پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /مرداد /۱۴۰۵
Sunday 09 August 2026
کد خبر:۱۰۵۹۹۰۴
۰۸:۰۶
۱۴۰۵/۰۵/۱۸

هشدار درباره آینده تالاب‌های خزر

دریای خزر
معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با تشریح تازه‌ترین نتایج پایش‌های بلندمدت این پژوهشگاه، از کاهش اکسیژن در اعماق دریای خزر، گرم‌تر شدن قابل توجه آب خلیج فارس، تغییر در چرخه‌های زیستی این پهنه‌های آبی و تشدید فشار بر تالاب‌های ساحلی خبر داد و تأکید کرد: مهم‌ترین تهدید تالاب‌های شمال کشور، علاوه بر تغییر اقلیم، فشار‌های ناشی از فعالیت‌های انسانی و مدیریت نادرست منابع آب است.
۰۸:۰۶
۱۴۰۵/۰۵/۱۸
به گزارش آفتاب نیوز،

تغییرات اقلیمی در سال‌های اخیر تنها به کاهش تراز آب دریای خزر محدود نشده و آثار آن به تغییر ساختار اکولوژیک این دریا، افزایش کم‌اکسیژنی در اعماق، اختلال در چرخه مواد مغذی، گرم‌تر شدن آب‌های جنوبی کشور و تشدید آسیب‌پذیری تالاب‌های ساحلی نیز رسیده است. پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی که به‌طور مستمر دریای خزر، خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان را پایش می‌کند، اکنون از یافته‌هایی سخن می‌گوید که تصویری دقیق‌تر از پیامد‌های تغییر اقلیم و نقش مدیریت انسانی در آینده این اکوسیستم‌های ارزشمند ارائه می‌دهد.

نتایج پایش‌های بلندمدت؛ از گرم‌شدن خلیج فارس تا تغییر اکوسیستم دریای خزر

حمید علیزاده کتیک‌لاهیجانی در گفت‌و‌گو با ایسنا با اشاره به برنامه‌های پایش مستمر محیط‌های دریایی کشور گفت: پژوهشگاه با برخورداری از ایستگاه‌های تحقیقاتی در شمال و جنوب کشور و همچنین کشتی تحقیقاتی مستقر در خلیج فارس، به صورت مستمر وضعیت محیطی دریای خزر، خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان را رصد و پایش می‌کند. این پژوهشگاه ملی دارای ایستگاه‌های تحقیقاتی در نوشهر، بوشهر، بندرعباس و چابهار است که در آنها اعضای هیئت علمی و پژوهشگران با بهره‌گیری از تجهیزات تخصصی و آزمایشگاه‌های مجهز، مطالعات پایش محیطی را انجام می‌دهند.

وی با اشاره به استقرار کشتی تحقیقاتی پژوهشگاه در خلیج فارس، اظهار کرد: این زیر ساخت به همراه ایستگاه‌های ساحلی، برنامه‌های پایش محیطی را به صورت مستمر اجرا می‌کند.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به یکی از مهمترین ماموریت‌های پژوهشگاه پیش از جنگ تحمیلی اخیر، خاطرنشان کرد: پیش از وقوع جنگ، پژوهشگران پژوهشگاه موفق شدند پایش جامعی از خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان را در قالب برنامه‌ای مشترک با مشارکت پژوهشگاه، صندوق ملی توسعه محیط‌زیست و سازمان حفاظت محیط زیست انجام دهند که گزارش نهایی آن تهیه و بخش قابل توجهی از نتایج نیز منتشر شده است.

وی این گشت تحقیقاتی را یکی از موفق‌ترین ماموریت‌های پژوهشگاه نام برد؛ چرا که اطلاعات پایه بسیار ارزشمندی از وضعیت محیط‌زیست دریایی جنوب کشور، درست پیش از وقوع جنگ، در اختیار محققان قرار داده و اکنون به عنوان یک مرجع ارزشمند برای مقایسه تغییرات محیطی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

علیزاده پایش دریای خزر را از دیگر ماموریت‌های این پژوهشگاه نام برد و یادآور شد: پژوهشگران پژوهشگاه با استفاده از شناور‌های تحقیقاتی کوچک به طور مستمر مناطق مختلف دریای خزر را اندازه‌گیری و پایش می‌کنند و این برنامه به صورت منظم ادامه دارد؛ از این رو پژوهشگاه هم در شمال و هم در جنوب کشور فعالیت‌های پایش محیطی مستمر را دنبال می‌کند.

وی با اشاره به مهمترین یافته‌های حاصل از مطالعات دریای جنوب اظهار کرد: یکی از مهمترین دستاورد‌های پژوهشگاه بررسی آثار تغییر اقلیم طی سه دهه اخیر بر خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان بوده است. بر اساس نتایج مطالعاتی که به سرپرستی دکتر صالح، رئیس پژوهشکده علوم اقیانوسی پژوهشگاه و مدیر علمی این گشت تحقیقاتی انجام شده، مشخص شده است که خلیج فارس طی سه دهه گذشته به شدت گرم‌تر شده است.

