ریشههای حمله ترکیه به شمال عراق
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب-سیدمرتضی میری: دولت ترکیه پس از کسب مجوز از پارلمان این کشور برای حملهی نظامی به مواضع حزب کارگران کردستان عراق (PKK) که یک سازمان تروریستی تلقی میشود، نیروهای ارتش خود را در مرز با کردستان عراق مستقر نموده و حملات پراکندهای نیز انجام داده است. برای بررسی این تحول مهم منطقهای وحتی جهانی، میبایست این واقعه را در 3 بخش چرایی، چگونگی و سرانجام تحلیل کنیم.
برای یافتن پاسخ چرایی این رویارویی نیز 3 مسئله نقش اساسی ایفا میکند:
1- خواست تاریخی جداییطلبان کرد و تشکیل کردستان بزرگ متشکل از کردستان ایران، عراق، ترکیه و سوریه.
2- نقش ایالات متحده آمریکا در این درگیری.
3- اهداف جمهوری ترکیه از لشگرکشی به مرزهای جنوب شرقی.
گروههای جداییطلب کرد همواره رؤیای خودمختاری، استقلال و تشکیل کشور کردستان را در سر میپروراندهاند و برای دست یافتن به هدف خود پیوسته دو راهکار را در پیش گرفتهاند:
• فعالیت سیاسی (اعم از قانونی و زیرزمینی) به قصد فدرالیزه نمودن نظام سیاسی کشور خود.
• تحرکات نظامی، مبارزه مسلحانه و طراحی و اجرای عملیات تروریستی علیه حکومتهای مرکزی.
بنابراین، در صورت توفیق احتمالی در راهکار نخست، پس از دستیابی به خواست اولیه یعنی تشکیل نظام ایالتی و ایالت کردستان، رفته رفته ساز خودمختاری را نواخته و سپس با توسل به راهکار دوم شرایط را ناآرام نموده و از کنترل حکومتهای مرکزی خارج کنند و با استقلال هرکدام از قسمتهای کردنشین و الحاق به یکدیگر، کردستان بزرگ را تشکیل دهند. آنها علیرغم عدم توفیق در دستیابی به این خواسته تاریخی همچنان در تلاشند.
نقش ایالات متحده آمریکا در این درگیری منطقهای را میتوان بر اساس اهداف بلندمدت و کوتاهمدت تعریف کرد. بیگمان میتوان آمریکا را بزرگترین حامی و محرک جداییطلبان کرد دانست. این حمایت و تحریک از استراتژی سلطهجویانه آمریکا نشأت میگیرد. به علت اهمیت منطقهای خاورمیانه از جهات گوناگون (اقتصادی، ژئوپلتیک، ترانزیت و . . .)، که شرح و بسط آنها از حوصله این مقال خارج است، آمریکا سالهاست که رأسا راهبرد سلطهی مستقیم بر منطقه را در پیش گرفته است که طی سالیان گذشته به دستاوردهای مهم ودرخور توجهی نیز رسیده بود.
البته در بعضی از نقاط منطقه، طی یکی دو سال اخیر با بحران دیپلماسی و معادلات تازه و بر خلاف پیشبینیهای گذشته مواجه شده است. برای به ثمر نشاندن راهبرد سلطه مستقیم بر منطقه آمریکا نیازمند در پیش گرفتن راهکاری است که در سایر نقاط جهان نیز کمابیش استفاده نموده است: راهکار تجزیه منطقه.
آمریکا سعی دارد با چندپاره نمودن و لقمه لقمه کردن منطقه، از پس لقمه گلوگیر و بزرگ خاورمیانه برآید. پرواضح است که کشورهای کوچک تجزیه شده در منطقه بسیار راحتتر تحت سلطه قدرتهای فرامنطقهای و در رأس آنها آمریکا قرار میگیرند تا کشورهای بزرگ و قدرت منطقهای همانند ایران و ترکیه مستقل که به طور قطع آمریکا را در پیشبرد اهداف خود دچار مشکل خواهند کرد.
در واقع، توفیق احتمالی جداییطلبان کرد از آن جهت به سود آمریکاست که نه تنها قسمتی از منطقه را چندپاره میکند، بلکه عامل تحریک جداییطلبان سایر اقوام و مذاهب منطقه نیز خواهد شد. بنابراین، حمایت آمریکا از گروههایی چون PKK و توفیق احتمالی آنها قسمتی از اهداف بلندمدت آمریکا در استراتژی سلطه مستقیم بر منطقه را تأمین خواهد کرد.
