دیدگاه های خاتمی در مورد مسایل منطقه و جهان
به گزارش آفتاب نیوز، 
وي با تاكيد بر اين كه ما بايد طرح خاورميانه اسلامي را قبل از طرح خاورميانه بزرگ جورج بوش مطرح ميكرديم، ادامه داد: البته این به اين معنا نیست كه خواسته خود را به ديگران تحميل كنيم؛ بلكه ما بر سلسله اصول مشتركي كه همان دموكراسي است متمركز ميشويم؛ دموكراسي كه مطابق با اصول دين، انديشه، آزادي، كسب علم، توسعه و تحول است. ما عناصر تشكيل دهنده اين مساله را در اختيار داريم و ميتوانيم اين كار را انجام دهيم. ما بايد شعار خاورميانه بزرگ براساس دموكراسي، تحول، توسعه و احترام به كرامت ملتهايي كه در اين منطقه زندگي ميكنند را مطرح كنيم.
خاتمي گفت: به نظر من ملتهاي خاورميانه از سه موضوع رنج ميبرند. اول وجود دولتهاي مستبدي است كه هيچ ارتباطي با ملتها ندارند، دوم تبعيت اين دولتها از كشورهاي بيگانه و تحقير شدن آنها از سوي دولتهاي استعمارگر است و سوم نگراني از جنبشهاي تندرويي است كه ميخواهند به اسم اسلام عقب ماندگي و آشوب را به آن تحميل كنند. اما ملتهاي جهان اسلام به ويژه ملتهاي با فرهنگ و متمدن خواهان كشور مستقل و دموكراسي هستند كه از سوي ارزشهاي ديني مناسب عصر حاضر هدايت شود. طبيعتا اين طرح مخاطب زيادي خواهد داشت و جهان اسلام از آن استقبال خواهد كرد.
وي در ارزيابي خود از ديوار حايلي كه اسراييل در داخل اراضي فلسطيني ايجاد كرده است از آن به عنوان يك مصيبت ياد كرد و گفت: ديوار حايل مصيبتي است كه مشكلات زيادي را ايجاد ميكند. ژاك شيراك، رييسجمهور فرانسه به من گفته است كه به اسراييليها ابلاغ كرده كه نميتواند اين وضعيت را تحمل كند؛ زیرا يك فلسطيني كه قبلا ميتوانست با طي مسافت 30 متر با برادرش ديدار كند اكنون بايد با طي مسافت چندين كيلومتر با برادرش ملاقات كند. در جهان بيفايده بودن ساخت اين ديوار به اثبات رسيده است. نه تنها بايد اين ديوار برچيده شود بلكه اسراييل بايد از تمام سرزمينهاي اشغالي عقب نشيني كند و به فلسطينيها اجازه دهد كه به سرزمينشان بازگردند و خود سرنوشت كشورشان را به دست بگيرند. تجربيات گذشته ثابت كرده است طرحهايي كه در آن حقوق ملت فلسطيني ناديده گرفته ميشوند، محكوم به شكست هستند.
خاتمي درباره حزبالله لبنان و سلاح های آن و همچنين توافق با فرانسه درباره نقش سياسي حزبالله اظهار داشت: مساله حزبالله مساله يك گروه كوچك كه به عنوان مثال به ايران و يا هر كشور ديگري ارتباط داشته باشد، نيست. حزبالله يك جنبش مستقل با رمز مقاومت در برابر اشغالگران است و اين مساله خوشبختانه يك مساله كاملا ملي در لبنان است. امروزه ملاحظه ميكنيد كه تمامي گروههاي موجود در لبنان اعم از معارضان، موافقان، شيعه، اهل تسنن، ائتلافي كه تحت اسم رفيق حريري، نخست وزير فقيد و وليد جنبلاط همگي به رغم اختلافات موجودشان بر اين مساله كه حزبالله رمز مقاومت لبنان است، توافق نظر دارند و با خلع سلاح اين مقاومت در مقابل دشمني كه همواره بخشهايي از خاك لبنان را تحت اشغال داشته و تهديدهايش هم چنان پابرجاست، تاكيد دارند. لبنانيها خودشان ميگويند اگر حزبالله نبود اسراييل طي مدت كوتاهي به مركز بيروت ميرسيد. متوقف شدن مقاومت هرگز به نفع لبنان نيست و ما همواره از اين تفكر حمايت ميكنيم و معتقديم كه حزبالله ريشه در لبنان دارد و در مذاكرات با شيراك هم بر اين مساله تاكيد شده است. شيراك تاكيد كرد كه هيچ گاه خواهان تضعيف حزبالله و يا خلع سلاح آن نبوده است و در اين زمينه مخالف با متحدانش اروپايياش بوده است.
