پروپاگاندای دولتی؛ چالش جدی نظام جمهوری اسلامی
به گزارش خبرگزاری آفتاب،
آفتاب- ع.عبد: بیش از سه دهه پیش، اهداف ايجابی و اثباتیِ انقلابِ مردم ایران منجر به تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی بر مبنای اندیشههای رهبر فقید انقلاب حضرت امام (ره) گردید. آنچه که به وقوع پیوست جانشینی نظامی مردمسالار مبتنی بر زیرساختهای قوام یافته اسلامی به جای نظامی خودکامه و غربگرا بود.
در این نظام به تعبیر امام (ره) دیگر رأی مردم میزان سنجش و تعیینکننده بود و در عین حال به جهت دینی بودن، این نوع مردمسالاری از نظام لیبرال غربی نیز متمایز میشد.
نکته مهم اینجاست که این خطی که به رهبری امام شکسته شد مسیر سهل و ممتنعی نبوده و نیست. جاده مشارکت نیاز به همدلی و اصلاح دارد، صبوری و سعه صدر میطلبد تا قدم به قدم مشارکت سیاسی در عرصه نظام دینی نهادینه شود.
ارائه اطلاعات هماهنگ و جهتدار برای تأثیر گذاری بر نظام فکری توده مردم یکی از بزرگترین چالشهایی است که نظام مقدس جمهوری اسلامی با آن مواجه است.
هم اکنون که نظام جمهوری اسلامی دوران تثبیت خود را سپری مینماید، فرار به جلوی برخی مدیران ارشد اجرایی در ایامی که به انتخابات دور بعد خود نزدیک میشوند، برای بزرگنمایی نقاط قوت عملکرد و پرهزینه کردن فضای انتقاد از دولت برای رقبا منجر به ایجاد پروپاگانداهای دولتی در رسانهها و مراکز وابسطه به دولت میشود.
تبدیل به عرف نمودن دفاع متعصابه از شخصی و همتراز دانستن همه منتقدان وی با کفار و وطن فروشان، رویهای است که به جد میتواند مخل به مبانی نظام باشد.
پروپاگاندا نوعی از ارائه اطلاعات هماهنگ و جهتدار برای تأثیر گذاری بر عقاید و یا رفتارهای افراد یک جمعیت است. پروپاگاندا، تبلیغاتی در تضاد با ارائه آزاد اطلاعات میباشد که چنانچه توسط صاحبان قدرت استفاده شود، اگر با دید خوشبینانه، جزء مبانی اندیشهای ایشان نباشد، لاجرم پیروی از نظریههای ماکیاولی را برای حصول اهداف در پی خواهد داشت.
جوسازی ریشه در تاریخ کلیسای کاتولیک دارد. در قرن هفدهم میلادی اربابان کلیسای کاتولیک برای ترویج تفکر خود و تحقق اهدافشان به بهانههای مختلفی چون آموزش یا گسترش دین خدا از هر روشی برای تأثیرگذاری مثبت بر جامعه هدف خود استفاده میکردند. همچنین در جنگهای جهانی نیز میتوان مصادیق بارز پروپاگاندا را مشاهده نمود.
روشهای مورد استفاده معتقدان به این نظام تبلیغاتی در نخستین گام برچسب زدن به منظور برانگیختن وحشت یا تعصب افراد جامعه علیه یک گروه مخالف است. این روش باعث میشود که نیازی به ایجاد بحث استدلالی با گروههای مخالف نباشد و یکی از این روشها، استهزای مخالفان، است. در سال های اخیر حافظه تاریخ سیاسی کشورمان شاهد استفاده از ادبیات بومی شدهای از این دست بوده است.
از دیگر روشهای مورد استفاده برای نیل به اهداف سیاسی از پیش تعیین شده، استفاده تدبیر شده از شعارهای فریبنده است. دراین روش سعی میشود که بادادن شعارهایی با مفهوم مبهم و کلّی، توجه افکار عمومی به پیام مبلغ جلب شود. این پیامها اغلب بر حول محور ارزشهایی همچون شرافت، عدالت، افتخار به میهن یا ارزشها و هنجارهای اعتقادی است.
در کشورهای جهان سوم که دغدغههای عامه مردم عموماً در حوزههای مشخصی از اقتصاد و مذهب خلاصه میشود، استفاده از شعارهای فریبنده در این زمینه بسیار نافع بوده و چنانچه برچسب زدن به مخالفان و رقبا با چاشنی مظلومنمایی همراه شود به شدت طبقات و تودههای مردمی را دچار همذاتپنداری مفرط نموده و باعث تصمیمگیریهای هیجانی در ایشان میشود.
چنانچه استفاده کننده از این روش تبلیغاتی به مصادر قدرت دست یابد، تا زمانی که طیف فکری منتقد او تغییر نیابد هماره با استفاده از روش فرار به جلو و اتخاذ تدابیر تهاجمی بر موج ایجاد شده سوار خواهد بود و به پشتوانه غباری از برچسبها که بر آیینه ضمیر مردم نشانده هر از گاهی سربازان رقیب را در مظان اتهام قرار داده و این بار با پروپاگاندای دولتی و ژستهای پوپولیستی و مظلومنمایانه سوار بر اسب مراد همه ساختارهای قانونی را برای رسیدن به اهداف خویش نادیده میانگارد.
در این شرایط میزان سعه صدر و انتقادپذیری پایین آمده و دایره معتمدان و نزدیکان قدرت تنگ و تنگتر میشود. با بالابردن هزینه انتقاد، مُهر سکوت بر لبان سایران زده و اگر هم انتقادی مطرح شود، تعبیر به تخریب و عناد کار سادهای خواهد بود.
این جریان فکری، همیشه تاریخ، انحرافی بوده و به اعتقاد نگارنده جایی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ندارد.