاید: جاى بسى تعجب است که چگونه ايشان با توسل به استدلال امام رضا(ع) در نپذيرفتن ولايتعهدى مامون نتيجه مىگيرد که چون حکومت مامون انتخابى نبود، ايشان از حضور درحکومت استنکاف کردند.
نویسنده تاکید دارد: مردم وآراى آنها در حکومت اسلامى از جايگاه ويژهاى برخوردارند اما ترديدى نيست که مشروعيت از جانب خداست. امام رضا(ع) در حديث شريف و مشهور سلسله الذهب مىفرمايد:«خداوندفرمود: لا اله الا الله دژ من است وهر که به دژ من در آيد از عذاب من ايمنى مىيابد». سپس در ادامه فرمود:«به شروط آن و من از جمله شروط آنم »در واقع حکومت حق ذات اقدس الله است که به واسطه قاعده لطف به رسول الله (ص)،ائمه اطهار(ع) و ولى فقيه در دوران غيبت تفويض شده است.
رسالت تاکید دارد: جناب خاتمى با کمک ازاعوجاجات مفهومى عملا درتوجيه دموکراسى غربى گام برمىدارد و در نظام معنايى سياسى که در ذهن ايشان شکل گرفته هيچ برترى ويا حداقل تمايزى بين جمهورى اسلامى در قالب مردمسالارى دينى ودموکراسى غربى نيست. از سويى تجربه دوره 8 ساله دوم خرداد نشان داد که دال کلان مردم در اظهارات رهبران اصلاحات بازتاب واقعيات اجتماعى ايران نيست و بر مدلول عينى مردم مسلمان کشور دلالت ندارد.
این روزنامه در ادامه انتقادات خود از خاتمی مدعی شد: درگفتمان معنايى دوم خردادىها اگر مردم به کسى غير از آنها روى آورند، ديگر نمىتوان به آنها عنوان مردم را اطلاق نمود!در واقع مردمسالارى دوم خردادى بيش از مردمگرايى دينى به اليگارشى اليتيستى شباهت دارد که به سرعت نيز در افکار عمومى جامعه با واکنش مواجه مىشود.
رسالت در ادامه این مطلب را مطرح میکند: « با اين تحليل فلسفى از نظام سياسى جمهورى اسلامي، دوم خردادىها قادر نخواهند بود بهعنوان يکى از اضلاع رقابت وارد معادلات سياسى کشور شوند. جريان اصلاحات بايد باز تعريفى از مبانى تئوريک خود به افکار عمومى کشور ارائه دهد.