هدف مقطعی و کوتاهمدت آمریکا از حضور و نقشآفرینی در این معرکه، افزایش قیمت نفت است. افزایش چشمگیری که میتواند یک منظور اصلی را در پی داشته باشد. ضربه زدن به چین به عنوان قدرت اقتصادی بزرگ دنیا و جدیترین رقیب آمریکا در عرصه اقتصاد جهانی. چین از نظر منابع انرژی کشور فقیری به شمار میرود و به همین دلیل از بزرگترین خریداران و مصرفکنندگان نفت (بخصوص نفت ایران و خاورمیانه) و سایر منابع انرژی است. با این تفاسیر، افزایش چشمگیر قیمت نفت پس از آغاز این مناقشه، اقتصاد چین را دچار خسران خواهد کرد. این برنامه در کنار سایر تحرکات آمریکا علیه چین میتواند منشأ اثر باشد.
مسئله دیگر در بررسی چرایی این مناقشه، اهداف ترکیه از این لشگرکشی و رویارویی نظامی است. هدف نخست و بارز ترکیه، چنانکه مقامات بلند پایه این کشور بارها اعلام کردهاند، پاسداری از تمامیت ارضی و حفظ یکپارچگی ملی است که این امرمستلزم مقابله با گروههای تروریستی که این مهم را تهدید میکنند، است.
هدف دوم، تثبیت خود در منطقه به عنوان قدرت نظامی (علاوه بر قدرت سیاسی واقتصادی) است. ترکیه هم اکنون در دوران گذار از کشور وابسته محض و با حضوری کمرنگ در منطقه به قدرتی مستقل و فعال در منطقه به سر میبرد و این تحرک راهکاری است برای تسریع روند تثبیت خود در میان همسایگان.
هدف سوم ترکیه ابراز مخالفت با سیاست تجزیه عراق و استقرار دولت کرد در کردستان عراق است. طرحی که در کنگره آمریکا به تصویب نمایندگان رسید و حتی باوجود مخالفت بوش نمیتوان بهسادگی از آن چشم پوشید.
برآیند موارد مطروح در سطور فوق، چرایی این نزاع تازه منطقهای را روشن میکند. برای تحلیل چگونگی این نزاع میبایست نظری به خط مشی این گروههای تروریستی جداییطلب بیفکنیم. گروههای جداییطلب کرد و سرآمد آنها حزب کارگران کردستان (PKK)، که مبارزه مسلحانه و تروریستی را در دستورکار دارند در سه جبهه اصلی و یک جبهه کوچکتر مشغول فعالیت هستند. شمال (مرز با ترکیه و درون مرزهای این کشور)، شرق (مرز با ایران و درون مرزهای آن) و جنوب (داخل عراق) جبهههای اصلی ودرگیریها با مقیاس کوچکتر با سوریه جبهه فرعی است. این گروهها با نفوذ به داخل خاک ایران و ترکیه و سوریه اقدام به انجام عملیات تروریستی و نا آرام کردن محیط نموده و از آن فضای متشنج برای ضربه زدن به آن کشورهای بهره میبرند. در عراق نیز با همین روش سعی در جداسازی کردستان عراق برای تشکیل هسته اصلی کردستان بزرگ هستند.
اما طراحی و اجرای این برنامهها وعملیات بدون حمایت آمریکا و سایر کشورهای ذینفع ممکن نیست. کمکهایی که به صورت مالی، استراتژیک و آموزشی در اختیار جداییطلبان کرد قرار میگیرد. طبیعی است که دول یاد شده در برابر تهدیدات داخلی و خارجی که تمامیت ارضی و امنیت ملت ها را به مخاطره میاندازد، بیتفاوت ننشسته و علیه این کنشهای نامطلوب واکنش متناسب نشان خواهند داد. تداوم این مقابلهها در کنار عوامل مطرح شده در تحلیل چرایی این نزاع، چنین درگیریهایی را شکل میدهند.
در حال حاضر، ترکیه حملات پراکندهای را انجام داده است و تا برچیده شدن پایگاههای PKK دست از اقدام نظامی نخواهد شست. در صورت حملات گسترده ارتش ترکیه به مواضع حزب کارگران کردستان انهدام پایگاههای این حزب قطعی به نظر میرسد پس ادامه این روند به سود ایالات متحده نخواهد بود. تا این مرحله از این مناقشه قسمتی از اهداف آمریکا تأمین شده است و به صلاح سیاستهای این کشور نیست که دایره این جدال از این فراتر برود، زیرا در صورت تداوم این روند آمریکا یکی از ابزارهای مهم خود در منطقه را از دست خواهد داد.
بنابراین، جمعآوری موقت پایگاههای PKK وتعلیق محدود فعالیتهای نظامی این حزب و گروههای مشابه محتمل به نظر میرسد. نتیجه این اقدام پیشگیری از وقوع جنگی دیگر در منطقه است.
آمریکا علیرغم شکست تقریبی دیپلماسی خود در منطقه از دست رفتن تدریجی برخی از پایگاهها، مثل ترکیه و بلااستفاده شدن برخی دیگر چون آذربایجان، میتواند در این میان دستاوردهایی را کسب کند. در سوی دیگر، نیز ترکیه پیروز سیاسی این مناقشه خواهد بود چرا که به اکثر اهداف خود دست یافته است.