دونالد ترامپ هشدار داد که «ما حدود چهار هفته دیگر ذخایرمان تمام میشود»، و تصویری از کمبود کالا، هرجومرج، جهش قیمتها و فروپاشی بازار در مقیاسی مشابه بحران سال ۱۹۲۹ ترسیم کرد.
ترامپ به خبرنگاران گفت که زندگی و عملکرد رؤسایجمهور آمریکا را مطالعه کرده و افزود: تنها رئیسجمهوری که هرگز نمیخواستم شبیه او باشم، هربرت هوور فقید و بزرگ بود.
به گزارش آتلانتیک، اکنون به اواخر ماه جولای نزدیک میشویم. ایالات متحده نزدیک به دو هفته است که ایران را بمباران میکند و علاوه بر مراکز پایش ساحلی و انبارهای تسلیحاتی، پلها، تونلها، خطوط راهآهن، فرودگاهها و زیرساختهای برق را نیز هدف قرار داده است. ایران نیز در پاسخ، پایگاههای آمریکا در بحرین، عراق، اردن، کویت و قطر را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است و کشتیهای تجاری نیز در تنگه هرمز و اطراف آن مورد حمله قرار میگیرند. ایران همچنین مدعی شده که زیرساختهای رایانش ابری شرکت آمازون در بحرین را نیز هدف قرار داده است.
ترامپ با وجود آنکه پیشتر خود توضیح داده بود که نیروی نظامی قادر به تحقق مهمترین هدف، بازگشایی تنگه هرمز، نیست، بار دیگر جنگ را از سر گرفت. او تاکنون توضیحی برای این تناقض ارائه نکرده است؛ شاید هم اساساً راهحلی برای آن وجود نداشته باشد. در این میان، او بر این گزینه تکیه کرده است که تهران پیش از آنکه فشارهای اقتصادی واشنگتن را وادار به عقبنشینی کند، تسلیم خواهد شد.
برای درک وضعیت کنونی، باید ببینیم آتشبس چگونه فروپاشید. هر یک از طرفین معتقد بودند که در جنگ پیروز شدهاند و طرف مقابل باید برداشت آنها از توافق مربوط به تنگه هرمز را بپذیرد. در ماده پنجم یادداشت تفاهم آمده بود که ایران «با بهکارگیری حداکثر تلاش خود، ترتیبات لازم را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون دریافت عوارض، تنها برای مدت ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم خواهد کرد.»
دولت ترامپ این بند را به این معنا تفسیر کرد که ایران موظف است به مدت ۶۰ روز تنگه را بدون دریافت عوارض باز نگه دارد. اما تهران این بند را مجوزی برای مدیریت و کنترل دسترسی به این آبراه استراتژیک دانست. در نتیجه، ایران تلاش کرد کشتیها را از مسیرهایی که خود تأیید کرده بود عبور دهد و کشتیهایی را که از مسیرهای دیگر استفاده میکردند، تهدید یا هدف حمله قرار داد.
آتلانتیک در گزارش خود نوشت که اگر ایران میتوانست به مدت ۶۰ روز از امتیازات اقتصادی یادداشت تفاهم بهرهمند شود و سپس بهتدریج دریافت عوارض را آغاز کند. اما در عوض، ترامپ خود را ناگزیر از واکنش دید و توافق از هم پاشید.
آموس هوخشتاین، مشاور ارشد امور انرژی و سرمایهگذاری در دولت جو بایدن، گفت که ایران تصور میکرد میتواند همانند داستان معروف «قورباغه آبپز»، آمریکا را بهتدریج تحت فشار قرار دهد، اما دما را بیش از حد و خیلی سریع بالا برد و در نتیجه قورباغه خشمگین شد.
ترامپ آشکارا از وضعیت موجود ناراضی و ناامید است. احتمال تشدید بیشتر درگیریها نیز بالاست. او درباره حمله به «کوه کلنگ» سخن گفته و بنا بر گزارشها، در حال بررسی عملیات زمینی محدود، از جمله اشغال جزیره خارک، یکی از مراکز اصلی صادرات نفت ایران، است. روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داده که آمریکا نیروهای بیشتر، کادر درمانی و تجهیزات نظامی بیشتری را به خاورمیانه اعزام میکند تا گزینههای نظامی بیشتری در اختیار ترامپ قرار گیرد. با این حال، همین گزینهها در جریان جنگ نیز غیرعملی یا مخاطرهآمیز ارزیابی شده بودند و با گذشت زمان نیز قابلیت اجرای آنها افزایش نیافته است.
اگر ترامپ به حملات محدود ادامه دهد، با همان مشکلاتی روبهرو خواهد شد که ماه گذشته در فرانسه خود درباره آنها هشدار داده بود.
هوخشتاین در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که تشدید کنونی تنش در تنگه هرمز ممکن است از نظر اقتصادی حتی خطرناکتر از بحران قبلی باشد، زیرا روسیه، آمریکا و چین دیگر مانند گذشته توانایی ایجاد تعادل در بازارهای جهانی را ندارند. روسیه صادرات گازوئیل خود را کاهش داده، ذخایر نفت خام و ذخایر راهبردی آمریکا بهطور غیرمعمول پایین است و چین نیز دیگر مانند گذشته مصرف نفت خود را به میزان زیادی کاهش نمیدهد. به باور او، بازارها هماکنون نیز نشانههای خطر تورمی را بروز دادهاند و در نتیجه فرصت ترامپ برای دستیابی به یک توافق، پیش از آنکه اختلال دیگری شوک شدیدتری به قیمت سوخت و بازارهای مالی وارد کند، روزبهروز محدودتر میشود؛ شوکی که ممکن است از اواسط تا اواخر سپتامبر رخ دهد.
به نظر میرسد ایران تمایل دارد که سطح درگیری را در حد قابلکنترل حفظ کند. تهران به حملات آمریکا پاسخ میدهد، اما از حملات مستقیمی که عربستان سعودی، امارات متحده عربی یا اسرائیل را بهطور کامل وارد جنگ کند، خودداری کرده است؛ هرچند بهصورت غیرمستقیم همچنان فشار وارد میکند که بارزترین نمونه آن، کارزار حوثیها علیه کشتیرانی ریاض در دریای سرخ است. خبرگزاری رویترز ادعا کرده بود که تهران پیشتر از حوثیها خواسته بود در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای حیاتی ایران، برای بستن مسیر دریای سرخ آماده شوند.
در همین حال، به نظر میرسد ترامپ بهطور فعال در تلاش است کشورهای حاشیه خلیج فارس را در کنار خود نگه دارد. دو هفته پیش، دولت او محدودیتهای صادرات تراشههای پیشرفته نیمههادی به امارات متحده عربی را بهطور قابلتوجهی کاهش داد؛ اقدامی که ابوظبی سالها خواهان آن بود. سپس روز چهارشنبه، ترامپ اعلام کرد که با توافقی درباره غنیسازی هستهای غیرنظامی با عربستان سعودی موافقت کرده است.
دولت بایدن توافق مشابهی را با ریاض در چارچوب یک توافق گستردهتر برای عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل پیش برده بود. آن توافق که پس از حوادث هفتم اکتبر متوقف شد، پیشبینی میکرد غنیسازی اورانیوم با مشارکت آمریکا در داخل عربستان انجام شود، نه اینکه ریاض توانایی غنیسازی مستقل اورانیوم خود را به دست آورد. جزئیات فنی توافق دولت ترامپ هنوز مشخص نیست.
بلافاصله پس از اعلام توافق با عربستان، شماری از مقامهای پیشین و کارشناسان اسرائیلی از آن انتقاد کردند و گفتند این توافق موجب تشدید گسترش فناوری هستهای در منطقه خواهد شد و در عین حال، عربستان را ملزم به عادیسازی روابط با اسرائیل نمیکند. ترامپ در پیامی اعلام کرد که این توافق بدون عادیسازی روابط تصویب نخواهد شد؛ اظهارنظری که با توجه به امضای توافق در روز قبل، عجیب به نظر میرسید. چند ساعت بعد، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت اگر عربستان به «پیمان ابراهیم» نپیوندد، «این توافق منتفی خواهد شد». این احتمالاً به این معناست که دولت آمریکا، همانگونه که قانون ایجاب میکند، توافق را برای بررسی به کنگره ارسال نخواهد کرد.
واشنگتن در تلاش است همزمان با برنامه هستهای ایران مقابله کند، تعهدات اقتصادی و فناوری جدیدی به کشورهای حاشیه خلیج فارس ارائه دهد، از دو گلوگاه حیاتی کشتیرانی محافظت کند و جنگ هوایی با مدتزمان نامشخص را ادامه دهد؛ آن هم در شرایطی که ذخایر انرژی و صبر سیاسی لازم برای ادامه این پروژهها بهسرعت در حال کاهش است.
ترامپ شاید بتواند فشار و خسارت بیشتری به ایران وارد کند، اما بعید است این فشارها تهران را وادار کند از تلاش برای کنترل تنگه هرمز دست بکشد. شاید ایران برای مدت ۶۰ روز تنگه هرمز را بازگشایی کند تا توافق قبلی دوباره احیا شود. اما اگر دو طرف همچنان در بنبست باقی بمانند، ترامپ ناچار خواهد بود میان سه گزینه تصمیم بگیرد: پرداخت هزینه اقتصادی ادامه یک جنگ کمشدت برای مدتی نامحدود؛ تشدید درگیری با تمام خطرات ناشی از آن؛ یا کنار کشیدن از این رویارویی.