آفتابنیوز : حضور فيلمسازان برجسته در تبليغات انتخاباتی نه تنها رونقی به دوره تبليغات نامزدها داده است، بلکه خود به جريانی تبديل شده که سينمادوستان و منتقدان را مشتاقانه به انتظار تماشای اين آثار نگاه داشته تا با ديدی کارشناسانه، اين فيلمسازان را اين بار، در اين گونه مورد نقد و داوری قرار دهند.
بهروز افخمی برای کروبی شايد انتظار می رفت که بهروز افخمی ياور معين، ديگر نامزد اصلاح طلبان باشد، اما انگار او ترجيح داده که بر روی مهره محتملتری سرمايه گذاری کند و سراغ مهدی کروبی رفته که پيداست هم اقبال فراتری از معين يافته است، و هم در ميان نهادهای رسمی و عمدتا اصولگرای جمهوری اسلامی مقبوليت بيشتری دارد؛ جدا از اينکه حتما همراهی اين دو بر روی کرسی های مجلس ششم رفاقتی را نيز ميان آنان فراهم آورده است.
بايد ديد که گرايش فن گرايانه افخمی چگونه می تواند روح مردم را تسخير کند و نگاههای بيشتری را به سوی مهدی کروبی برگرداند.
داود ميرباقری و مهدی فخيم زاده برای علی لاريجانی ياری دو فيلمساز صاحب نام، داود ميرباقری و مهدی فخيم زاده با علی لاريجانی نيز چندان دور از ذهن نبود. اين سه، پيشتر در زمان رياست لاريجانی بر صدا و سيمای ايران، به اشتراک، توليدات عظيمی در سطح تلويزيون ايران را به سرانجام رسانده اند: امام علی، ولايت عشق، آخرين سردار، دوران معصوميت، خواب و بيدار و ... پس شايد ساخت فيلم تبليغاتی لاريجانی توسط اين دو فيلمساز را بتوان ادای دينی به مدير سابق صدا و سيما به حساب آورد.
جواد شمقدری برای محمود احمدی نژاد
به نظر می رسد که برخی نزديکان محمود احمدی نژاد، شهردار تهران، سعی در ايجاد هياهويی تبليغاتی در همکاری فيلمسازان با اين نامزد داشته اند. به همين خاطر نام چند فيلمساز در حول و حوش احمدی نژاد برده شد.
اگر سنخيت جمال شورجه و جواد شمقدری با محمود احمدی نژاد چندان اسباب تعجب نباشد، ذکر نام مجيد مجيدی در پشتيبانی و همراهی از اين نامزد از يکی از خبرگزاری های ايران، به همان سرعتی که موجب شگفتی شده بود، با همان سرعت نيز با تکذيب محکم فيلمساز امور را به حالت عادی بازگرداند. سرانجام، با قطعيت يافتن جواد شمقدری شايعات نيز پيرامون سازنده فيلم تبليغاتی احمدی نژاد به پايان رسيد.
کمال تبريزی برای اکبر هاشمی رفسنجانی
سعيد ابراهيمیفر برای مصطفی معين به نظر می رسد که فيلمسازی همچون کمال تبريزی، کارگردان فيلم مارمولک، رگ خواب تماشاگر را شناخته باشد و بتواند در کار خود توده ها را تحت تأثير قرار دهد و آرايی را به سمت هاشمی رفسنجانی سوق دهد؛ اما قابل پرسش است که فيلمساز نخبه گرايی چون سعيد ابراهيمی فر تا چه حد در ايجاد ارتباط گسترده مردمی با اهداف مصطفی معين موفق خواهد بود.
شايد هم ستاد انتخاباتی معين در اين زمان ترجيح داده با استفاده از ابراهيمی فر، روشنفکران و نخبگان دلسرد و نا اميد از عرصه سياسی ايران را به اين حوزه بازگرداند و تأثير در اين گروه را هدف قرار داده است. بايد ديد که ابراهيمی فر تا چه حد قدرت نفوذ در ذهن اين گروه عبوس و سخت گير را خواهد داشت.
فيلمسازان جنگ برای محمد باقر قاليباف و محسن رضايی اما کسی نمی داند همکاری گروه سازنده دوئل، با محمد باقر قاليباف، فرمانده سابق نيروی انتظامی را پای سابقه احمدرضا درويش، کارگردان دوئل در گرايش به سينمای جنگ و علاقه بسيار اين فيلمساز در ايجاد صحنه های پرتحرک نظامی و استفاده وسيع از ادوات جنگی بگذارد، يا ساخت اين فيلم تبليغاتی را هم يکی ديگر از پروژه های ماجراجويانه اين فيلمساز محسوب کند.
حسين قاسمی جامی هم ديگر فيلمسازی است که از سينمای جنگ می آيد. پس قابل تصور است که نزديکی فيلمساز با نظاميان و سپاهيان، او را با محسن رضايی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، هماهنگ کرده است، تا سازنده فيلم تبليغاتی اين نامزد باشد.
محرم زينال زاده برای محسن مهرعليزاده
بی شک نام محرم زينال زاده نيز پا به پای ديگر فيلمسازان صاحب نام که در ميدان تبليغات انتخاباتی وارد شده اند، رونقی به انتخابات نهم ايران خواهد داد؛ با اين وجود، سابقه بازيگری زينال زاده در اين ميان بيشتر يادآور چهره معصوم و شکننده او در نقش نسيم فيلم بای سيکل ران مخملباف خواهد بود که حالا آمده تا برای محسن مهرعليزاده فيلم تبليغاتی بسازد.
بايد ديد اين گونه معصوميت تا چه حد موجب تأثر و همدردی مردم ايران و گرايش به محسن مهرعليزاده خواهدشد.
انتخابات و ترديدهای سينماگران
به نظر می رسد جامعه هنرمندان و سينماگران ايران برای گرم کردن تنور انتخابات هنوز ترديد دارند و برخلاف دو دوره گذشته با سردی، با اين رويداد روبرو شده اند.
نامه کانون کارگردانان سينمای ايران را می توان به مثابه تحليلی گذرا از اعمال روشهای متناقض و وعده های بی سرانجام سالهای اخير، در حوزه فرهنگ و سينما دانست. اين کانون در نامه ای خطاب به هشت نامزد رياست جمهوری آورده است: "سوءاستفاده از جايگاه ويژه سينما در ميان افکار عمومی، به نفع جريانهای سياسی و عدم تحقق وعده ها و شعارهای انتخاباتی، موجب سرخوردگی جامعه محترم سينمايی کشور گرديده است...
مجلس دوره قبل نشان داد که چگونه فرصتهای مهم را می توان از دست داد و هيچ بهره ای برای حوزه فرهنگ و هنر نگرفت، و مجلس فعلی نيز، در بررسی و تدوين بودجه نشان داد که جناحهای سياسی کشور در بی مهری به حوزه های فرهنگی مشترکات فراوانی دارند...
نتيجه طبيعی چنين رفتاری، عدم انگيزه کافی و قابل اتکا در مجموعه هنرمندان برای گرم کردن تنور انتخابات است... "
و در انتها از تمامی نامزدها خواسته است که برنامه های خود در حوزه سينما را اعلام کنند: "لذا درخواست داريم چناچه سينما را جزو مقولات اولويت دار می دانيد، برنامه های عملی خود را برای گسترش، و يا احيانا محدود کردن، و يا حتی حفاظت از وضعيت موجود اعلام فرماييد، تا با روشن شدن افکار عمومی و جامعه سينمايی کشور، مقدمات حضور فعال و آگاهانه اين مجموعه فراهم گردد."