کارشناس دفتر مطالعات وزارت خارجه:
نامه احمدی نژاد گشودن باب تعامل با آمریکا بود
به گزارش آفتاب نیوز، 
«نامه احمدی نژاد توانسته است ما را از حالت تقابل و درگیری خارج کرده و به علت تعامل با آمریکا و غرب برگرداند.»
کریمی در زمینه اجلاس (1+5) گفت: به دلیل اینکه آلمان هنوز دارد خسارت های سیاسی ناشی از دوران نازیسم را در اتحادیه اروپا پس می دهد، ضمن اینکه اروپایی ها هم نمی خواهند که این غول اقتصادی در اروپا را مورد تحقیر قرار دهند، یکسری ملاحظات را همواره بر روی آلمان دارند و حتی حق وتو را به او نمی دهند.»
وی در ادامه افزود: مفهوم اجلاس (1+5) که هیچگاه از آن به عنوان 6 عضو شورای امنیت نام برده نمی شود این است که، آلمان نتواند سیاست خارجی مستقلی داشته باشد. در عین اینکه آنها در مورد پرونده هسته ای ایران، آلمان را پیشتاز کرده و به جلو می اندازند تا از پتانسیل های آن به نفع خود استفاده کنند.»
این کارشناس مسائل استراتژیک با توجه به همکاری ایران و آلمان تاکید کرد: «جا دارد که ما در روابط سیاسی اقتصادی خود با آلمان این سری ملاحظاتی را که از سوی غرب بر آلمان تحمیل می شود، در روابط دیپلماتیک خود مدنظر قرار دهیم.»
وی همچنین در حالی که به تاریخچه سیاسی تعامل و تقابل بین کشورهای اروپا و آمریکا قبل و بعد از جنگ های جهانی اول و دوم اشاره می کرد، در مورد سیاست خارجی انگلیس در منطقه خاورمیانه گفت: «چندی پیش اعلام شد که بین انگلستان افغانستان یک توافق 10 ساله امضا شده است که به عقیده من هر چند متن آن منتشر نشده اما به احتمال، در تبصره یا بندی از این سند، از توافق در مورد متصل شدن افغانستان به ایران جلوگیری شده است.»
وی در تشریح این سند انگلیسی افزود: «زیرا موتور متحرک اتحادیه اروپا دو کشور آلمان و فرانسه هستند. عراق، ایران نیز به عنوان دو موتور محرکه خاورمیانه مطرح هستند. پس در واقع بر اساس این سند تاریخی رقابت تعاملی در اتحادیه اروپا، بین ایران و عراق نیز از نظر انگلیسی ها نباید تعاملی صورت گیرد و به همین دلیل آنها در منطقه حضور نظامی بلند مدتی را دارند.»
این متخصص مربوط به روابط انگلیس و آمریکا در مورد اینکه چرا در رابطه ایران و غرب باید تعامل جای تقابل را بگیرد، عنوان کرد: تعامل هزینه کمتری نسبت به تقابل دارد، دیپلماسی جایگزین جنگ می شود و پیشرفت اقتصادی به جای سقوط تدریجی ایجاد می شود و...»
وی در مورد ابزارهای تعامل افزود: «برای تعامل به دو اهرم 1- شناخت و 2- دیپلماسی نیاز است. در مورد پیشرفت الان مسئولین ما می گویند که تفکر ما تفکر زمان 1357 است. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که تفکر سال 1357 تفکر تقابل است و برگشتن به آن تفکر در حال حاضر برای ما یک نقیصه مطرح می شود. این در حالی است که دیپلماسی نیز به عنوان اهرم دوم تعامل یعنی هنر درگیر شدن و درگیر کردن.»
کریمی در خاتمه برای ایجاد و تعامل با غرب پیشنهاد داد که:
1- روابط ایران با کشورهای منطقه ای در قالب یک اتحاد منطقه ای باید تسریع شود. چون قدرت اتحادیه فراتر از تکروی است.
2- ایجاد توازن در روابط با کشورهای غربی که اروپا و آمریکا و همچنین تفکیک بین «آمریکا و انگلیس» و قاره «اروپا».
3- ایجاد دیپلماسی قوی با انگلیس، زیرا خاورمیانه حوزه نفوذ انگلیس است هر چند که به ظاهر مشاهده نشود ولی در عمل این چنین است.
4- ایجاد تحول در کار آمدی دولت در داخل یا تغییر و تحول در مشاوران سیاسی.
5- ایجاد روابط استراتژیک با کشورهای خاص منطقه و جهان به منظور هدفمند شدن روابط.
کریمی در پایان جلسه در حالیکه به سوال خبرنگاران پاسخ می داد به خبرنگار آفتاب در مورد تاثیر نامه احمدی نژاد به بوش گفت: «تا قبل از نامه روابط ایران و غرب به سمت تقابل می رفت. اما بعد از 27 سال، این نامه توانست رابطه بین این دو کشور ایجاد کند که خود نقطه عطفی در رابطه مستقیم است. زیرا این رابطه در حال حاضر دارد به سمت تعامل پیش می رود. زیرا در واقع ابزار تعامل با دیپلماسی و صحبت کردن است.»