وي ادامه داد: حزبالله به همراه سلاح خود باقي ميماند؛ طبيعتا اين سلاح براي بحراني كردن منطقه به كار نميرود. و حتي اين مساله جزو اصول استفاده از سلاح از سوي حزبالله نيست. اين سلاح در مقابل دشمن خاك و مردم لبنان به كار گرفته خواهد شد. بيشك بسياري از كشورها به ويژه كشورهاي غربي خواهان خلع سلاح حزبالله هستند؛ اما مهم اينست كه آيا آنها ميتوانند چنين كاري انجام دهند، لبنانيها بر پايبنديشان نسبت به توافقنامه طائف تاكيد دارند و بسياري هم با توافقنامه 1559 مخالفند. به نظر من لبنانيها با خلع سلاح حزبالله حتي اگر انجام اين تصميم موجب انحلال آن شود مخالفند. سوال اينجاست كه چرا اسراييل ميتواند با ساخت ديوار حايل قطعنامههاي بينالمللي را ناديده بگيرد، اما لبنان نميتواند بخشي از قطعنامه را كه به ضرر منافع ملي و .... منافع بيگانگان است ناديده بگيرد به نظر من قطعنامه 1559 نميتواند مانع از حضور قدرتمند حزبالله در عرصه شود.
موسس مجمع جهاني گفتوگوي تمدنها در ارزيابي از روابط بين ايران و جهان عرب و اسلام اظهار داشت: به نظر من انقلاب اسلامي توانسته است با ويژگيهاي خودش زمينه را براي افزايش نزديكي بين ايران و دو جهان اسلام و عرب فراهم كنند. از دستاوردهاي بزرگ دولتم تلاش براي توسعه روابط با كشورهاي اسلامي و عربي بود؛ هنوز يك سال از عمر دولتم نميگذشت كه روابط خوبي را با عربستان و همسايگان جنوبي آغاز كرديم. هم چنين تلاشهاي خوبي براي نزديكي بيشتر با دولتي چون مصر آغاز كرديم. اواخر دولتم در راستاي ارتقاي سطح روابط با مصر قدم برداشتيم؛ اما متاسفانه مشكلاتي در اين ميان ايجاد شد. با اين حال اين روند هم چنان ادامه دارد. در اين جا تاكيد ميكنم كه روابط ما با كشورهاي جهان عرب و اسلام مبدا استراتژي است و اين روابط به نفع تمام كشورهاي منطقه است. ياد گرفتيم كه براي تحقق اهداف مشترك و رويارويي با چالشهاي مشترك چگونه بدون اينكه در امور يكديگر دخالت كنيم، در كنار هم باشيم. اميدوارم كه اين روابط به عقب باز نگردد و بيش از پيش تحكيم يابد. بدون شك اصول اين نگرش سياسي به صورت ثابت باقي خواهد ماند. اميدواريم دولت جديد ايران بتواند اين شيوه را ادامه دهد و هر روز ما شاهد نزديكي بيشتر در روابط بين ايران با كشورهاي عربي و اسلامي باشيم.
وي درباره موضعگيريهايي مبني بر صدور مجوز انقلاب ايران سوال شد كه گفت: اصلا چنين معني وجود ندارد؛ حتي در دوره امام(ره) راحل صدور انقلاب به معناي دخالت در امور ديگران تفسير نشده است. در خصوص اين مساله از سالها پيش سوتفاهماتي وجود داشت. اين كشورها هستند كه سرنوشتشان را تعيين ميكنند و مهمترين نمونه آن هم عراق است؛ عليرغم اين كه اكثريت ساكنان عراق را شيعيان تشكيل ميدهند، و ما هم روابط خوبي با آنها داريم، ايران جزو مدافعان اصلي ايجاد دموكراسي در عراق است تا همه طوايف و ملتها در سايه دموكراسي به ايفاي نقششان بپردازند. ما هرگز به خودمان اجازه نميدهيم كه حكومت خودمان را به آنها تحميل كنيم. من در اينباره اصلا نگراني ندارم. صدور انقلاب به شيوهاي كه برخيها فكر ميكنند، هرگز جزیي از سياستهاي اصلي انقلاب اسلامي نيست. اين معنا را دشمنان رايج كردهاند. كساني هم كه در اين خصوص به اين شيوه فكر ميكنند، يا از معني صدور انقلاب بياطلاعند و يا نيت خيري ندارند، آنها در سياست خارجی ما نقشي ندارند.
از خاتمي سوال شد كه دليل شكست ميانجيگريها ميان ايران و آمريكا چيست، او پاسخ داد: ميانجيگريها در صورتي كه بر اساس بهبود روابط باشد موثر است، اما متاسفانه از آغاز چه از طرف ايران و چه آمريكا اين نگرش وجود داشته كه روابط بهبود نمييابد. نگرشهايي در ايران و آمريكا وجود دارد كه سياست آنها نوعي سياست تخريب است. در ايران هم برخيها نسبت به آمريكا بسيار بدبين هستند و معتقدند كه هرگونه نزديكي در روابط با اين كشور به ضرر منافع ملي است و اين مساله به دليل پيامدهايي است كه از آمريكاييها و سياستهاي اشتباه آنها در قبال ايران ايجاد شده است. در آمريكا هم برخيها معتقدند ايران كشوري انقلابي است كه خواهان ايجاد نوعي دموكراسي اسلامي است و در صورتي كه ايران موفق به ايجاد چنين دموكراسي شود، پايگاههاي كشورهاي خارجي در منطقه نابود ميشود. همين احساس در كشورهاي اسلامي نيز احساس ميشود، بنابراين اين سوءظن همچنان ادامه دارد و سياست اصلي طرفين بر اساس عدم نزديكي روابط است. تا زماني كه اين اصل استراتژيكي وجود دارد وساطت و ميانجيگري مفهومي ندارد. طبيعتا اقدامات خوبي در دوره رياست جمهوري من و بيل كلينتون انجام شده است.
وي ادامه داد: به نظر من سياستهاي كلينتون متفاوت از ديگران و به واقعيت نزديكتر بود. من هم تلاش كردم تماسهايي با آمريكاييها داشته باشم و در سخناني وجههاي از فرهنگ تاريخ و سياستهاي اوليهي ايران را براي افكار عمومي آمريكا مطرح كنم. توانستيم تا حدي به يكديگر نزديك شويم تا آنجا كه خانم مادلين آلبرايت، وزير امور خارجه دولت كلينتون اعتراف كرد كه سياست آمريكا در قبال ايران اشتباه بوده است و نسبت به دخالت كشورش در امور داخلي ايران ابراز ناخرسندي كرد. مطمئنا اين مساله گامي به جلو بود اما متاسفانه اشتباهات خود آمريكاييها برخي از سياستمداران و همچنين دشمنيهاي آنها در قبال ايران روحيه بدبيني را در داخل ايران ايجاد كرد؛ امري كه موجب عدم نزديكي در روابط دوطرف شد.
