گفتگویی با زهرا صدر اعظم نوری
تنها بانوی شهردار پس از انقلاب چه میگوید؟
به گزارش آفتاب نیوز،
خانم نوری ابتدا شرحی از سوابق و فعالیتان بگویید. من متولد 1341 هستم و در تهران به دنیا آمدهام. در زمینه مدیریت اجرایی و فلسفه تحصیل کردهام و فوق لیسانس این دو رشته را دارم. فعالیت فرهنگی و اجتماعی را به صورت جدی از سال 71 و از جنوب شهر تهران را آغاز کردهام و در ایجاد مراکز فرهنگی به جز اولین پایهگذاران ایده خانههای فرهنگ محله و فرهنگسراها به شمار میروم. ما کارمان را از یک نقطه کوچک در تهران شروع کردیم و این کار فرهنگی کوچک که در غالب یک مؤسسه فرهنگی به اسم «قلم» بود اندک اندک توسعه یافت و مورد حمایت شهردار وقت تهران و مدیریت شهری واقع شد.
رفته رفته فعالیتها گسترده شد تا به بزرگترین مرکز فرهنگی شهر یعنی فرهنگ سرای خاوران تبدیل شد و من مدتی هم مدیرعامل این مجموعه بودم و حاصل این موفقیتهای جمعی و گروهی که همه با هم فعالیت میکردیم، ورود ما به عرصه مدیریت شهری شد و توانستم شهردار منطقه هفت تهران شوم.
حدود 8 سال شهردار منطقه 7 تهران بودم و پس از آن در سال 82 با تغییر مدیریت شهرداری عرصه فعالیتم را تغییر دادم و به سازمان محیط زیست رفتم و از آذر 82 تا 84 نیز رئیس محیط زیست شهر تهران بودم و اساسا آن را راهاندازی کردم.
در مدتی که در شهرداری منطقه 7 تهران بودم نیز تلاش کردم تا نقش زنان را در شهرداری پررنگ کنم و اگر قابلیتی را میبینم از آن استفاده کنم و تلاش کردم که توانمندی زنان را با حمایت مستقیم خود افزایش دهم. بنابراین در این مدت چندین معاون و مدیر زن داشتم و مراکزی ویژه زنان و جوانان در آنجا ایجاد کردیم اما متأسفانه پس از سال 82 تمام آن فعالیتهای مربوط به زنان خنثی شد و همه زنانی که به نوعی پست داشتند از آن مسئولیتها کنار گذاشته شدند.
چطور توانستید در مجموعه شهرداری که یک محیط مردانه تلقی میشود توانایی های خود را ثابت کنید؟ زمانی که من به این پست منصوب شدم، حضور زنان در جامعه کمرنگ بود، به خصوص در حوزههای اجرایی کمتر شاهد حضور زنی بودیم که مسئولیت اجرایی داشته باشد. وقتی من به این پست منصوب شدم ابتدا برای همه تعجب آور بود. نگاه عدهای ناباورانه بود که مگر میشود یک زن شهردار باشد؟ چرا که شهرداری از نظر آنان یک کار مردانه و سخت بود. برخی این حرکت را یک نمایش میدانستند و فکر میکردند که خانمی را به عنوان شهردار گذشتهاند اما در پشت پرده آقایان کار میکنند و این زن تنها در جلوی صحنه ایفای نقش میکند. برخی فکر میکردند این کار یک حرکت سیاسی است و آن را به عنوان یک کار سیاسی قلمداد میکردند و بعضیها هم برخوردهای بسیار تندی با این مسأله انجام دادند و علیرغم این که هم دین و هم رهبران ما به نقش زن توجه ویژه دارند، بعضیها احساس میکردند که با این حرکت اعتقادات زیر سوال رفته است. بنابراین آن زمان فعالیت زنان سخت بود و ما باید تلاش میکردیم تا به این تفکرات و اظهارات پاسخ عملی بدهیم. و من تلاش کردم با عمل و حضور مستمر و با جدیت و اعتماد به نفس، نشان بدهم که این کار ابدا نمایش نیست و کاملا جدی است. من از همان روز اول باید برنامهریزی میکردم و نشان دادم این کار یک کار مردانه نیست. چرا تصور میکنید شهرداری و مدیریت شهری یک عمل مردانه است. شهر را مجموعهای از زنان و مردان تشکیل میدهند و ما باید با دیدی زنانه و مردانه به شهر نگاه کنیم.