علیزاده توضیح داد: در گذشته آب گرم و پُر چگال خلیج فارس هنگام ورود به دریای عمان، با وجود دمای بالا، از اکسیژن کافی برخوردار بود و بخشی از کمبود اکسیژن این دریا را جبران می‌کرد، اما اکنون به دلیل افزایش دمای آب، میزان اکسیژن آن نیز کاهش یافته است. در نتیجه، این آب دیگر مانند گذشته به اعماق دریای عمان نفوذ نمی‌کند و در عمق حدود ۱۰۰ متری باقی می‌ماند؛ بنابراین نقش آن در جبران کم‌اکسیژنی دریای عمان به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی، یکی دیگر از یافته‌های مهم این پژوهش را کاهش آورد رودخانه‌های منتهی به خلیج فارس عنوان کرد و ادامه داد: افزایش مصرف آب در حوزه آبریز خلیج فارس، از ترکیه، سوریه، عراق و ایران گرفته تا سایر مناطق، موجب کاهش آبدهی "اروندرود" به خلیج فارس شده است. این موضوع بر چرخه آب، چرخه کربن و همچنین تولیدات زیستی خلیج فارس تأثیر گذاشته است.

به گفته وی این نتایج حاصل اندازه‌گیری‌های بلندمدت پژوهشگاه و داده‌های تاریخی موجود است که اکنون روند این تغییرات را به‌طور شفاف نشان می‌دهد.

آخرین یافته‌های پایش خزر

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی درباره آخرین یافته‌های پژوهشگاه در دریای خزر نیز گفت: مطالعات ما نشان می‌دهد در بخش‌های عمیق دریای خزر، به‌ویژه در نواحی میانی و جنوبی، بر اثر تغییر اقلیم و گرمایش جهانی، لایه‌بندی عمودی آب پایدارتر شده است.

علیزاده افزود: پایداری این لایه‌بندی مانع انتقال اکسیژن به لایه‌های عمیق‌تر آب می‌شود و در نتیجه چرخه مواد مغذی را تضعیف می‌کند؛ موضوعی که به طور مستقیم بر تولیدات زیستی دریا اثر منفی خواهد گذاشت.

وی ادامه داد: در حال حاضر در بخش‌های عمیق دریای خزر، به‌ویژه در مناطق میانی و جنوبی، پدیده کم‌اکسیژنی مشاهده می‌شود و همچنین سولفید هیدروژن در ستون آب و رسوبات بستر دریا ظاهر شده است که نشانه مطلوبی برای اکوسیستم دریایی نیست.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی تاکید کرد: این یافته‌ها نشان می‌دهد آثار تغییر اقلیم به وضوح در ستون آب دریای خزر قابل مشاهده است. برخلاف کاهش تراز آب که با چشم نیز قابل تشخیص است، مشاهده این تغییرات نیازمند اندازه‌گیری‌های تخصصی در اعماق ۳۰۰ تا ۸۰۰ متری و بررسی لایه‌های زیر ۵۰ تا ۱۰۰ متر آب است؛ اندازه‌گیری‌هایی که پژوهشگاه به طور مستمر انجام می‌دهد.

وی با تشریح ویژگی‌های دریای خزر، با تاکید بر اینکه بخش عمده خزر شمالی را دلتای رودخانه ولگا تشکیل می‌دهد که منطقه‌ای بسیار کم‌عمق با پوشش گیاهی گسترده است، اضافه کرد: ویژگی‌های این بخش با بخش‌های میانی و جنوبی دریای خزر تفاوت اساسی دارد. دلتای ولگا از نظر اقلیمی منطقه‌ای بیابانی محسوب می‌شود، اما به دلیل حجم عظیم آب ورودی، پوشش گیاهی بسیار گسترده‌ای در آن شکل گرفته و از نظر ظاهری تا حدودی به تالاب انزلی شباهت دارد، با این تفاوت که مقیاس آن بسیار بزرگتر است.

علیزاده، متوسط عمق آب در بخش وسیعی از خزر شمالی را حدود ۴ تا ۵ متر دانست و یادآور شد: تنها در مرز میان خزر شمالی و خزر میانی بر عمق این حوضه آبریز افزوده می‌شود؛ بنابراین این بخش از دریای خزر از نظر ساختار و عملکرد با مناطق عمیق‌تر تفاوت دارد.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی درباره پدیده کم‌اکسیژنی در دریای خزر، گفت: در برخی مناطق خزر شمالی نیز در فصل تابستان به دلیل افزایش دما، کمبود اکسیژن مشاهده می‌شود، اما سازوکار ایجاد این پدیده با کم اکسیژنی مشاهده شده در بخش‌های میانی و جنوبی دریای خزر متفاوت است.

