پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /شهريور /۱۴۰۵
Tuesday 08 September 2026
کد خبر:۱۰۶۴۸۱۷
۱۰:۰۲
۱۴۰۵/۰۶/۱۷
تغییر رفتار مصرفی مردم؛

کوچ اجباری از نو به دست‌دوم؛ سنگینی سایه گرانی بر سر آرزوها!

کوچ اجباری از نو به دست‌دوم؛ سنگینی سایه گرانی بر سر آرزوها!
گرانی و کاهش قدرت خرید، مردم را به خرید کالا‌های دست‌دوم و اقساطی سوق داده است.
۱۰:۰۲
۱۴۰۵/۰۶/۱۷
به گزارش آفتاب نیوز،

زمانی خرید لوازم دست‌دوم یا مصرف‌شده برای بسیاری از خانوار‌های ایرانی به‌نوعی تابو و حتی کسر شان محسوب می‌شد. داشتن کالای نو بخشی از سبک زندگی بود که افراد از وضعیت اقتصادی خود به‌نمایش می‌گذاشتند. حالا، اما این تفکر و این سبک تغییر کرده است. گسترش فقر و تشدید فشار‌های معیشتی چنان بر زندگی مردم سایه انداخته که کالا‌هایی که روزگاری تصور نمی‌کردیم بازار دست‌دوم داشته باشند حالا دوباره خریدوفروش می‌شوند. از لباس، کیف و کفش گرفته تا اثاثیه منزل و گوشی تلفن همراه؛ کالا‌هایی که برای بخشی از مردم صرفا یک وسیله معمولی نیستند و به‌کالایی لوکس و دست‌نیافتنی تبدیل شدند.

برای درک این مساله کافی است سری به‌پلتفرم‌های خریدوفروش کالا بزنیم. بسیاری از کالا‌ها با قیمت‌هایی پایین‌تر از بازار عرضه می‌شوند و خریدار پیش از آنکه به‌نو بودن کالا فکر کند به‌این موضوع توجه می‌کند که آیا هزینه با جیبش جور درمی‌آید یا نه. برای برخی نیز سالم‌بودن یا میزان کارکرد کالا در اولویت‌های بعدی قرار گرفته و همین که کارشان را راه بیندازد کافی است. درکنار این‌بازار خرید اقساطی نیز به‌راه دیگری برای عبور از دره معیشتی تبدیل شده است.

از برنج، گوشت و روغن گرفته تا لباس، لوازم‌التحریر و دیگر نیاز‌های روزمره به‌صورت اقساط کوتاه مدت و بلدمدت به‌مردم عرضه می‌شود. بازار دست‌دوم و خرید اقساطی دو پدیده متفاوتند، اما یک نقطه مشترک دارند و آن کوچک‌شدن توان خرید مردم است. 

حالا بخش قابل‌توجهی از جامعه پیش از هر خرید نه به‌نوبودن کالا که به‌توان خود و هزینه‌ها توجه می‌کنند. مردمی که روزگاری با دست‌ودلبازی فراوان خرید می‌کردند حالا بخاطر گرانی درحال بایگانی‌کردن آرزوهایشان هستند.

عصر دست‌دوم‌ها

مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس در گفت‌و‌گو با «جهان صنعت» با اشاره به‌افزایش خرید کالا‌های دست‌دوم و اقساطی اظهار کرد: افزایش خرید کالا‌های دست‌دوم یا خرید اقساطی محصولات غذایی را نباید صرفا یک واکنش موقت به‌گرانی دانست هرچند کاهش شدید قدرت خرید مهم‌ترین موتور این تحول است. وقتی درآمد خانوار‌ها با سرعت افزایش قیمت کالا‌ها هماهنگ نباشد مردم ناچار می‌شوند تعریف خود از مصرف را تغییر دهند.

در گذشته نوبودن یکی از معیار‌های مهم خرید بود، اما امروز برای بخش بزرگی از جامعه قیمت و قابلیت استفاده جای آن را گرفته است. درکنار فشار اقتصادی گسترش شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های خریدوفروش نیز باعث شده بازار دست‌دوم عادی‌تر شده و حتی جذابیت‌هایی برای آن ایجاد شود. کالا‌هایی که در گذشته ممکن بود خریدوفروش آنها با نوعی شرم اجتماعی همراه باشد امروز به‌سادگی در پلتفرم‌ها عرضه می‌شوند و خریداران نیز بدون آن حساسیت‌های گذشته به‌سراغ آنها می‌روند.