بنابراین در آن مقطع بسیار سخت بود که خود را اثبات کنیم و ما برای این امر تلاش بسیار کردیم. من مثل تمام شهرداران دیگر وظایفم را انجام دادم و در تمام بحثها مثل خدمات شهری، شهرسازی، حمل و نقل، مسایل عمرانی و ساخت و ساز، بحث اجتماعی و فرهنگی و موضوعات دیگر پرداختم و طبیعی بود که باورهای اولیه تغییر پیدا کرد و رفتارها متعادلتر شد و پس از آن دیدیم که در سطوح پایینتر خانمها منسوب شدند اما در آن زمان چون قبل از سال 76 نیز بود مشکلات و سخنهای فراوانی داشت.
پذیرفتن مسئولیت به ویژه چنین مسئولیتی به عنوان شهردار نیازمند وجود اعتماد به نفس بالا و اطمینان خاطر است. چه کسانی بیشترین اطمینان خاطر را به شما در آن زمان میدادند.
به هر حال خانواده بیشترین نقش را دارد. من از زمان دانشآموزی نیز علاقهمند به کارهای مدیریتی بودم و در جاهای مختلف این ویژگی را در خودم میدیدم خانواده من خیلی مؤثر بودند و تشویق میکردند و طبیعتا اعتماد به نفس من نیز بالا میرفت.
از سوی دیگر هنگامی که من این مسئولیت را در سال 75 پذیرفتم حمایتهای شهردار تهران و نحوه تعامل و برخورد ایشان اعتماد به نفس من را افزایش میداد.
از سوی دیگر وقتی با مردم صادقانه، شفاف و از سر اخلاص رفتار شود نحوه برخورد و تعامل و رضایتمندی مردم، اعتماد به نفس و جرأت میدهد یعنی جایی که مردم آدم را خدمتگذار واقعی بدانند و قبول کنند که برای خدمت و کمک آمدهایم بهترین مشوق، حامی و پشتیبان هستند و آنان هستند که کمک میکنند تا احساس ضعف، سستی و تردید نداشته باشیم و در آن مقطع پس از لطف الهی همراهی مردم کمک بزرگی به من کرد.
برخورد شهردارهای مناطق دیگر با شما که تنها زن آن مجموعه بودید چگونه بود؟ هیچ برخورد منفی، بازدارنده و مقابله کنندهای از آنان ندیدم. بعضی از آنها باور نداشتند اما به هر حال پذیرفته بودند که یک زن در کنار آنها به عنوان همکار قرار گرفته است من برخورد صریح و تندی از آنان ندیدم حتی بعضی از شهرداران مناطق که دارای تجربههای مفیدی نیز بودند به من کمک کردند و از تجربههایشان نیز به من آموختند و برخوردهای خوب شهردار وقت تهران نیز بسیار در رفتار سایرین مؤثر بود.
