نقد و نسیه «آناپولیس» از نگاه ولایتی
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: دكتر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل و وزیر خارجه اسبق كشورمان در آستانه تشكیل اجلاس آمریكایی آناپولیس آنرا شكست دیگری در طرحهای آمریكا برای نجات رژیم صهیونیستی از گردابی كه در آن گرفتار شده دانست و گفت: آمریكائیها در عین حال به دنبال گرفتن امتیازاتی از محمود عباس هستند ولی ملت فلسطین و جهان اسلام امكان چنین باجگیری را به آنان نخواهد داد. ولایتی معتقد است آمریكا و رژیم صهیونیستی در همه نقاط خاورمیانه مستاصل شدهاند زیرا افكار عمومی جهان عرب امروز بیش از هر روز دیگری مخالف آنهاست و قرینهسازی كنفرانس مادرید نیز نخواهد توانست آنها را در شوی سیاسی آناپولیس نجات دهد. متن اظهارات ولایتی به نقل از شماره روز سهشنبه ششم آذرماه روزنامه جمهوریاسلامی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم اجلاس آناپولیس به لحاظ قرینه سازی چیزی شبیه كنفرانس مادرید است . هدف از برگزاری این كنفرانس این است كه یك صلح پایدار بین اسرائیلی ها و فلسطینی ها ایجاد كنند ولی به دلایل گوناگون در این اجلاس به هدف خودشان نخواهند رسید.
اولین دلیل این است كه یك طرف قضیه فلسطینی ها هستند.
فلسطینی ها با اجلاس آناپولیس موافق نیستند حتی حاكمیت فلسطینی دو دسته هستند. حاكمیت غزه كه حماس است و مخالف سرسخت اجلاس آناپولیس است و یك حاكمیت ساحل غربی كه آقای محمود عباس است . در همین ساحل غربی نفوذ مردمی حماس از فتح بیشتر است . این معنایش این است كه بخش اعظم از فلسطینی ها اعم از مردم و حاكمیت با اجلاس آناپولیس مخالف هستند می ماند آقای « محمود عباس » و « صلاح فیاض » و بعضی از اعضای كادر بالای فتح كه به این اجلاس رضایت داده اند. بنابراین اجلاس آناپولیس پشتوانه مردمی ندارد. نتیجه می گیریم كه این اجلاس هم مثل بقیه طرحها مثل نقشه راه كنفرانس صلح مادرید اسلو كمپ دیوید 2 واشنگتن و ... به جایی نخواهد رسید.
دلیل اول این بود كه مردم فلسطین كه گرداننده مقاومت هستند اینها اكثریتشان با اجلاس صلح آناپولیس موافق نیستند. ممكن است در كشور دیگری حكومتی بیاید توافق نامه ای را امضا بكند و عملا توافق نامه امضا شود به علت اینكه مردم آن كشور در صحنه نیستند خیلی هم دستشان برای رفراندوم باز نیست و انگیزه هم ندارند. اما در فلسطین این طور نیست.
اگر مقاومتی وجود دارد توسط مردم است. اگر امتیازی آمریكاییها احتمالا میخواهند بدهند كه نمیدهند و دارند ظاهرسازی میكنند و یا اسرائیلی ها می خواهند بدهند كه نمی دهند و ظاهرسازی است به خاطر مقاومت مردم فلسطین است والا سرنوشت حكومت گران فلسطین مثل گذشتگانی بود كه قبل از انتفاضه اسرائیلی ها و آمریكایی ها با آنها از موضع بالا برخورد می كردند.
علت اینكه امروز به دنبال این هستند كه نظر محمود عباس را جلب كنند و كشورهای عربی را به كمك بطلبند به واسطه این است كه مردم فلسطین قدرتمندانه در صحنه هستندو رژیم اسرائیل حریف اینها نمی شود. بنابراین اگر كسی از حكومت فلسطین رفت با اسرائیلی ها قراردادی را بست و اكثریت مردم ناراضی بودند این در صحنه عمل عملی نخواهد شد. این اولین دلیل شكست قطعی این اجلاس است.
نكته دوم این است كه مردم جهان عرب با چنین وضعیتی با چنین طرحهایی مخالفند. حالا به دلایل عمومی كه مربوط می شود به كل مذاكرات فلسطینی ها با اسرائیلی ها كه دلایل اختصاری آن را عرض می كنم . برای اولین بار در تاریخ تاسیس رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی مطرح كرده اند كه نه تنها حكومت محمود عباس رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد بلكه اسرائیل را به عنوان یك حكومت یهودی باید به رسمیت بشناسد! تا به حال چنین شرطی از طرف رژیم صهیونیستی مطرح نشده بود.