وی ادامه داد: مطالعات پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی و همچنین پژوهش‌های مشترک با محققان روسیه نشان می‌دهد پدیده کم‌اکسیژنی در بخش‌های میانی و جنوبی دریای خزر بیش از آنکه ناشی از آلودگی باشد، تحت تأثیر گرمایش جهانی و تغییر اقلیم قرار دارد.

علیزاده افزود: بررسی داده‌های تاریخی نشان می‌دهد در دهه ۱۹۷۰ میلادی، با وجود آنکه تراز آب دریای خزر تقریبا مشابه وضعیت کنونی بود، اکسیژن رسانی به اعماق دریا به مراتب بهتر انجام می‌شد؛ زیرا دمای هوا پایین‌تر بود و زمستان‌های بسیار سرد، نقش مهمی در تهویه طبیعی آب ایفا می‌کرد.

وی، زمستان‌های سرد و یخبندان گسترده در خزر شمالی را یکی از مهمترین منابع اکسیژن‌رسانی به کل دریای خزر عنوان کرد و افزود:، اما با کاهش شدت سرمای زمستان در سال‌های اخیر، این فرآیند طبیعی نیز تضعیف شده است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به پیامد‌های گرمایش جهانی در آب‌های جنوبی کشور نیز گفت: افزایش دمای آب علاوه بر تغییرات اقلیمی، موجب وارد شدن تنش مضاعف به اکوسیستم‌های دریایی شده است.

وی افزود: سفیدشدگی آبسنگ‌های مرجانی یکی از مهمترین پیامد‌های افزایش دمای آب در خلیج فارس است و در کنار آن، افزایش فعالیت‌های انسانی، تردد شناور‌ها و لنگراندازی کشتی‌ها نیز استرس محیطی وارد بر زیست‌بوم‌های دریایی را تشدید کرده است.

علیزاده درباره کاهش تراز آب دریای خزر اظهار کرد: از منظر علمی، کاهش تراز آب دریای خزر موضوع مهمی است، اما نباید آن را با خشک شدن دریاچه آرال یا دریاچه ارومیه مقایسه کرد؛ زیرا این سه پهنه آبی از نظر ابعاد، حجم آب و ویژگی‌های هیدرولوژیکی کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند. مطالعات انجام شده توسط پژوهشگاه نشان می‌دهد دریای خزر حدود ۷۸ هزار کیلومتر مکعب آب در خود جای داده و دارای ساختار لایه‌بندی عمیق است؛ به‌گونه‌ای که دمای آب در اعماق آن حدود ۴ درجه سانتی‌گراد باقی می‌ماند.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با مقایسه دریای خزر و دریاچه ارومیه، گفت: دریاچه ارومیه یک پهنه آبی کم‌عمق است که نور خورشید تا بستر آن نفوذ می‌کند و به دلیل عمق کم و برداشت گسترده از منابع آب ورودی، به شدت در معرض تبخیر قرار گرفته است؛ اما دریای خزر از نظر حجم آب، عمق و ساختار حرارتی شرایط کاملاً متفاوتی دارد. بخش عمده بحران دریاچه ارومیه ناشی از برداشت بیش از حد آب رودخانه‌های تغذیه کننده آن بود که موجب کاهش شدید ورودی آب و در نهایت چند پاره شدن این دریاچه شد.

علیزاده با اشاره به منابع تامین‌کننده آب دریای خزر با تاکید بر اینکه این پهنه آبی از طریق چندین رودخانه بزرگ تغذیه می‌شود که مهمترین آنها رودخانه «ولگا» است، ادامه داد: علاوه بر ولگا، رودخانه‌های اورال، ترک، سولاک، سامور، کورا، سفیدرود و هراز نیز در تامین آب دریای خزر نقش دارند، اما رودخانه ولگا به تنهایی حدود ۸۰ درصد آب ورودی این دریا را تأمین می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: رودخانه ولگا در زمان سیلاب در برخی مناطق به پهنایی حدود ۱۰ کیلومتر می‌رسد که این موضوع بیانگر حجم بسیار زیاد آب ورودی آن به دریای خزر است و یکی از مهمترین عوامل پایداری این پهنه آبی به شمار می‌رود.

مقایسه غیر علمی خزر و آرال و ارومیه

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با تاکید بر تفاوت نقش رودخانه‌های ورودی دریای خزر در تامین آب این پهنه آبی گفت: هرچند برداشت آب از رودخانه‌های حوضه آبریز خزر بر وضعیت اکولوژیک آنها تاثیر گذاشته است، اما این برداشت‌ها به معنای خشک شدن دریای خزر نیست و مقایسه آن با دریاچه ارومیه یا آرال از نظر علمی صحیح نیست.

