سرویس اقتصادی- ایرانیان در طیف گستردهای در جامعه در حال حاضر اوقات دشواری را سپری میکنند؛ بسیاری تحریمهای امریکا را مقصر اصلی وضعیت ایجاد شده میدانند.
به گزارش آفتابنیوز؛ رادیو ان پی آر در گزارشی روایت شهروندان ایرانی آسیب دیده از تحریم را مطرح کرده است. این رادیو مینویسد: "کالاهای وارداتی با دشواری قابل تهیه هستند و بیمارستانها با مشکل در تامین تجهیزات پزشکی مواجه هستند. صنعت گردشکری تقریبا خشکیده و بسیاری سفر به خارج از کشور را فراموش کرده است.
اینها تنها بخشی از دغدغههای بسیاری از ایرانیان هستند که توسط "مرجان یزدی" عکاس خبری ایرانی در سوژههایش از مجموعه پرترههای ایرانی بازتاب یافتهاند.
"کاظم محبیان" رئیس یک بیمارستان خصوصی در یزد میگوید داروهای حیاتی بسیار نادر و گران شدهاند. او میگوید این موضوع به سبب تحریمهای امریکاست و بیمارستانها در تهیه تجهیزات مراقبتهای ویژه از جمله برای درمان بیماران مبتلا به کرونا دچار مشکل شدهاند.
همچنین، او باید راهی برای محافظت از ۶۰۰ پرسنل بیمارستان در برابر تحریمها پیدا کند. او میگوید بسیار ناراحت است چرا که به دلیل ملیتاش تمام ثبتنامهایش برای دسترسی به دارو و تجهیزات درمانی لغو میشوند.
"الهام فرهمند" مربی فیتنس است. او علاقه زیادی به کارش دارد و برای شغلاش به تهران، یزد و شیراز سفر میکند. او برای سفر به خارج از کشور پول پسانداز میکند و میخواهد در مسابقات بینالمللی در عمان شرکت کند. تحقق رویاهای او دشوارتر شده است چرا که ارزش ریال در حال کاهش است و کار او را سختتر کرده است. او مایل است دورههای آموزشی را برای افراد خارج از ایران برگزار کند اما محدودیت در مبادلات مالی پرداخت هزینه را از سوی مشتریان بینالمللی او غیر ممکن میسازد.
"علیرضا صابری" در شیراز زندگی میکند و برای کار به یزد و اصفهان سفر میکند. او مهندسی برق خوانده، اما به صورت حرفهای نجاری میکند. او با کنایه میگوید هدیه تحریم برایش رویاها و امید به فردایی است که همه سوختهاند. او میگوید افزایش سه برابری قیمت چوب به دلیل تحریمها، انحصار واردات در صنعت چوب و کاهش ارزش ریال، باعث ریزش در تعداد مشتریاناش شده است. مشتریان اصلی او اعضای طبقه متوسط هستند که اکنون با بحران اقتصادی قدرت مالیشان تضعیف شده است.
"علیرضا بیگی" تولیدکننده کابل و سیمهای فشار قوی میگوید احساس میکند فردی گیر افتاده در یک فضای بسته است و انگیزهاش را از دست داده است. شرکت او پیش از تحریمها مواد خام را از اروپا وارد میکرد اما اکنون مجبور است مواد با کیفیت پایین را از چین و هند وارد کند و محدودیت مبادلات مالی نیز تبدیل به مانعی برای او شده و مجبور است از طریق کشور ثالثی مانند دبی واردات را انجام دهد که هزینه کار را برایش افزایش داده است.
"شراره فرید" فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی از دانشگاه یزد است و میخواهد برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به کانادا برود. او چندین سال است که سخت کار میکند تا پس انداز کند. با این وجود، کاهش ارزش ریال، ارزش پس انداز او را کاهش داده است. تمام برنامهریزیهای او نیز در دوره شیوع کرونا به هم خورده است.
