بخش دوم - مصاحبه با دکتر حسن روحانی (2)
بحث اشغال کشور در آن روزهای شوم
به گزارش آفتاب نیوز،
خاطرم هست که در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری یکی از منتقدین پرونده در جایی اعلام کرد که اروپا در قبال امتیازات کلان ایران چند «آب نبات» به ما داده است. همان روزها در حالی که این جمله ذهن من را به خود مشغول کرده بود، تحلیلی از مفسر گاردین دیدم که معتقد بود ایران امتیازات مورد نظرش را خود به دست آورده است بی آن که اروپا چیزی به او بدهد!! البته منظور او بیشتر خرید زمان و تکمیل حلقه های ناقص چرخه بود. حالا می خواهم این را از شما بپرسم. صرفنظر از این که اروپا به ما چیزی داده یا نداده؛ ما واقعا در این مدت چه به دست آورده ایم؟ برای پاسخ به این سؤال شاید لازم باشد مهرماه سال 1382 را مرور کنیم. آن وقت با مقایسه وضعیت کشور در آن زمان با وضعیت کنونی – یعنی یک سال و نه ماه بعد – می توانیم قضاوت دقیقی از آن چه در این مدت به دست آورده ایم، داشته باشیم.
آن روز که مذاکره را شروع کردیم در درون کشور اختلافات شدیدی وجود داشت. عده ای می گفتند پذیرش پروتکل امری ضروری است تا جایی که مجلس ششم به دنبال یک طرح سه فوریتی برای الزام دولت به پذیرش پروتکل بود؛ عده ای هم پذیرش پروتکل را هم وزن و هم شکل قطعنامه ترکمانچای می دانستند. عده ای هشدار می دادند که می بایست به سرعت پروتکل را بپذیریم و عده ای نیز می گفتند، باید سریعا از ان.پی.تی خارج شویم. در رابطه با نحوه تعامل با آژانس نیز همین شکاف ها و اختلافات شدید وجود داشت. یکی می گفت همین تعامل هم زیاد است و باید بازرسان را از کشور اخراج کنیم و دیگری می گفت باید درب ها را به روی بازرسان بگشاییم. از آن طرف هم عده ای می گفتند باید با آمریکا مذاکره کنیم و عده ای می گفتند اصلا نباید مذاکره ای داشته باشیم. خلاصه می خواهم بگویم در داخل کشور اختلافات شدیدی وجود داشت. اختلافاتی که در حقیقت یکی از دلایل اصلی ارجاع پرونده به شورای عالی امنیت ملی بود – البته دلایل دیگری هم وجود داشت؛ مثلا یکی از دلایل آن این بود که به دلیل وابستگی موضوع به نهادهای مختلف ضرورت داشت پرونده در جایی مدیریت شود که بتواند هماهنگی های لازم را میان تمام دستگاه ها ایجاد کند.
به هر حال با وجود تمام آن اختلافات شدید امروز باید بگویم که تصمیمات ما مورد اجماع تمام مسئولین نظام است. درست است که هنوز مخالفت هایی به گوش می رسد اما این اختلافات بر سر تاکتیک، روش یا مسایل جزیی است و نه استراتژی و این یکی از بهترین دستاوردهای ماست.
موضوع دیگری که می خواهم به آن اشاره کنم وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشور در اواخر شهریور و مهرماه سال 1382 است. اگر به آن دوران برگردید؛ می بینید که تمام فعالیت های اجتماعی و اقتصادی ما متوقف شده بود. دیگر سرمایه گذاری صورت نمی گرفت، وضعیت تولید کشور وخیم شده بود و اضطراب بازار به صورت فراگیر بسیاری از فعالیت ها را معلق نگه می داشت. طرف های خارجی ما تقریبا تمام معادلات و قراردادهای ما را مسکوت گذاشته بودند. یادتان هست که ژاپن پروژه آزادگان را معلق کرد. به خاطر دارم که در آن زمان اجلاس درباره مواد مخدر در یکی از کشورهای خارجی برگزار شد که دکتر خرازی در آن شرکت کرد. در آن اجلاس تمام شرکت کنندگان به نحوی مسایل و روابط دو طرفه را به آینده و سرنوشت پرونده هسته ای گره می زدند.
خوب حالا آن وضعیت را با فضای امروز مقایسه کنید. صرفنظر از برخی تبعات زودگذر مروبط به انتخابات، امروز در بهترین شرایط هستیم. سرمایه گذاری های اروپایی ها به مراتب بیشتر شده و بازار رونق مناسبی گرفته است. ریسک فعالیت های اقتصادی کاهش یافته و در کل آن اضطراب و فضای روانی از بین رفته است. یعنی در مجموع می توانیم بگوییم که در این مدت اوضاع اقتصادی کشور روز به روز رونق بیشتری گرفته است. درست است که آن اوایل در آستانه هر نشست شورای حکام مشکلاتی پدید می آمد اما تبعاتی زودگذر بود. دیگر با قاطعیت می توانیم بگوییم که دلهره و اضطرابی که در شهریور 1382 به وجود آمده بود کاملا از بین رفته است. حتما یادتان هست که آن دوران هر روز یکی می گفت امروز به ما حمله می شود...
آقای دکتر! آیا واقعا تهدید تعرض به ایران دیگر از بین رفته است؛ آن هم در هر شرایطی!
آن زمان بحث اشغال کشور مطرح بود. با آن موفقیت های مقطعی آمریکا در افغانستان و عراق حتی احتمال این که ایران، عراق بعدی باشد، مطرح بود. امروز این خطر دیگر وجود ندارد. اگر هم تهدیدی باشد این است که به یکی دو مرکز ما حمله شود. می خواهم بگویم که سطح تهدید خارجی به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یافته است.