علیزاده اظهار کرد: در گذشته، زمانی که برداشت آب از سفیدرود محدود بود، میانگین آبدهی این رودخانه در ایستگاه آستانه اشرفیه حدود ۴میلیارد متر مکعب در سال بود، اما اکنون این میزان به حدود یک تا دو میلیارد متر مکعب کاهش یافته است. این در حالی است که میانگین آبدهی رودخانه ولگا، بسته به محل اندازه‌گیری، سالانه بین ۲۳۸ تا ۲۵۲ میلیارد متر مکعب برآورد می‌شود؛ بنابراین حجم آب ورودی ولگا به دریای خزر چند ۱۰برابر بزرگترین رودخانه‌های ساحل جنوبی خزر از جمله سفیدرود است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به سد‌های احداث شده در حوضه آبریز دریای خزر، اظهار کرد: بر اساس مطالعات منتشر شده، حدود ۲۰ سد بزرگ با حجم مفید بیش از یک میلیارد متر مکعب در این حوضه ساخته شده است. اگرچه در زمان ساخت، مجموع ظرفیت این سد‌ها بیش از ۲۰۰ میلیارد متر مکعب بود، اما به دلیل رسوب‌گذاری، اکنون حجم مفید آنها به حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب کاهش یافته است.

علیزاده خاطرنشان کرد: از این میزان، حدود ۸۰ میلیارد متر مکعب مربوط به حوضه آبریز رودخانه ولگا است و سالانه حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیارد متر مکعب از آب این رودخانه در بخش‌های کشاورزی، شرب و صنعت مصرف می‌شود. این میزان برداشت معادل حدود ۷ تا ۹ درصد آبدهی رودخانه ولگا است؛ بنابراین مصرف آب در این حوضه هرگز به اندازه‌ای نیست که جریان اکولوژیک رودخانه را متوقف کند یا آبدهی آن را به نصف کاهش دهد.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به شرایط متفاوت رودخانه‌های جنوب و غرب دریای خزر یادآور شد: وضعیت در رودخانه‌های ایران، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و سایر کشور‌های جنوبی و غربی حوضه خزر متفاوت است، به گونه‌ای که در برخی از این رودخانه‌ها به دلیل برداشت گسترده آب، در دوره‌هایی می‌توان از بستر آنها به صورت پیاده عبور کرد. این شرایط نشان می‌دهد در برخی رودخانه‌های جنوبی و غربی، جریان اکولوژیک رودخانه عملا از بین رفته است، در حالی که چنین وضعیتی در رودخانه ولگا مشاهده نمی‌شود.

علیزاده با تاکید بر اینکه کاهش تراز دریای خزر تنها ناشی از برداشت آب نیست، گفت: مصرف آب در حوضه آبریز خزر در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی نیز وجود داشت، اما در همان دوره تراز آب دریای خزر روند افزایشی را تجربه می‌کرد؛ بنابراین نمی‌توان کاهش کنونی تراز آب را صرفا به برداشت آب نسبت داد. برخی برآورد‌ها نشان می‌دهد اگر الگوی مصرف آب در حوضه آبریز خزر به شرایط ۷۰ تا ۸۰ سال پیش و کشاورزی سنتی بازگردد، پس از حدود ۱۵ سال ممکن است تراز آب دریای خزر حدود یک متر افزایش یابد.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی تصریح کرد: اگر چنین افزایشی در زمان اوج تراز آب دریای خزر در سال ۱۳۷۳ رخ می‌داد، احتمالا بخش‌هایی از شهر‌های ساحلی از جمله آستارا، بندرانزلی و برخی مناطق دیگر با خطر آب‌گرفتگی مواجه می‌شدند؛ بنابراین برداشت آب بر تراز خزر اثرگذار است، اما شدت این اثر با آنچه در دریاچه ارومیه یا آرال رخ داده، قابل مقایسه نیست.

وی با تاکید بر اینکه مهمترین پیامد برداشت بی‌رویه آب از رودخانه‌های جنوبی و غربی دریای خزر، آثار زیست محیطی آن است، نه خشک شدن خود دریای خزر، افزود: زمانی که جریان یک رودخانه به حدی کاهش پیدا کند که امکان عبور خودرو از بستر آن فراهم شود، به این معناست که پایداری اکولوژیک آن رودخانه از بین رفته است رودخانه باید ارتباط طبیعی خود را با تالاب یا دریا حفظ کند و قطع این اتصال، به معنای گسسته شدن ارتباط اکولوژیک میان رودخانه و اکوسیستم دریایی است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به تاثیر این وضعیت بر آبزیان، توضیح داد: این موضوع به ویژه در فصل مهاجرت و تکثیر طبیعی ماهیان، از اسفند تا اردیبهشت، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا بسیاری از گونه‌های ماهیان دریای خزر برای تخم‌ریزی وارد رودخانه‌ها می‌شوند.