وی افزود: نباید افزایش خرید دست‌دوم را صرفا نشانه مصرف هوشمندانه یا تغییر مثبت فرهنگ مصرف دانست، زیرا در بسیاری از موارد انتخاب مردم انتخابی آزادانه نیست بلکه انتخابی است که فقر و کاهش قدرت خرید به‌آن‌ها تحمیل کرده است؛ بنابراین با ترکیبی از تغییر فرهنگی و اجبار اقتصادی روبه‌رو هستیم؛ تغییری که اگر بحران اقتصادی ادامه پیدا کند می‌تواند به‌یک الگوی پایدار مصرف تبدیل شود.

کوچ اجباری از نو به دست‌دوم

این جامعه‌شناس درباره عادی‌ترشدن خرید لباس، کیف، کفش و سایر کالا‌های دست‌دوم نیز اظهار کرد: در گذشته خرید کالای کارکرده اغلب پنهان می‌شد، زیرا جامعه آن را نشانه ناتوانی مالی می‌دانست، اما امروز افزایش قیمت کالا‌های نو باعث شده افراد بیشتری تجربه خرید دست‌دوم داشته باشند و همین گسترش تجربه تابوی اجتماعی آن را کاهش داده است. شبکه‌های اجتماعی نیز در این میان نقش مهمی داشتند و کالا‌های دست‌دوم را با مفاهیمی مانند وینتیج، اقتصادی، دوستدار محیط‌زیست یا انتخاب هوشمندانه بازتعریف کردند. 

با این حال تغییر زبان نباید واقعیت اقتصادی را پنهان کند. وقتی خانواده‌ای میان خرید یک کفش نو با قیمت سنگین و یک کفش دست‌دوم قابل‌استفاده مجبور به‌انتخاب می‌شود نمی‌توان همیشه این تصمیم را نشانه تغییر سبک زندگی دانست. بخشی از این عادی‌سازی محصول مدرن‌شدن بازار است، اما بخش مهمی از آن نیز حاصل جامعه‌ای بوده که توان خرید کالای نو را به‌تدریج از دست می‌دهد؛ بنابراین باید میان انتخاب آگاهانه و انتخاب تحمیلی تفاوت قائل شد.

آب‌روشن با اشاره به‌تغییر معیار‌های خرید در میان خانوار‌ها توضیح داد: تاحد زیادی می‌توان گفت معیار مصرف درحال تغییر از نوبودن به‌قابل‌استفاده‌بودن است. مردم امروز بیش از گذشته از خود می‌پرسند چرا باید برای یک کالا فقط به‌دلیل نوبودن چند برابر هزینه کنند درحالی‌که نمونه‌ای سالم و قابل‌استفاده از همان کالا با قیمت پایین‌تر وجود دارد. البته در تحلیل این اتفاق باید میان افزایش عقلانیت مصرفی و کاهش توان انتخاب تفاوت گذاشت.

تفاوت بزرگی وجود دارد میان فردی که با وجود توان مالی آگاهانه کالای دست‌دوم می‌خرد و فردی که به‌دلیل ناتوانی مالی هیچ گزینه دیگری ندارد. خطر آنجاست که جامعه اجبار اقتصادی را به‌عنوان فضیلت فرهنگی معرفی کند.

حرکت به‌سمت مصرف پایدار و جلوگیری از اسراف می‌تواند یک تحول مثبت باشد، اما وقتی مردم از خرید کالای نو محروم می‌شوند دیگر نمی‌توان این وضعیت را صرفا مصرف پایدار دانست. جامعه ایران امروز همزمان شاهد رشد مصرف عقلانی و گسترش مصرف اجباری است و نباید این دو واقعیت را با یکدیگر اشتباه گرفت.

دماسنج قدرت خرید

آب‌روشن درباره تصویری که بازار دست‌دوم از وضعیت اقتصادی خانوار‌ها ارائه می‌دهد گفت: گسترش خرید کالای دست‌دوم تصویری از شکاف میان درآمد خانوار و هزینه‌های زندگی ارائه می‌دهد. خانواده‌ای که پیشتر می‌توانست کالای نو بخرد امروز مجبور است همان نیاز را با هزینه کمتر تامین کند. از این منظر بازار دست‌دوم را می‌توان نوعی دماسنج غیررسمی قدرت خرید جامعه دانست. هرچه مراجعه به‌این بازار برای کالا‌های ضروری‌تر افزایش پیدا کند می‌توان دریافت که فشار اقتصادی عمیق‌تر شده است.

البته این بازار یک مزیت نیز دارد و آن اینکه به‌خانواده‌ها اجازه می‌دهد با منابع محدود بخشی از نیاز‌های خود را تامین کنند و فشار معیشتی را کاهش دهند، اما نباید راه‌حل مردم را با حل مساله اشتباه گرفت. اینکه مردم توانستند با خرید ارزان‌تر خود را با بحران سازگار کنند به‌معنای حل‌شدن بحران نیست. بازار دست‌دوم ممکن است زندگی را قابل‌تحمل‌تر کند، اما نمی‌تواند جای درآمد کافی، اشتغال پایدار و قدرت خرید واقعی را بگیرد. رشد این بازار در بسیاری از موارد بیش از آنکه نشانه موفقیت اقتصادی باشد نشانه انعطاف مردم برای بقا در شرایط دشوار است.