وي خاطرنشان كرد: بهتر است نوعي تغيير در ديدگاههاي طرفين ايجاد شود و بايد اقدام در اين خصوص از سوي آمريكاييها باشد؛ اما آنچه كه ما ميبينيم اينست كه متاسفانه نه تنها زمينه اين تحول در ديدگاه آمريكاييها تقويت نشد، بلكه اين زمينه با روي كار آمدن نو محافظهكاران آمريكايي به قدرت از بين رفته است. ادعاهاي بيهوده دولت بوش در قبال ايران موجب شد از تلاشهايي كه طي چند سال در خصوص نزديكي در روابط طرفين برداشته شد فاصله بگيريم.
وي ابراز اميدواري كرد؛ عبرتي كه آمريكا از خاورميانه و عراق گرفته و تجربيات موفقي كه ما در طول هشت سال گذشته از سياست يكدلي كسب كردهايم، عاملي باشند كه دو طرف به ديدگهاهاي يكديگر مثبتتر نگاه كنند و آمريكا اولين گام را با ايجاد تغييرات در سياستهايش بردارد. در اين صورت نيازي به ميانجي وجود ندارد، بلكه ميتوانيم خودمان مستقيما پيشرفتهايي در اين زمينه داشته باشيم.
رييسجمهور هشت سال گذشته ايران در پاسخ به تعيين سياستهاي نظام و نقش مقام معظم رهبري در اين زمينه گفت: طبيعتا انقلاب اسلامي خطوط عريض و اصول اصلي سياستهاي نظام را تعيين ميكند و در اين مساله طبيعي است كه هر دولتي براي پيشرفت خود با رهبرش هماهنگي كند. ما هنوز از نظر سياسي درباره ايجاد روابط با آمريكا به نتيجه نرسيديم. تا زمانيكه اين سياست را داشته باشيم هيچ حكومت محافظهكار و يا اصلاح طلبي نميتواند بر خلاف آن حركت كند. به نظر من با تغيير دولت هيچ تغييري در روابط ايران و آمريكا ايجاد نميشود، اگر آمريكاييها تغييرات عملي را در سياستها و شيوههايشان به كار بستند سياست كلي ايران هم در راستاي تفكر در ايجاد تغييرات در خصوص ديدگاهاي فعلياش حركت خواهد كرد.
وي در بيان اين كه آيا منافع مشتركي بين دو كشور وجود دارد، اظهار داشت: به نظر من با وجود اهداف درازمدت ما در بسياري از موارد منافع نزديك به هم با آمريكا داشتيم كه از جمله آن منافع در عراق و افغانستان بود همان طور كه ميدانيد ما و آمريكاييها از مدافعان برگزاري انتخابات در اين كشورها بوديم در مساله سرنگوني نظام طالبان اگر نقش جمهوري اسلامي ايران و همكاري آن نبود آمريكا با مشكلات زيادي مواجه ميشد. اما اين همكاري مرحلهاي و تاكتيكي به معناي يك همكاري اوليه نبود. آمريكاييها قصد سيطره بر عراق و افغانستان را داشتند به همين دليل همواره به آنها سفارش ميكرديم كه سياستشان موجب ضرر آنها خواهد بود كه همين طور هم شد به گونهاي كه زمينه براي فعاليت گروههاي تروريستي در عراق فراهم شد و مشكلاتي را براي خود آمريكاييها ايجاد كرد، اما اين نزديكي تاكتيكي و مرحلهاي هرگز به معناي نزديكي در اهداف استراتژيكي نيست و از نظر ما اينها كاملا متضاد با هم هستند، من معتقدم كه ما ميتوانيم از فرصتها به صورت بهتري براي از بين بردن بحران و ايجاد ثبات بيشتر امنيتي استفاده كنيم.