وی اضافه کرد: کاهش جریان آب، برداشت شن و ماسه، شست‌وشوی خودروها، حضور گسترده گردشگران و سایر فعالیت‌های انسانی، علاوه بر ایجاد مزاحمت برای ماهیان، امنیت زیستگاه‌های تخم‌ریزی را نیز کاهش می‌دهد و در بسیاری از موارد حتی آب کافی برای مهاجرت ماهیان به بالادست رودخانه‌ها وجود ندارد. مصرف بی‌رویه آب رودخانه‌های حوضه دریای خزر از نظر زیست محیطی پیامد‌های بسیار مهمی دارد و باید مدیریت شود، اما این روند به معنای خشک شدن دریای خزر نیست و چنین برداشتی از نظر علمی درست نیست.

آخرین وضعیت تراز خزر

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به آخرین وضعیت تراز آب دریای خزر گفت: بر اساس داده‌های ماهواره‌ای، تراز آب دریای خزر همچنان در نوسان است، اما روند بلندمدت نشان می‌دهد این پهنه آبی به پایین‌ترین تراز‌های ثبت‌شده در دهه ۱۹۷۰ میلادی نزدیک شده است.

علیزاده اظهار کرد: بر اساس داده‌های ماهواره‌ای ثبت شده در ماه ژوئیه، تراز آب دریای خزر حدود منفی ۲۵.۴۵ متر نسبت به مبنای ارتفاعی دریای بالتیک بوده است؛ مبنایی که در اغلب کشور‌های حاشیه دریای خزر برای اندازه‌گیری تراز آب استفاده می‌شود.

وی افزود: در زمستان گذشته تراز آب تا حدود منفی ۲۸.۹ متر نیز کاهش یافت، اما با طغیان بهاره رودخانه ولگا، بخشی از این کاهش جبران شد و در فصل تابستان دوباره افزایش نسبی تراز آب مشاهده شد. در فصل زمستان به دلیل یخبندان و کاهش آبدهی رودخانه ولگا، تراز آب دوباره افت می‌کند؛ از این رو دریای خزر به طور طبیعی دارای نوسانات فصلی است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی ادامه داد: تراز کنونی خزر تقریبا به شرایط سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ (۱۹۷۷ میلادی) نزدیک شده است که از پایین‌ترین تراز‌های ثبت شده دریای خزر به شمار می‌رود.

علیزاده با اشاره به نتایج پژوهش‌های خود درباره تالاب‌های ساحلی دریای خزر، گفت: در یکی از مقالات منتشرشده، وضعیت خشک شدن تالاب‌های ثبت‌شده در کنوانسیون رامسر را با یکدیگر مقایسه کرده‌ام. تالاب‌های ثبت‌شده ایران در سواحل دریای خزر شامل "تالاب انزلی"، "تالاب بوجاق" در دلتای سفیدرود، "تالاب امیرکلایه"، "تالاب فریدونکنار" و مجموعه تالابی "خلیج گرگان"، "میانکاله" و "لپو زاغمرز" هستند که همگی از تالاب‌های دارای اهمیت بین‌المللی محسوب می‌شوند.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به برخی خطا‌های رایج در نامگذاری مناطق شمال کشور گفت: نام صحیح تالاب امیرکلایه است و نه «امیرکلا». بسیاری از این اشتباهات به دلیل برداشت نادرست از واژه‌های گویش محلی در گذشته ایجاد شده و در برخی نقشه‌ها و نوشته‌ها نیز تکرار شده است. در گویش محلی گیلان، واژه «ای» در ابتدای برخی نام‌ها به معنای «اینجا» است و در گذشته هنگام ثبت اسامی، این واژه به اشتباه جزئی از نام محل تلقی شده است.

علیزاده افزود: نمونه‌های مشابهی از این نوع تغییرات در نام برخی روستا‌ها و محله‌های گیلان نیز دیده می‌شود که ریشه آنها به برداشت نادرست از گویش محلی بازمی‌گردد.

وی با اشاره به تالاب‌های ثبت‌شده سایر کشور‌های حاشیه دریای خزر، گفت: ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان نیز هر کدام تالاب‌هایی دارند که در کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده‌اند و بخش‌هایی از دلتای ولگا، دلتای اورال، خلیج ترکمن‌باشی و خلیج آق‌گُل از جمله این مناطق هستند.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی اظهار کرد: بررسی‌های ما نشان می‌دهد در میان مجموعه تالاب‌های ثبت‌شده سواحل جنوبی دریای خزر، یکی از تالاب‌ها به طور کامل خشک شده است. تالاب گمیشان در سال‌های اخیر به طور کامل خشک شده و در بازدید‌های میدانی حتی امکان تردد خودرو در بستر آن وجود داشته است. بخش عمده این تغییرات ناشی از تغییر اقلیم است، هرچند عوامل محلی نیز می‌توانند بر شدت آن اثرگذار باشند.

وی خاطرنشان کرد: برخی تالاب‌های واقع در ترکمنستان و جمهوری آذربایجان نیز با روند کاهش سطح آب مواجه هستند، اما به دلیل عمق بیشتر، وسعت زیاد و فاصله از مراکز جمعیتی، کمتر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته‌اند.