شکستن تابوی دست‌دوم

آب‌روشن با اشاره به‌تغییر نگاه جامعه به‌کالا‌های دست‌دوم اظهار کرد: تابوی خرید کالای دست‌دوم در جامعه ایران درحال تضعیف است، اما این تغییر تنها نتیجه تحول فرهنگی نیست. مهم‌ترین عامل افزایش قیمت کالا‌های نو و کاهش قدرت خرید مردم است.

وقتی تعداد بیشتری از افراد ناچار می‌شوند به‌بازار دست‌دوم مراجعه کنند یک رفتار استثنایی به‌رفتاری عادی تبدیل می‌شود. سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های خریدوفروش نیز این فرایند را تسهیل کرده و خریدوفروش کالا‌های کارکرده را از فضایی سنتی و گاه پنهانی به‌فضای عمومی منتقل کردند. بااین‌حال شکستن تابو همیشه نشانه پیشرفت نیست.

گاهی جامعه برای کنارآمدن با یک بحران نگرش خود را تغییر می‌دهد. اگر خرید دست‌دوم انتخابی آگاهانه باشد می‌تواند نشانه بلوغ مصرفی بوده، اما اگر نتیجه ناتوانی گسترده در خرید کالای نو باشد شکستن این تابو درواقع نشانه سازگاری جامعه با کاهش رفاه است. جامعه‌ای که آرام‌آرام به‌چیز‌هایی عادت می‌کند که پیشتر آنها را نشانه بحران می‌دانست.

مُسکن فقر

آب‌روشن با اشاره به‌رابطه میان بازار دست‌دوم و شکاف طبقاتی ادامه داد: گسترش بازار دست‌دوم به‌تنهایی اثبات‌کننده شکاف طبقاتی نیست، اما درکنار افزایش هزینه‌های زندگی و کاهش قدرت خرید تصویری روشن از نابرابری اقتصادی ارائه می‌دهد. در یک سوی جامعه گروهی همچنان توان خرید کالای نو و حتی تعویض سریع کالا‌های خود را دارند و در سوی دیگر گروه بزرگی برای تامین همان نیاز‌ها منتظر ورود کالای کارکرده به‌بازار هستند. کالایی که برای یک نفر مازاد یا قابل‌تعویض است برای فرد دیگری می‌تواند یک نیاز ضروری باشد.

بازار دست‌دوم از دل همین نابرابری تغذیه می‌کند. این بازار می‌تواند شکاف موجود را قابل‌تحمل‌تر کند، اما آن را از بین نمی‌برد. حتی ممکن است این روند به‌عادی‌شدن نابرابری منجر شود یعنی جامعه به‌جای پرسش از علت کاهش قدرت خرید صرفا راه‌های ارزان‌تر برای ادامه زندگی پیدا کند. خطر اصلی زمانی است که سازگاری مردم با نابرابری جای مطالبه برای اصلاح شرایط اقتصادی را بگیرد.

فاصله میان نیاز و توان خرید

این جامعه‌شناس در پایان بیان کرد: بازار دست‌دوم ازیک‌سو واقعا فاصله میان نیاز و توان خرید را کاهش می‌دهد، زیرا به‌خانواده‌هایی که قدرت مالی محدودی دارند امکان می‌دهد کالا‌های مورد نیاز خود را با قیمت پایین‌تر تهیه کنند. از این منظر این بازار نوعی سازوکار اجتماعی برای بقا در شرایط فشار اقتصادی بوده، اما از سوی دیگر همین بازار می‌تواند فقر را پنهان کند، چون که مردم به‌جای محرومیت کامل با نسخه ارزان‌تر نیاز‌های خود را تامین می‌کنند و در نتیجه عمق بحران کمتر دیده می‌شود.

نباید توانایی مردم در سازگاری را به‌حساب موفقیت ساختار اقتصادی گذاشت. خانواده‌ای که با خرید دست‌دوم زندگی خود را مدیریت می‌کند لزوما وضعیت مناسبی ندارد بلکه شاید فقط یاد گرفته باشد چگونه با درآمد ناکافی دوام بیاورد. بازار دست‌دوم می‌تواند یک راه‌حل کوتاه‌مدت و انسانی باشد، اما اگر جای افزایش قدرت خرید و اصلاح اقتصادی را بگیرد درنهایت به‌سازوکاری برای عادی‌سازی فقر تبدیل خواهد شد.

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha