مصاحبه با دکتر حسن روحانی(3)
چند گام کوچک مانده تا به نقطه آسیب ناپذیر برسیم
به گزارش آفتاب نیوز،
اگر اجازه بدهید می خواهم آن آرامش پس از طوفان و مذاکرات 21 ماهه ایران و اتحادیه را طفلی بدانم که بر مبنای برخی اخبار به هر دلیل می خواهید آن را به دایه بسپارید. طبیعی است که فراز و نشیب این دو سال و مواجهه با « واقعیت» برای شما آن قدر آموزه داشته تا توصیه های موکدی نیز داشته باشید.نخستین توصیه من این است که دولت آینده نباید پرونده هسته ای را پرونده ای ساده و عادی بپندارد. موضوع پرونده هسته ای موضوعی حساس و بسیار پیچیده است. ما یک بار به خاطر این پرونده در شهریور 82 تا پشت درهای شورای امنیت سازمان ملل رفتیم که نظام توانست با درایت و تدبیر آن را از نیویورک به وین بیاورد و هر روز اوراق آن را کم و کم تر کند.
آیندگان باید بتوانند این راه را ادامه دهند. این موضوع بسیار مهم است که از نظر حقوقی پرونده ایران خاتمه پیدا کند. اگر پرونده از نظر حقوقی بسته شود و چالش ما با دنیا فقط بر سر « تعلیق» باشد؛ ارجاع آن به شورای امنیت سازمان ملل بسیار دشوار می شود. اما اگر پرونده مختومه نشود؛ می توانند بهانه جویی کنند و به بهانه های واهی ما را به شورای امنیت ببرند.
اجازه بدهید همین جا یک پرانتز باز کنیم. عده ای می گویند که اساسا ما در قبال تهدید به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت از خود ضعف نشان داده ایم. واقعا این گونه بوده ایم؟
ما از شورای امنیت نمی ترسیم اما حتی الامکان نباید بگذاریم هدف امریکا محقق شود، حداقل امریکایی ها در یک سال اول مدام اصرار می کردند که پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شود و هنوز هم دنبال این هدف هستند، ما هم مصر بودیم که مانع شویم، بنابراین ارجاع پرونده ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت حتما به نفع ما نیست.
در این زمینه دو نکته وجود دارد، یکی آن که عده ای می گویند اساسا بحث ارجاع پرونده مطرح نیست، فقط تهدید به و شورای امنیت بک بلوف است. من با قاطعیت می گویم این حرف اشتباه است. بی شک اشتباه است، امریکا اروپا اگر هم نظر شوند؛ می توانند با بهانه هایی پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ببرند.
دیگر آن که باید بدانیم شورای امنیت از قدرت تحت فشار قراردادن ما برخوردار است. البته این که ما را تحت فشار قرار دهند یا نه وابسته به خیلی از مسایل است. ما امیدواریم که وحدت ملی، توان ما و اقدامات باز دارنده مانع این اقدام شود، اما به هر حال شورای امنیت حتی در زمینه فعالیت ها صلح آمیز ما در زمینه حقوق ما از دست بازتری برخودار است.
این جا لازم می دانم نکته ای را بگویم، در سفر اخیرم به قم، یکی از مراجع تقلید یعنی آیت الله العظمی صافی هنگام توضیحات من فرمودند؛ مهم نیست که ما الان از نظر فنی کجا هستیم چون بعدا می توانیم پیشرفت کنیم، بگویید از نظر حقوقی وضع ما چگونه است. آیا از نظر حقوقی از جایگاه مستحکمی برخورداریم؟ نحوه برخورد آیت الله صافی با این پرونده برای من خیلی جالب بود، نکته اساسی همین است که ما بتوانیم حقمان را تثبیت کنیم. این که در غنی سازی عقب یا جلو باشیم موضوع مهمی نیست؛ چیزی است که قابل جبران است. مهم آن است که از نظر حقوقی پرونده را مختومه کنیم و حق خودمان را تثبیت کنیم.
باز گردیم به همان بحث قبلی خودمان. توصیه های شما به دولت آینده و . . .
نکته دوم نیز آن است که توجه داشته باشیم؛ مذاکره با اروپا جایگاه خاص خودش را دارد. ما در 26 سال گذشته هیچ گاه با اروپا مذاکراتی به این گستردگی نداشته ایم. امروز در زمینه های مختلف با اروپایی ها به مرزهای خوبی رسیده ایم اروپایی ها در مذاکرات ژنو اعلام کردند که می خواهند ایران را منبع استراتژیک اتحادیه در زمینه انرژی باشد. در مذاکرات اعلام کردند که از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران حمایت می کنند. این مسایل در زمانی که ما تحت فشارهای امریکا هستیم بسیار اهمیت دارد.
اروپایی که همواره به روسیه در زمینه نیروگاه بوشهر فشار می آورد؛ در این مذاکرات اعلام کرد که آمادگی دارند به ما نیروگاه بدهند. در مذاکرات ژنو گفتند که می دانیم شما نیروگاه اتمی زیمنس را می خواهید. همه این ها، مذاکره اروپا با ما در زمینه مسایل مختلف و موافقت با همکاری های هسته ای و غیر هسته ای خود یک قدم جدید و مهم است. بنابراین می خواهم بگویم که در زمینه مذاکره با اروپا به یک نقطه قابل ملاحظه رسیده ایم. ما نباید به نقطه اول برگردیم. نباید به نقطه صفر برسیم. تاکید می کنم در زمینه همکاری های اقتصادی، استراتژیک و حتی فناوری صلح آمیز هسته ای کار بزرگی انجام شده و به نقطه قابل ملاحظه ای رسیده ایم و این راه باید ادامه پیدا کند.