به نظر شماحضور زنان در نقاط تصمیمگیری شهری و مراکز اجرایی مانند شورای شهر و شهرداری تا چه میزان میتواند برنامهریزان و تصمیمگیران و سیاستگذاران را در شناخت مشکلات و مسائل زنان کمک کرده و یاری رساند؟
اگر شهر را مجموعهای از شهروندان زن و مرد بدانیم و قائل باشیم که زنان و دختران نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل میدهند، نمیتوانیم در سیاستگذاریها و برنامهریزیها به این جمعیت 50 درصدی بیتفاوت باشیم .بنابراین هر چقدر بتوانیم در سطوح تصمیمگیری و سیاستگذاری و نهایتا اجرا از این پتانسیل برخوردار باشیم اثرگذاری بیشتر خواهد شد. اما وقتی نگاه کلی بیتوجه به این بخش 50 درصدی باشد اثر جامع و مانعی نخواهد گذشت و نمیتواند به همه ابعاد توجه کند.
در شورای شهر که نقش مجالس محلی را ایفا میکند و به مدیریت شهری برای اداره شهر کمک میکنند، نقش زنان میتواند یک نقش تعیین کننده باشد. به هر حال شورای شهر نزدیکترین مکان به شهروندان هست و با مسائل روزمره شهروندان سر و کار دارد و طبیعتا اگر در ترکیب شورای شهر و در شهرداریها از نیروی زنان بهرهمند شویم میتوانیم برای همه افشار جامعه به ویژه زنان اثرگذاری داشته باشیم.
امروزه زنان شهر تهران با مشکلات فراوانی روبرو هستند. زنان برای جابجایی و استفاده از وسایل حمل و نقل شهری و یا استفاده از اماکن عمومی و تفریحی با مشکلات ویژهای روبهرو هستند ...
وقتی زنان در تصمیمگیریها و تصمیمسازیها نقش داشته باشند برای 50 درصد جامعه هم فکری میکنند و برای آن برنامهریزی خواهند کرد و تلاش میکنند متناسب با نیازهای جمعیت برنامه داشته باشند. ما در شهر و کشور دارای مشکلات و محدودیتهای فراوانی برای زنان هستیم که اینها را میتوان با برنامهریزی رفع کرد و فضای سالم، مطمئن و امن را برای زنان فراهم نمود. برای مثال امنیت تردد زنان در شهر و به ویژه در شب موضوع مهمی است و باید به آن پرداخت و برنامهریزی کرد.
در لیست اصلاحطلابان برای انتخابات شوراها چند زن وجود دارد؟
لیست اصلاحات هنوز کامل نشده است و نمیتوان به طور یقین گفت که چند زن در لیست حضور دارند. اما این اعتقاد و علاقهمندی وجود دارد که تعداد زیادی از زنان را در لیست داشته باشیم و حداقل 4 زن را در لیست اصلاحطلبان مشاهده کنیم.
شعار ویژهای هم برای ورود زنان به انتخابات شوراها دارید؟ شعار ما میتواند امنیت زنان، نقش زنان در تصمیمسازی و بحث زنان و شورای شهر و جامعه مدنی باشد.
نگاه دولت خاتمی و دولت احمدینژاد به زنان، از زوایای بسیاری قابل توجه است. به نظر شما آیا سهم مشارکت زنان در دولت نهم با دولت اصلاحات برابر است؟ اولین بار که زنان در جمهوری اسلامی توانستند به کابینه راه پیدا کنند در زمان دولت اصلاحات بود. در دولت خاتمی دو زن را در کابینه و به عنوان معاون و مشاور رئیس جمهور دیدیم و طبیعی است که دولتهای بعدی اگر میخواستند به مقوله زن بپردازند نمیتوانستند کمتر از دولت خاتمی به آن نگاه کنند بنابراین حرکت نخستین در زمان اصلاحات آغاز شد اما این انتظار میرود که چنین حرکاتی فراگیر باشد و به سطوح مختلف ارتقا پیدا کند.
در دولت اصلاحات حرکات خوبی آغاز شد و بعضا معاونین وزرا، مدیران کل و مشاورین استانداران از میان زنان انتخاب شدند اما در دولت نهم این گستردگی را کمتر میبینیم بسیاری از پستها و مسئولیتهایی که در دوران اصلاحات به زنان واگذار شده بود، از آنان گرفته شد و به مردان واگذار گشت.