"نعیمه موسوی" که در پایتخت ایران زندگی میکند از زمان پیوند کلیه به مدت دو سال تحت درمان بوده است. او میگوید ترس تمام شدن دارو و محدودیت تجهیزات درمانی سایه سنگینی بر زندگی او انداخته است. او میگوید داروهای پیوند حیاتی و نادر هستند و وی از کمبود دارو میترسد.
"عنایت فاضلی" به همراه پدر و برادرش تجارت خانوادگی در زمینه فرش را در یزد اداره میکنند. مشتریان اصلی آنان گردشگران یا صادرکنندگان بودند. با این وجود، از زمان اعمال تحریمها از تعداد گردشگران به طرز چشمگیری کاسته شده و صادرات کالا نیز به چالشی برای او تبدیل شده؛ چرا که محدودیتهای انتقال پول به دلیل تحریمها ایجاد شده است.
"مهدی اشرف" متحصص بیناییسنجی است و مغازه عینک فروشی در یزد دارد. او میگوید برای من آینده تاریک و ناشناخته است و هر نوع برنامهریزی برای آینده ناممکن به نظر میرسد. او میگوید اکثر مشتریاناش ثروتمند هستند و تحریمها کار را برای وارد کردن محصولات تازه توسط او دشوار کرده است.
"سپیده هادی فر" اهل تهران، هشت سال پیش به بیماری ام اس مبتلا شد. او با قدرت تمام با این بیماری مبارزه کرد. اکنون، اما عدم واردات داروهای خاص کار را برای او دشوار کرده و مجبور است از داروهای جایگزین استفاده کند که کارایی داروهای اصلی را ندارند.
"مهرداد" نقاشی است که ده سال پیش در رشته نقاشی در مقطع فوق لیسانس فارغ التحصیل شد. او پس از حصول برجام با موج گردشگرانی مواجه شد که به ایران میآمدند. در نتیجه، استودیویی را در بخش توریستی شهر تاریخی یزد اجاره کرد تا آثار هنریاش را بفروشد. پس از اعمال تحریمها در دوره ترامپ از تعداد گردشگران سفر کرده به ایران کاسته شد. او میگوید هیچ نور امیدی را در آینده نمیبیند. او در فکر کنار گذاشتن نقاشی و یافتن شغلی تازه برای امرار معاش است.
"بلال خانی" بیش از ده سال راهنمای تور بود. او پس از تحریمها با کاهش سفر گردشگران به یزد مواجه شده است. او میگوید اکنون عصرها به پشت بام هتل میرود و غروب خورشید را تماشا میکند.
"مرتضی وکیل" داروسازی که داروخانه خود را چهار سال پیش افتتاح کرد. او اکنون میگوید افسرده شده و ناامید است. او میگوید آینده روشنی پیش رو نیست.
"حسین جلالیان" یکی از اولین کسانی است که در ایران کارخانه بو دادن قهوه را راهاندازی کرده است. با این وجود، او میگوید برای دریافت دانه قهوه باید از کشور دیگری مانند امارات واردات را انجام دهد که همین امر باعث افزایش هزینه و قیمت تمام شده محصول میشود.
"حسین حسینی" شاگرد یک قصابی در یزد میگوید قیمت گوشت قرمز افزایش یافته و بودجه مردم کفاف خرید آن را نمیدهد. او میگوید از تعداد مشتریانشان کاسته شده است.
"نوید پورحسینی" راننده تاکسی در استان کرمان است و مسافران را به نقاط مختلف ایران میبرد. او میگوید تقاضا برای تاکسی کاهش یافته و قیمت سوخت نیز افزایش یافته است. او میگوید هرگز نمیتواند به داشتن فرزند دیگری فکر کند تا زمانی که نتواند بهترین امکاناتی که میخواهد را برای فرزنداناش تامین کند. او میگوید پیش از تحریمها و به دلیل سفر گردشگران خارجی پول خوبی عایدش میشد و میتوانست برای اوقات فراغت همسر و دخترش پس انداز کند، اما اکنون مجبور به کاهش هزینههای زندگی شده و میگوید داشتن فرزند دوم را به دلیل آینده نامعلوم به تاخیر انداخته است".
