اگر چنین چیز خطرناكی اتفاق بیفتد و محمود عباس به آن تن بدهد معنایش این است كه حداقل در داخل سرزمینهای اشغالی 1327 مسیحیان و مسلمانان فلسطینی كه عددشان هم كم نیست و قریب یك میلیون و 200 هزار نفر فلسطینی در داخل این سرزمینها هستند اینها دیگر حقوق شهروندی خودشان را به عنوان شهروند فلسطینی از دست می دهند و اگر آنجا بمانند به عنوان مهاجر میهمان هستند و هرگاه اسرائیل اراده كند از آنجا اخراجشان می كند.
اشكال بعدی این است كه موضوع بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمینهای مادری شان كه براساس قطعنامه 194 مجمع عمومی سازمان ملل در اواخر دهه 40 تصویب شد این نیز منتفی می شود و مطلب دیگر اینكه باید گروه فلسطینی شركت كننده در مذاكرات تعهد بدهند كه با مقاومت و مبارزین فلسطینی مقابله بكنند و جلوی انتفاضه را بگیرند. این مجموعه چیزهایی است كه اسرائیل از اینها در ابتدای كار می خواهد.
اینها همه نقد است. اما آن چیزی كه وعده كرده به اینها بدهد نسیه است. ببینید چه چیزی قرار است به اینها بدهند. اسرائیل می خواهد حق فلسطینی ها را برای تشكیل یك دولت بپذیرد. یعنی اسم این سلطه كنونی تبدیل می شود به دولت ! اما اینكه محدوده این دولت چیست و كجاست در یك كنفرانس بین المللی دیگری تعیین می شود. یعنی حواله دادن فلسطینی ها به امر نامعلومی كه مشخص است انتهایش چه خواهد شد. فلسطینی ها در ابتدا هرچه داشته اند نقد می دهند و چیزهایی را فقط نسیه می گیرند.
اگر فلسطینی ها جلوی مقاومت مردمی را نگیرند و یا نتوانند بگیرند همین موضوع باعث طلبكاری اسرائیلی ها می شود و از اجرای مراحل بعدی تعهدات شانه خالی می كنند. در نتیجه عملا امضایی از فلسطینی ها می گیرند و دولت یهودی اسرائیلی را به رسمیت می شناسند از حق بازگشت آوارگان صرف نظر می كنند اما در مقابل هیچ چیز به دست نمی آورند.
دولتهای عرب را آمریكایی ها به اشكال مختلف تشویق كردند كه در آناپولیس شركت كنند ولی یقینا بسیاری از دولتهای عرب این را نخواهند پذیرفت و اگر بعضی از كشورهای عرب بخواهند این را بپذیرند از ترس اعتراضات مردمی این كار را نخواهند كرد.
ممكن است كه در نهایت بیانیه ای در آناپولیس داده شود و اعلام كنند كه ما موفق شدیم و یا قدم اول را برداشته ایم و در قدم اول موفق بوده ایم اما به نتیجه محتوایی كه نفع اسرائیل یا آمریكا داشته باشد نخواهد داشت. بنابراین از حالا معلوم می شود كه كنفرانس در حل و فصل مسایل فلسطینی ها دچار مشكل شده است.
به فرض اینكه اعراب آنچه را كه اسرائیلی ها می خواهند امضا بكنند و آنچه كه اسرائیل به آنها وعده داده را بپذیرند اینها همه حرف است و روی كاغذ. این باید یك جور عملی بشود. در صحنه فلسطین . غیرممكن است مردم فلسطین چنین طرحهایی را بپذیرند. آن هم در زمانی كه رژیم اسرائیل در نهایت ضعف خودش است. اسرائیلی ها دو تا شكست خورده اند كه در تاریخشان بیسابقه است. یك شكست در لبنان بود . با سرافكندگی پس از 33 روز جنگ شكست را متحمل شدند و دوم متحدین و دوستان اسرائیل را از غزه حماس بیرون كرد و اسرائیل تاكنون هرچه تلاش كرده چه به لحاظ فشار اقتصادی و محاصره اقتصادی و چه به لحاظ فشار نظامی موفق نشده كه اوضاع را در غزه به نفع خود تغییر بدهد.
امروزه غزه به عنوان یك قطعه زمینی كه یك طرفش دریاست و یك طرفش سرزمین فلسطین است با وجود قریب 350 كیلومتر مربع وسعت و قریب 1 5 میلیون جمعیت تبدیل شده به دژی كه چند صد هزار مبارز در آن هست.