توصیه دیگرم نیز آن است که ما می بایست برای رسیدن به یک نقطه کاملا آسیب ناپذیر تلاش کنیم. ما در این مدت همواره کوشیده ایم تا آسیب پذیری بخش هسته ای را در صورت وقوع یک حمله احتمالی به حداقل برسانیم. این راه باید ادامه پیدا کند؛ به گونه ای که اگر در مقطعی دشمنان خواستند با پرتاب چند موشک دستاورد های ما را از بین ببرند، این توان را از آنها بگیریم. دشمنان وقتی بفهمند مراکز ما آسیب ناپذیر است دست برخواهند داشت. این را هم بگویم که ما قدم های بسیار بزرگ در این زمینه برداشته ایم و شاید چند گام کوچک دیگر مانده باشد تا به نقطه کاملا آسیب ناپذیر برسیم.
توصیه دیگری ندارید؟ مثلا نمی خواهید توصیه کنید دولت آینده گفت و گو با ایالات متحده درباره پرونده هسته ای را در دستور کار خود قرار دهد؟ اخیرا یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم گفته بود که امریکا باید در مذاکرات ایران و اروپا حضور داشته باشد و مطالبات خود را مستقیم بیان کند. همیشه این سوال در مقاطع مختلف مطرح شده؛ حتی در مصاحبه های عمومی و مطبوعاتی هم چند بار به میان آمد که چرا ما با امریکایی ها مذاکره نکردیم.
در این زمینه دلایل واضحی وجود دارد؛ اولا امریکایی ها از ابتدا لحن تهدید داشتند، وقتی یک دولتی از باب تهدید و قلدری برخورد می کند ما نمی توانیم پیشنهاد مذاکره بدهیم.
دوم این که امریکایی ها هیچ گاه به ما پیشنهاد مذاکره نکردند. باید توجه داشته باشید که این خود اروپا بود که با نوشتن آن نامه زمینه مذاکره با ایران را فراهم کرد و این گام نخست هیچ گاه توسط امریکا برداشته نشد. درست است که شرایط و نوع برخورد امروز و دیروز امریکا با موضوع هسته ای ایران در مواردی تفاوت پیدا کرده است اما در ابتدای امر آنها اصلا مذاکره را از اساس رد می کردند و می گفتند هیچ راهی جز ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت وجود ندارد. در نهایت باید بگویم که این بحث در سطح سران نظام هم مطرح شد که در مجموع به خاطر همین استدلال ها و به دلایل درگیر پذیرفته نشد.بر همین مبنا ما گزینه بعدی یعنی گفت و گو با اروپا، غیر متعهدها و کشورهایی چون روسیه و چین را دستور کار قرار دادیم. این که در بعضی روزنامه ها مطرح می شود که چرا ما به غیر متعهد ها وارد مذاکره نشدیم یک اشتباه است. ما به غیر از امریکا با همه کشورها مذاکره کردیم.
یکی از مهم ترین مباحث از بعد از « بیانیه تهران» موضوع تعلیق بوده است. با آن که دیگر مسلم شده که این تصمیم در فرآیندی اجتماعی و در عالی ترین سطوح حاکمیتی اتخاذ شده؛ اما همچنان به عنوان سیبل انتقادات منتقدین سیاست پیشه داخلی باقی مانده است. این «تعلیق» ظاهرا موضوع کشداری است که امریکا، اروپا، غیر متعهدها، منتقدان و مدافعان هر یک تفسیر خود را از آن دارند. ما در بحث تعلیق از نظر حقوقی؛ قدم به قدم مانع بهانه گیری غرب شدیم و در همان حال قدم به قدم « تعلیق» را از جایگاهی که آنها می خواستند برایش تعریف کنند، حرکت دادیم. ببینید! در شهریور 82 در بخش « الزامات » قطعنامه، تعلیق را از ایران خواستند اما ما در بیانیه تهران بر این موضوع تاکید کردیم که تعلیق داوطلبانه است. متن مذاکرات نشان می دهد که چقدر بر روی این موضوع وقت صرف کردیم. چون اگر این تاکید نبود؛ برای ما نوعی الزام حقوقی ایجاد می شد. ما گفتیم خودمان می پذیریم آن هم برای ایجاد اعتماد بیشتر و نه بر مبنای هدف شما، یعنی تعلیق را از یک تعهد حقوقی به یک توافق سیاسی تبدیل کردیم.
در این باره آنقدر تاکید کردیم که آقای البرادعی در چند نوبت اعلام کرد تعلیق به آژانس ارتباطی ندارد و یک موضوع سیاسی میان ایران و اروپاست. در آخرین قطعنامه شورای حکام یعنی در آذر ماه سال گذشته به صراحت آمد که تعلیق یک الزام حقوقی نیست در چندین قطعنامه دیگر هم آمده که « تعلیق» امری داوطلبانه است و برای اعتماد سازی از سوی ایران انجام می شود. حتی غیر متعهدها هم در بیانیه های خود ـ از جمله درنوامبر سال گذشته تاکید کرده اند که موضوع تعلیق و تعهدات ایران؛ کاملا دو چیز متفاوت است.
بنابراین درست است که ما تعلیق را پذیرفتیم. اما گام به گام آن را به تعریف خودمان نزدیک کردیم و بر آن تعریف اصرار ورزیدیم.
ضمن آن که در عمل هم حتی یک بار آن را شکستیم و نشان دادیم که داوطلبانه است ـ اگر به خاطر داشته باشید؛ در اردیبهشت سال 83 ما تعلیق قطعه سازی و مونتاژ را پذیرفتم، در تیرماه دوباره شروع کردیم و در نهایت در آذرماه بار دیگر به آن باز گشتیم.
بنابراین دنیا می داند که تعلیق امری داوطلبانه از سوی ایران و نه یک الزام حقوقی است.