خاتمي درباره نگرانيهاي ناشي از خشونتهاي طايفهاي در عراق گفت: متاسفانه اين يك واقعيت تلخ در عراق، كشورهاي جهان اسلام و كشورهاي جهان سوم است. انتظار چنين پديدهاي را داشتيم و به همين دليل تلاش كرديم تا اين مشكلات در اختلافات قومي طائفهاي و مذهبي منعكس نشود، خوشبختانه اين مشكل تا حدي در بعد قومي آن كنترل شد و كردها، اعراب و تركمن نتوانستند تا حدي با يكديگر همكاري كنند. اين مساله در دولتي كه تشكيل شده تجلي يافته است. رييسجمهور كرد و نخست وزير شيعه هستند اما متاسفانه اختلافات طايفهاي گسترش يافته است. نوعي سو ظن نسبت به تصورات ذهني قبلي وجود داشت طي چند سال گذشته برادران اهل تسنن حكومت عراق را به عهده داشتند و شيعيان به دور از حكوت بودند از اين جا بود كه اهل تسنن تصور ميكنند امتيازاتي را در دولت از دست خواهند داد. از سوي ديگر شيعيان احساس ميكردند كه در گذشته مورد ظلم واقع شده بودند و امروز از ظلم تاريخي كه در حقشان روا شده بود آزاد شدهاند به همين دليل تاكيد داريم كه تشكيل يك دولت دموكرات بايد با حضور همه قوميتها، طوايف و گروهها باشد چرا كه تنها اين مساله ميتواند موجب نجات عراق شود اين مساله را با تمامي برادران شيعه و دوستان اهل تسنن مطرح كرديم و به برادران شيعه به طور جدي نسبت به هرگونه گرايش طايفهاي هشدار داديم .
وي افزود: خوشبختانه در فهرست انتخاباتي كه از حمايت آيتالله العظمي سيدعلي سيستاني برخوردار است يك تن از اهل سنت هم حضور دارد. در خصوص تدوين قانون اساسي هم آيتالله سيستاني بر حضور اهل تسنن در اين كار تاكيد دارند. اين چنين زمينههايي در افكار مردم عراق وجود دارد، بنابراين بايد تلاش مسوولان عراق، كشورهاي همجوار و تمامي كساني كه قلبشان براي عراق ميتپد و سعي دارند تا اين انديشه را كه دموكراسي به معناي خواست اكثريت است تقويت كنند، زياد شود. به نظر من جناحهاي تندرويي حضور دارند كه قصد دارند اين مساله را تحريك و تشديد كنند شايد كه تعصبات موجود در پايگاههاي مردمي به آنجا اجازه چنين كاري را ميدهد من نسبت به اين وضعيت بسيار متاسفم ومعتقدم كه اين درگيريها به ضرر هر دو طايفه و خدمت به دشمنان است.
خاتمي در بيان نظر خود درباره روابط با عراق نيز گفت: روابط ما با عراقيها خوب است همان طور كه ميدانيد ما از طرفداران شوراي حكومت انتقالي هستيم كه در آن زمان شكل گرفت. امروز هم ما جز حاميان دولت انتقالي هستيم كه بعد از انتخابات از سوي ابراهيم الجعفري تشكيل شده است. ما آمادگي كامل خود را براي بازسازي عراق و همچنين امضاي توافقنامههاي طولاني مدت اعلام ميكنيم. معاون اول رياست جمهوري دولت من و نخست وزير عراق مسووليت رياست كميته همكاري دو كشور را برعهده دارند اعطاي كمك مالي به عراق را تصويب كرديم و بودجه زيادي را براي آن اختصاص داديم. توافقنامههاي همكاري نيز در زمينه گاز، نفت و ديگر زمينهها حتي بازسازي وجود دارد و من دوست ندارم كه هيچ گونه سوظن يا مانعي در راه اين روابط ايجاد شود طبيعتا برخي از افراد مغرض و سو استفادهگر تلاش ميكنند به تحريك برخي مسايل بپردازند، اما با وجود بيداري و هوشياري مسوولان دو كشور، هيچ مشكلي وجود ندارد ما سعي ميكيم تا در راستاي همكاري، حسن همجواري، بازسازي عراق و عدم دخالت در امور اين كشور گام برداريم كه البته اين امر براي دولت عراق هم مصداق پيدا ميكند.