اكنون كار دست حماس است و چند صد هزار فلسطینی می توانند اسلحه به دست بگیرند. اسرائیل حریف چند هزار حزب الله در جنوب لبنان نشد با كدام نیروی زمینی اسرائیل می خواهد حریف چند صد هزار نفر رزمنده فلسطینی در غزه بشود. غزه ای كه از ستون پنجم دشمن خالی شده است غیرممكن است كه اسرائیل بتواند دو مرتبه نیروی نظامی خودش را برگرداند و غزه را اشغال بكند. مردم مقاومت خواهند كرد. حتی مردم داخل فلسطین اشغالی هم با طرح آناپولیس مخالف هستند. چون بحث دولت یهودی اسرائیلی به میان آمده است. معنای این طرح این است كه هیچ غیریهودی نمی تواند شهروند فلسطین اشغالی باشد.
در طول سالهای اخیر تحول بزرگی كه در داخل سرزمینهای اشغالی اتفاق افتاده این است كه تعدادی از كارهای میلیشیایی و مقاومتی در داخل سرزمینهای 1327 و در تل آویو اتفاق افتاده است. این خلی مهم است. این نشان می دهد كه آن 1 2 میلیون نفری كه در داخل فلسطین اشغالی هستند این طور نیست كه كاملا از دولت اسرائیل تبعیت كنند.
زمینههای مقاومت و انتفاضه وجود دارد و قوی هم وجود دارد. اینكه امروز اثری نمی بینید معنایش این نیست كه مقاومتی وجود ندارد. روزی كه حماس و جنبش جهاد اسلامی اراده كنند مقاومت به حركت درخواهد آمد در همان تل آویو و مناطق اشغالی . فلسطینی ها داخل و خارج سرزمینهای اشغالی 11 میلیون نفر هستند. به صورت تصاعد هندسی تعداد فلسطینی ها روز به روز افزوده می شود.
اجلاس آناپولیس یك شوی سیاسی است. اینكه سوریه حاضر نشد در كنفرانس شركت كند مگر اینكه موضوع جولان در مذاكرات مطرح شود و آنها پذیرفتند این درست نقطه مقابل آن چیزی است كه اسرائیلی ها طرح كردند. این نشان میدهد كه آمریكایی ها اسرائیلی ها را قانع كردهاند كه جولان را هم در متن مذاكرات بیاورند.
جولان علی رغم اینكه در مجلس اسرائیل به عنوان جزیی از اسرائیل به حساب آمده اما با قبول این مطلب معنایش این است كه از نظر حامیان اسرائیل هم موضوع مالكیت جولان قابل بحث و تردید است. چرا چنین امتیازی را به سوریه دادند خواستند تا همه اعراب را با خود داشته باشند. علاوه بر اینها برای حل مسایل لبنان نیز مجبورند نظر اعراب را جلب كنند.
آمریكایی ها در تلاش هستند بر مسایل لبنان نفوذ كنند. از عوامل موثر در امر لبنان سوری ها هستند. به این ترتیب سوری ها را به مذاكره آناپولیس بردند این یك نوع تلاش در جهت ایجاد یك تعامل با سوری هاست كه در قضیه لبنان كه مراحل بسیار حساسی را می گذارند یا سوریه را در كنار خود داشته باشند یا از میزان شدت واكنش های سوریه از كارهایی كه آمریكایی ها در لبنان می كنند كاسته شود.
موضوع عراق هم از موضوعات مطرح فعلی است. در حال حاضر آمریكایی ها در چند نقطه از جهان عرب درگیر هستند در عراق در لبنان در فلسطین در سومالی اینها درگیر هستند. در سودان در قضیه دارفو آمریكایی ها پرچمدار هستند. افكار عمومی جهان عرب امروز بیش از هر روز دیگری مخالف آمریكایی ها در جهان عرب هستند.
لبنان مراحل حساسی دارد. راه نجات لبنان توافق همه گروه ها بر سر یك رئیس جمهور است. هر لبنانی با هر عقیده ای اگر علاقه مند به منافع ملی لبنان باشد حتما باید به سهم خودش اولا باید تلاش كند كه یك رئیس جمهور متفق علیه انتخاب شود و در ثانی از ایجاد تنش در لبنان در چنین مقطع حساسی جلوگیری كند. چون اگر وضع لبنان به هم بریزد همه گروه های لبنانی ضرر می كنند. آمریكایی ها دنبال این هستند كه یك دولت مطلوب خودشان را در لبنان بر سر كار بیاورند. این مصلحت لبنان نیست.