سیاوش جمادی:
كانت، هایدگر و هگل عقبتر از آدورنو
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: سیاوش جمادی كه به ترجمهی «تئوری زیباییشناسی» (Asthetische Theorie) تئودور آدورنو از زبان آلمانی مشغول است، بر تسلط این فیلسوف به هنر و زیباییشناسی تأكید كرد.
جمادی طی مصاحبه با ایسنا با تشریح تئوری زیباییشناسی آدورنو گفت: تئوری زیباییشناسی آدورنو نظریهای است در باب كار هنری و نسبت آن با واقعیت تجربی و اجتماعی. فیلسوفان بزرگی مثل كانت و هگل نیز دربارهی زیباییشناسی آثار درخوری ارایه كردهاند. اما آدورنو در این كتاب، نه تنها نظریهی جدیدی بر مبنای تئوری انتقادی و دیدگاه ماركسی - هگلی مكتب فرانكفورت به دست میدهد، بلكه تئوریهای زیباییشناسی قبل از خودش مثل نظریهی كانت را محل نقد و بررسی قرار میدهد.
مترجم «هستی و زمان» هایدگر با اشاره به احاطهی كامل تئودور آدورنو به كارهای هنری، افزود: هنر نو و كلاسیك، موسیقی مدرن و پاپ، موسیقی تونال و آتونال، رمان، شعر و نقاشی از جمله مصالح تحقیق آدورنو هستند. خوشبختانه او به شاخههای مختلف هنری بخصوص موسیقی احاطهی قابل قبول و بینظیری دارد. وقتی «تئوری زیباییشناسی» را مینویسد، واقعا به موسیقی اشراف بینظیری دارد. خودش یكی از موسیقیشناسان بزرگ جهان است، حتا شاید بیش از آنكه فیلسوف باشد، موسیقیشناس است. پیانیست زبردستی است. در خانوادهای موسیقیدان پرورش یافته و به طور كلی با موسیقی انس و الفت دارد. وقتی از موسیقی باخ صحبت میكند، بیمبنا نیست؛ بلكه آن را نت به نت و با تمام وجود گوش كرده است؛ بنابراین از نظر آشنایی با آثار هنری، حیطهی اطلاعات بسیار وسیعتری نسبت به كانت، گارتن، كروچه و هگل دارد.
جمادی با بیان اینكه مفهوم زیباییشناسی با آثار كانت، صورتبندی فلسفی یافته است، تأكید كرد: با وجود این، تسلط كانت به اندازهی آدورنو نیست. حتا هایدگر كه «سرچشمهی كار هنری» را نگاشته یا هگل كه كتابی دوهزارصفحهیی در باب «استاتیك و زیباییشناسی» دارد، چند گام از آدورنو عقب هستند. آدورنو در كتابش مكررا برای بسط تئوری زیباییشناسی خود، اثار متعددی را شاهد مثال میآورد، دربارهی آنها بحث میكند و هر یك از آثار را میشكافد و در نهایت، یك تئوری زیباشناختی مبتنی بر سنت ماركسی - هگلی فلسفی كه رابطهی هنر و واقعیت تجربی را بررسی میكند، ارایه میدهد. وی این تئوری را با مثالهای متعدد به تفصیل بسط میدهد.
این مترجم دربارهی زبان پیچیدهی آدورنو در كتاب «تئوری زیباییشناسی» گفت: گاهی به نظر میآید پیچیدگی زبان آدورنو عمدی است. او میتوانست به زبان روانتری مطلب خود را انتقال دهد. پیچیدگی زبانی كه در آثار هگل و هایدگر به چشم میآید، به علت پیچیدگی مطلبی است كه منتقل میكنند، برخلاف زبان آدورنو كه میتوانست مطلب را با زبان راحتتری ارایه كند. آدورنو زبان بسیار كژتاب و پیچیدهای دارد كه زحمت مترجم را دوچندان میكند. شاید میخواسته سبكی از موسیقی آتونال را در نثر پیاده كند.
جمادی در پایان گفت: «تئوری زیباییشناسی» كتابی 500صفحهیی است. متن حجیم و دشواری دارد و به همین دلیل، كار ترجمه به كندی پیش میرود و احتمالا تا یك و نیم سال آینده به پایان خواهد رسید.
«تئوری زیباییشناسی» توسط انتشارات فرهنگستان هنر به بازار كتاب عرضه خواهد شد.