نوع نگاه این دو رییس جمهور نیز تفاوتهای بسیاری دارد برای مثال پیشنهاد تقلیل ساعات کاری زنان برحسب تعداد فرزندان از سوی احمدینژاد را حرکتی در راستای احقاق حقوق زنان نمیدانم چرا که به این صورت زنان از پستهای مهم حذف میشوند و طبیعی است در یک مجموعه که خانمی با حداقل ساعت کاری حضور داشته باشد، آن مجموعه به آن زن به عنوان یک نیروی جدی نگاه نمیکند و مسئولیت جدی هم به او سپرده نخواهد شد و شاید رفته رفته زمینه حذف زنان فراهم شود.
ورود اصلاحطلبان به انتخابات شوراها، آغاز دیگری برای ادامه پروژه اصلاحات در حوزه شهروندی و خدمات شهری است، به نظر شما که در شهرداری هم کار کردهاید، آغاز اصلاح در روند شهرسازی و توسعه شهر تهران از کجا باید آغاز شود؟
در شهر مشکلات و مسائل مختلفی وجود دارد و باید تلاش شود که در تعامل مدیریت شهری با شهروندان یک نوع روانسازی کنیم به گونهای که شهروندان به دور از بوروکراسی سخت و وقتگیر بتوانند مشکلات را به راحتی حل کنند باید تلاش شود که فرایندهای پاسخگویی سریعتری به وجود آید. به هر حال باید تلاش کرد تا نقش جامعه مدنی در مدیریت شهری پررنگ شود و دیوان سالاری به گونهای مطلوب تغییر کند.
اصلاحطلبان در این دوره از انتخابات با شعار «عملگرایی در مقابل بنیادگرایی» به صحنه آمدهاند. عملگرایی اصلاحطلبان به چه معنا است؟ آیا تفکر سازندگی را ادامه خواهند دارد؟
مجموعه افرادی که با عنوان اصلاحطلبان وارد عرصه انتخابات شدهاند دارای تجربه کارهای اجرایی هستند به هر حال مدیریت شهری یک مقوله کاملا اجرایی است و تلاش بر این است که نیروها از لحاظ اجرا و عمل تجارب گوناگونی را داشته باشند و اگر تأکید بر عملگرایی میشود برای این است که به جای شعار و حرف، عمل کنیم .
برخی معتقدند اصلاحطلبان در شورای شهر اول کارکرد ضعیفی داشتند، آیا شما پتانسیلی برای حضور مردم در انتخابات و رأی به اصلاحطلبان میبینید؟ شورای شهر اول، اولین تجربه بود و برای اولین بار آغاز شده بود. اگر عملکرد شورای اول را بررسی کنیم، در سال اول انسجام و هماهنگی بیشتری را مشاهده میکنیم اما بعضی از تکرویها و رفتارهای برخی از افراد، باعث آسیب به شورا شد و نتوانستند عملکرد موفقی را نشان دهد. اما اگر عملکرد دولت اصلاحات واقعبینانه تبیین شود، میبینیم که عملکرد دولت بسیار موفق بوده. بنابراین حضور مجدد اصلاحطلبان به عرصه مدیریت شهری حداقل برای جامعه ما تداعیکننده موفقیتهای دولت اصلاحات است. اگر انتخابات سالم برگزار شود مردم ما با درایت افراد اصلح را انتخاب میکنند. به هر حال درشت نمایی مشکلات و کم رنگ کردن موفقیتها اثرات منفی دارد.
وحرف آخر؟ امیدوارم شاهد حضور گسترده و چشمگیر مردم در انتخابات 24 آذر باشیم و مردم با حضور گسترده و با انجام یک انتخابات سالم بتوانند کسانی که شایستگی واقعی را برای کرسی شورای شهر دارند انتخاب کنند تا مردم از خدمات آنها بهرهمند شوند.