وی افزود: برخلاف بسیاری از تالاب‌های ساحلی ایران که در مجاورت شهر‌ها قرار دارند، تالاب‌های برخی کشور‌های همسایه از تراکم جمعیتی کمتری برخوردارند؛ از این رو آثار کاهش آب در آنها کمتر دیده می‌شود، هرچند این تالاب‌ها نیز تحت تأثیر تغییرات اقلیمی قرار دارند.

وضعیت تالاب‌های حاشیه خزر

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با مقایسه وضعیت تالاب‌های حاشیه دریای خزر در کشور‌های مختلف، گفت: تالاب‌های ایران به دلیل وسعت کم، عمق پایین و قرار گرفتن در مجاورت مراکز جمعیتی، بیش از تالاب‌های سایر کشور‌های حاشیه خزر در معرض فشار‌های انسانی و پیامد‌های کاهش تراز آب قرار دارند.

علیزاده با بیان اینکه کاهش تراز آب دریای خزر موجب محدود شدن برخی تالاب‌های حاشیه‌ای شده است، اما شدت این تأثیر در همه مناطق یکسان نیست، افزود: دلتای رودخانه اورال به دلیل شیب بسیار کم و محدود بودن حجم آب ورودی، به شدت تحت تأثیر کاهش تراز آب قرار گرفته است و وسعت آن کاهش یافته است، در مقابل، دلتای ولگا با وجود کاهش تراز آب دریای خزر، هنوز آسیب جدی ندیده است؛ زیرا حجم عظیم آب ورودی رودخانه ولگا همچنان توان جبران کاهش تراز آب را دارد.

وی خاطرنشان کرد: البته اگر در آینده تراز آب دریای خزر بیش از وضعیت کنونی کاهش یابد، دلتای ولگا نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت، اما در شرایط فعلی، آبدهی این رودخانه مانع از بروز تغییرات شدید شده است.

علیزاده با اشاره به ویژگی تالاب‌های ایران با بیان اینکه تقریبا تمامی تالاب‌های ساحلی ایران کوچک، کم‌عمق و در محاصره روستاها، شهرها، مراکز صنعتی و فعالیت‌های انسانی قرار دارند، خاطر نشان کرد: همین موضوع آسیب‌پذیری آنها را افزایش داده است. حتی تالاب گمیشان که نسبت به سایر تالاب‌های ساحلی از تراکم جمعیتی کمتری برخوردار است، در سال‌های اخیر با توسعه تاسیسات شیلاتی و سایر فعالیت‌های انسانی مواجه شده است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی یکی از مهمترین چالش‌های تالاب‌های شمال کشور را فشار‌های انسانی دانست و گفت: تالاب انزلی فاضلاب بسیاری از شهر‌های اطراف را دریافت می‌کند و تالاب‌های امیرکلایه، بوجاق، فریدونکنار و خلیج گرگان نیز هر یک با انواع مختلفی از فشار‌های انسانی مواجه هستند. کوچک بودن، کم‌عمق بودن و استقرار در مجاورت مراکز جمعیتی، مهمترین عامل افزایش آسیب‌پذیری تالاب‌های ایران در برابر تغییرات اقلیمی است.

علیزاده درباره اقدامات قابل انجام برای حفاظت از تالاب‌های در معرض خشکی گفت: اگرچه برای برخی تالاب‌ها امکان بازگرداندن شرایط گذشته وجود ندارد، اما حداقل می‌توان محدوده تالاب را حفظ و از تغییر کاربری آن جلوگیری کرد. بررسی‌های میدانی ما نشان داد در بخش‌هایی از تالاب گمیشان، پس از عقب‌نشینی آب، اراضی تالابی به محل دامداری و چرای دام تبدیل شده است و این موضوع فشار مضاعفی بر اکوسیستم وارد می‌کند.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی در عین حال اظهار کرد: مطالعات پژوهشگاه نشان می‌دهد اگر شرایط تراز آب برای مدت طولانی در وضعیت پایین تثبیت شود، به تدریج یک تالاب جدید در بخش دیگری از این منطقه شکل خواهد گرفت. اندازه‌گیری‌های میدانی نشان داده است که در داخل دریا یک زبانه ماسه‌ای در حال شکل‌گیری است که به تدریج رشد می‌کند و با محصور شدن آب در پشت آن، زمینه تشکیل یک تالاب جدید فراهم می‌شود.

علیزاده خاطرنشان کرد: چنین رخدادی پیش از این نیز در سواحل شرقی دریای خزر اتفاق افتاده و در گذشته تالاب حسنقلی به همین شیوه شکل گرفته و سپس در دوره‌های بعدی خشک شده است. مطالعات رسوب‌شناسی پژوهشگاه بر روی یک مغزه ۱۱ متری نیز نشان می‌دهد طی حدود سه تا سه هزار و ۵۰۰ سال گذشته، این چرخه خشک شدن و تشکیل مجدد تالاب‌ها چندین بار تکرار شده است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی درباره وضعیت خلیج گرگان گفت: این خلیج اکنون به تراز آب دهه ۱۳۵۰ نزدیک شده و در صورت حفظ ارتباط آبی آن با دریای خزر، می‌تواند همچنان پایدار باقی بماند. در حال حاضر با اجرای عملیات لایروبی، ارتباط آبی خلیج گرگان با دریای خزر از طریق کانال‌ها بهبود یافته و وضعیت آن نسبت به گذشته مناسب‌تر شده است.