وي در خصوص انتقال نمونهاي از دولت ايران به عراق، پاسخ داد: هرگز مساله به اين شكل نيست، ما هرگز اعلام نكردهايم كه عراق بايد در تشكيل دولت از ايراني تبعيت كند، بلكه برعكس از مردم عراق خواستيم تا خودشان سرنوشتشان را براساس شرايطي كه در آن قرار دارند تعيين كنند، موضع گيريهاي آيتالله سيستاني، سيدعبدالعزيز حكيم، ابراهيم الجعفري و ديگران نادرستي اين شايعات را تاكيد و اعلام ميكنند كه آنها تلاشي شيطاني براي بد كردن روابط دو طرف است. عراق و ايران هر يك هويت خاص خود را دارند، بهتر است عراق با توجه به ساختار جمعيتي - طايفهاي و قومي از تجربيات خودش استفاده كند. عراق به نمونهاي نياز دارد كه متعهد به اسلام و تعاليم آن باشد و همه گروهها را در بر بگيرد. بدون شك ما هرگز درصدد تحميل نمونهاي از دولت خود به ديگران نيستيم.
وي در مورد سرنوشت اصلاحات بدون حضور اصلاح طلبان و در سايه پيروزي اصولگرايان، گفت: اجازه بدهيد كه سوال را به اين شيوه مطرح نكنيم كه نيمي از محافظه كاران تندرو و گروهي پيشرو هستند. اولا طبيعت دموكراسي اين است كه كسي كه با كسب راي اكثريت پيروز ميشود، رييس جمهور است و بقيه بايد به او احترام بگذارند، در رقابتهاي انتخاباتي هم اين مساله طبيعي است كه هر جناحي از يك فرد يا انديشهاي خاص حمايت كند. مساله بر اين است كه چه كسي ميتواند تا راي اكثريت را جلب و پيروز انتخابات شود.
وي يادآور شد: در رابطه با مساله اصلاحات بارها گفتم كه از نظر من اصلاحات مشابه يك روند تحول ذاتي و خود به خودي است نه يك طرح به همين منوال اين اشتباه است كه كسي فكر كند كه اصلاحات با آمدن فردي تقويت و با رفتن آن تضعيف ميشود اصلاحات برگرفته از قلب جامعه ماست.
وي تاكيد كرد: جامعه ما امروز بيدار شده است و در مقام هيچ نظامي الا حاكميت مردمي تسليم نخواهد شد. طبيعتا خواسته ملت ايران از دموكراسي امنيتي است كه مطابق با خواستهها، معيارهاي ديني و فرهنگياش باشد، اگر دولتها توانستند اين شيوه را ارايه دهند از حمايت مردمي برخوردار خواهند بود و اگر شكست بخورند جناحي كه باقي ميماند شيوه تعيين كننده اصلاحات است و كسي هم كه با آن مخالفت كند، منزوي خواهد شد. اگر به برنامههاي چهار يا پنج ساله توجه كنيم، ممكن است از شكست سخن بگوييم، اما زماني كه از شرح حال جناحها سخن ميگويم به وضوح شاهد پيشرفت خواهيم بود.
خاتمي خاطرنشان كرد: امروز ملت ما در اوج بيداري است. موضع گيريهايي را مشاهده كرديد كه خواهان اصلاحات هستند، امروز در نتيجه هشت سال رياست جمهوريام، دولت از آن حالت رسمياش عدول كرد و انتقاد از آن به صورت امري كاملا عادي درآمده است، امروز رييس قوه قضاييه را ميبينيم كه به عنوان مدافع حقوق مردم است و هدف اصلاحات هم دفاع از آزادي و حقوق انسان و شهروندان است و امروز ميبينم كه رييس قوه قضاييه ما اين مساله را مطرح ميكند. طبيعتا مردم در صورتي به انتخاب دولت ديگر دست ميزنند كه در برنامههاي اقتصادي و اجتماعياش ناموفق است. معتقدم دولت من مظلوم واقع شد و ملت به طور درست و مطلوب در جريان دستاوردهاي آن قرار نگرفته است.