برگردیم به بحث قبلی مان. این که چه چیزهایی به دست آورده ایم. از نظر حقوقی هم وضعیت ما کاملا روشن شده است. امروز از نظر حقوقی اتهامات ما آن قدر کم شده که از دستور کار نوبه ای شورای حکام آژانس خارج شده ایم. خود آقای مدیر کل می گوید یکی دو مسأله بیشتر باقی نمانده است. در ابتدای بحران؛ آلودگی های سطح بالا بزرگترین اتهام ما بود که امروز دیگر در حال حل و فصل شدن است. واضح است که از نظر حقوقی پیشرفت بسیار خوبی داشته ایم. در این زمینه واقعا کار عظیمی صورت گرفته است و به نظر می رسد در صورت ادامه این روند، بتوان در اجلاس بعدی کار را به نتیجه نهایی رساند.
در زمینه مسایل سیاسی هم وضع کاملا روشن است. در شهریور سال 82 قطعنامه ای به اجماع علیه ما تصویب شد که ما را در وضعیت دشوای قرار داد. امروز دیگر آن اجماع وجود ندارد؛ یعنی شکسته شده است. حتی لحن آمریکایی ها هم عوض شده است تا آنجا که این اواخر از مذاکرات هم پشتیبانی کردند.
از منظر افکار عمومی دنیا هم شرایط تغییر کرده است. آن روزها تبلیغاتی علیه ما راه انداخته بودند که گویی در ایران در فعالیت های زیرزمینی روزی چند بمب ساخته می شود. امروز دیگر افکار عمومی دنیا این اتهامات را نمی پذیرد. حتی خود آمریکایی ها هم کمتر آن اتهامات را تکرار می کنند. دیگر روشن شده که علی رغم برخی قصورهای کوچک ایران و عدم گزارش برخی موارد جزیی؛ هیچ تلاشی برای فعالیت های غیرصلح آمیز و انحراف صورت نگرفته است.
همه این موفقیت ها در حالی است که ایران از نظر فنی هم در این مدت پیشرفت بسیار قابل ملاحظه ای داشته است. در آن هنگام از لحاظ فنی در میانه راه قرار داشتیم و در بسیاری از موارد مشکل داشتیم. در اصفهان نقص داشتیم، پروژه اراک خیلی عقب تر بود و در نطنز هم تعداد سانتریفوژهای ما خیلی محدود بود. برای یک تست قابل ملاحظه یا آغاز فعالیت جدی به تعداد قابل ملاحظه ای سانتریفوژ نیاز داشتیم که در نطنز نبود. در این مدت توانستیم تکنولوژی غنی سازی را کامل کنیم. درست است که همواره بخش هایی را تعلیق کرده ایم اما همزمان با تعلیق یک بخش، فعالیت های جای دیگری را توسعه داده ایم. لذا ما از لحاظ فناوری پیشرفت مناسبی داشته ایم. با همه این تفاسیر می خواهم بگویم که در این مدت در تمام جهات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تبلیغاتی و فناوری دستاوردهای خوبی داشته ایم.
در زمینه مذاکرات چطور؟ پس از یک سال و نه ماه امروز به کجا رسیده ایم؟ می توانیم بگوییم که مذاکرات هم در حال رسیدن به یک محصول بزرگ بود. حالا اگر الان نمی توانیم ثمره آن را ببینیم به دلیل آن است که وارد فضای جدیدی شده ایم.
چه به عنوان واقعیت و چه به عنوان بهانه؛ اروپایی ها مسایلی را مطرح می کنند. از جمله این که باید ببینند عملکرد دولت آینده چگونه است. هر چند ما به این رویکرد انتقاد داریم و گفته ایم که سیاست های کلان نظام تغییری نخواهد کرد؛ اما به هر حال این راهم باید بگوییم که مذاکرات ماه های گذشته می توانست به یک نکته تفاهم و یک نتیجه مطلوب برسد. ما هنوز طرح اروپایی ها را ندیده ایم و قاعدتا سه کشور باید طرح خود را دهم مرداد به ایران تسلیم نمایند؛ اما به نظر می رسد در آستانه موفقیت بودیم.
این که اروپا می گوید باید صبر کند تا رویکرد و خط مشی دولت آینده را ببینید؛ آیا واقعا یک نگرانی موجود در میان سران اتحادیه است یا صرفا یک تاکتیک و بهانه جویی برای خریدن زمان و طولانی کردن دوران مذاکرات؟ ممکن است چنین نگرانی ای تا حدی وجود داشته باشد. به این دلیل که آشنایی اروپا با رئیس جمهور جدید ممکن است خیلی کم باشد. به هر حال شناخت اروپا در وضعیتی که رئیس جمهور جدید پیش از این در مسئولیت های خود لااقل در عرصه سیاست خارجی خیلی اعلم نظر نکرده ممکن است شناخت کاملی نباشد. ترکیب دولت آینده هم برای اروپا خیلی روشن نیست. بنابراین معتقدم که بخشی از این نگرانی وجود دارد و طبیعی است. اما بخش دیگری هم ممکن است بهانه جویی باشد. لااقل آنها می دانند که در عرصه هسته ای سیاست های ما تغییر نمی کند. من فکر می کنم اروپا می تواند مطمئن باشد که سیاست های هسته ای ما تغییر نخواهد کرد. البته چون می خواهند در زمینه های مختلف با ما کار کنند؛ ممکن است بخواهند مدتی عملکرد و دیدگاه های دولت آینده را بررسی کنند. یعنی برای مدت کوتاهی می تواند واقعیت داشته باشد.