علیزاده تصریح کرد: پایداری خلیج گرگان بیش از هر چیز به تراز آب دریای خزر وابسته است و نه به آب رودخانه‌ها؛ هرچند ورود آب شیرین رودخانه‌ها برای حفظ شرایط اکولوژیک این منطقه ضروری است. برای تداوم تبادل آب، باید دست کم یکی از کانال‌های "آشوراده" یا "چپقلی" فعال بماند. بسته شدن کانال خزینی اهمیت کمتری دارد، اما حفظ ارتباط آبی از طریق یکی از دو کانال اصلی ضروری است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی تاکید کرد: اگر تراز آب دریای خزر به میزان زیادی کاهش یابد، حتی انتقال مصنوعی آب نیز نمی‌تواند مشکل خلیج گرگان را حل کند؛ زیرا زبانه ماسه‌ای حدود ۶۰ کیلومتری این منطقه اجازه نگهداری آب را نمی‌دهد و آب از میان رسوبات ماسه‌ای عبور خواهد کرد.

وی درباره سایر تالاب‌های ساحلی، گفت: تالاب‌های لپو زاغمرز بیش از هر چیز به زهکش‌ها و روان‌آب‌های دامنه‌های البرز وابسته هستند و برای پایداری آنها باید اجازه داد بخشی از آب شیرین به این تالاب‌ها برسد و تمام منابع آب در بالادست صرف کشاورزی نشود. تالاب فریدونکنار نیز برای بقا به آبدهی مناسب حوضه‌های بالادست وابسته است و مدیریت منابع آب در این منطقه نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ این تالاب دارد.

علیزاده درباره تالاب امیرکلایه نیز گفت: این تالاب در گذشته ارتباط طبیعی با دریای خزر داشت، اما اکنون این ارتباط قطع شده است و بقای آن بیش از هر چیز به مدیریت منابع آب شیرین و کاهش فشار‌های انسانی وابسته است. در برخی مواقع حتی آب شیرین این منطقه برای مصارف کشاورزی پمپاژ می‌شود؛ از این رو حفاظت از تالاب امیرکلایه مستلزم کاهش برداشت آب و کنترل فعالیت‌های انسانی در حوضه آبریز آن است.

گره خوردن بقای تالاب‌ها با مدیریت انسانی

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با تأکید بر اینکه سرنوشت بسیاری از تالاب‌های شمال کشور به نحوه مدیریت انسانی گره خورده است، گفت: مهمترین اقدام برای حفظ تالاب‌های ساحلی، جلوگیری از تعرض به حریم آنها و کاهش فشار‌های ناشی از فعالیت‌های انسانی است.

وی اظهار کرد: در تالاب‌های غرب گیلان از جمله کیاشهر و بوجاق، حتی اگر سطح آب کاهش یابد، باید محدوده تالابی حفظ شود؛ زیرا این مناطق زیستگاه‌های ارزشمند حیات‌وحش هستند و در صورت فراهم شدن شرایط طبیعی، قابلیت احیای مجدد را دارند. مهمترین اصل در مدیریت این تالاب‌ها، حفظ حریم و کاربری تالابی آنها است و نباید اراضی خشک‌شده به کاربری‌های دیگر اختصاص پیدا کنند.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به وضعیت تالاب انزلی، یکی از مهمترین مسائل این تالاب را ورود بار رسوبی و مواد آلی ناشی از فاضلاب‌های شهری دانست که برای کنترل آن به سرمایه گذاری گسترده در حوزه جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب نیاز است، ادامه داد: اندازه‌گیری‌های پژوهشگاه در محل خروجی تالاب انزلی به دریای خزر نشان می‌دهد شرایط هیدرولوژیکی این تالاب نسبت به گذشته تغییر کرده است.

علیزاده افزود: در گذشته، بررسی جریان‌ها و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی آب نشان می‌داد که بخشی از آب شور دریای خزر وارد تالاب انزلی می‌شود، اما آخرین اندازه‌گیری‌ها نشان می‌دهد اکنون تنها آب شیرین از تالاب به سمت دریا جریان دارد و به دلیل کاهش تراز آب دریای خزر، دیگر امکان نفوذ آب شور به داخل تالاب وجود ندارد. به همین دلیل، بخش‌های لب‌شور تالاب انزلی عملا از بین رفته و این تالاب اکنون یک تالاب کاملاً آب شیرین محسوب می‌شود.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی تاکید کرد: مهمترین موضوع در حفاظت از تالاب انزلی، حفظ محدوده تالابی است؛ زیرا این تالاب از طریق ۱۱ رودخانه تغذیه می‌شود و همین موضوع باعث می‌شود همواره بخشی از آن مرطوب و دارای آب باقی بماند. حتی اگر تراز آب دریای خزر باز هم کاهش یابد، تالاب انزلی به طور کامل خشک نخواهد شد، بلکه به تدریج بیشتر به یک دلتای رودخانه‌ای شباهت پیدا می‌کند و بخش‌هایی از آن همچنان دارای آب خواهد بود.

علیزاده ادامه داد: بنابراین آنچه اهمیت دارد، مدیریت صحیح فعالیت‌های انسانی است؛ اینکه حریم تالاب حفظ شود، از تصرف اراضی خشک‌شده جلوگیری شود و فشار‌های مستقیم انسانی بر اکوسیستم تالاب کاهش یابد.

وی با اشاره به ضرورت مدیریت بهره‌برداری از منابع طبیعی تالاب گفت: صید ماهی، شکار و سایر فعالیت‌های انسانی باید بر اساس برنامه‌های مدیریتی و با رعایت ظرفیت اکولوژیک تالاب انجام شود.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به سابقه آلودگی تالاب انزلی، اظهار کرد: مشکلات این تالاب موضوع تازه‌ای نیست و سابقه آن به چند دهه قبل بازمی‌گردد. از دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، همزمان با توسعه صنعتی شهر رشت، فاضلاب‌های صنعتی وارد رودخانه‌های زرجوب و گوهررود می‌شد و در فصل تابستان، به دلیل افزایش دما و کاهش اکسیژن، تلفات ماهیان رخ می‌داد؛ به‌گونه‌ای که حتی از طریق رسانه‌ها به مردم توصیه می‌شد از مصرف ماهیان تلف‌شده خودداری کنند. این مساله نشان می‌دهد که فشار‌های انسانی بر تالاب انزلی سابقه‌ای طولانی دارد و حاصل توسعه نامتوازن در دهه‌های گذشته است.

وی تاکید کرد: امروز به جای مقصر دانستن افراد یا دستگاه‌ها، باید بر حل مسئله تمرکز کنیم؛ زیرا تنها راه نجات تالاب انزلی، کاهش فشار‌های انسانی، مدیریت فاضلاب، جلوگیری از تصرف حریم تالاب و حفاظت از محدوده اکولوژیک آن است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی یادآور شد: به دلیل ورود آب ۱۱ رودخانه به تالاب انزلی، خشک شدن کامل این تالاب از نظر علمی قابل انتظار نیست و همواره بخش‌هایی از آن دارای آب و کارکرد‌های اکولوژیک خواهد بود تا در صورت افزایش مجدد تراز آب دریای خزر، امکان احیای طبیعی بخش‌های وسیع‌تری از تالاب فراهم شود.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با تاکید بر اینکه تالاب انزلی به دلیل تغذیه از رودخانه‌های پرآب با خطر خشک شدن کامل مواجه نیست، گفت: تنها در صورتی می‌توان خشک شدن کامل این تالاب را متصور شد که تمامی آب رودخانه‌های ورودی آن به طور کامل توسط انسان مصرف شود؛ موضوعی که در شرایط کنونی واقع‌بینانه نیست. وجود رودخانه‌های پرآب ورودی به تالاب انزلی سبب می‌شود که این تالاب حتی در شرایط کاهش تراز آب دریای خزر نیز بخشی از کارکرد‌های اکولوژیک خود را حفظ کند.

وی افزود: مدیریت صحیح تالاب‌ها در کنار پایش مستمر تراز آب دریای خزر، مهم‌ترین اقدام برای حفظ این زیست‌بوم‌های ارزشمند است.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی از برگزاری برنامه‌ای تخصصی به مناسبت روز دریای خزر خبر داد و گفت: روز دریای خزر ۲۱ مردادماه است، اما با توجه به همزمانی این مناسبت با تعطیلات رسمی، تلاش می‌کنیم برنامه بزرگداشت آن را در ۲۰ مرداد برگزار کنیم. در این نشست، تازه‌ترین دستاورد‌های پژوهشی مرتبط با دریای خزر و اکوسیستم‌های ساحلی ارائه خواهد شد.

معاون پژوهشی پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی با اشاره به برخی یافته‌های جدید پژوهشگاه، گفت: بخشی از نتایج پژوهش‌های اخیر هنوز منتشر نشده و در این مصاحبه نیز به آنها اشاره‌ای نکردم، زیرا در حال آماده‌سازی برای انتشار در یکی از مجلات معتبر علمی بین‌المللی هستند. برخی از این دستاورد‌های پژوهشی از نتایج بسیار مهم و قابل توجهی برخوردارند و انتشار آنها می‌تواند جامعه علمی را شگفت‌زده کند.

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha